پوستر فیلم محموله‌ی ويژه

اقتباس کره‌ای از لئون

محموله‌ی ويژه
Special Cargo | Special Delivery
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«لوک بسون» یکی از کارگردان‌هایی است که همگان نام‌اش را با یک اثر به‌یاد می‌آورند؛ لئون. این فیلم داستان همراهی یک آدم‌کش حرفه‌ای و تک‌بعدی با دختری نوجوان است که به‌طور اتفاقی سر راه یکدیگر قرار می‌گیرند. این فیلم یکی از معیارهای قابل قبول سینمای اکشن در سینمای سرگرمی محسوب می‌شود و تقریباً هر سینمادوستی حداقل یک‌بار به تماشای آن نشسته است. حال و در سال ۲۰۲۲، سینمای کره اقتباسی تقریباً آزاد را از فیلم لوک بسون انجام داده است.
فیلم «محموله‌ی ویژه» روایت دختری با نام «یون-ها» است که در کودکی به‌همراه خانواده از کره‌ی شمالی فرار کرده است. یون‌-ها اما تنها بازمانده‌ی خانواده در این مهاجرت بوده و دلالی با نام «سا-جانگ» او را بزرگ کرده است. یون-ها اکنون به‌عنوان راننده‌ای حرفه‌ای برای این دلال مشغول کار است و همچون سری فیلم‌های «انتقال‌دهنده» مشتریان زیرزمینی را به مقصد می‌رساند. اما در یکی از همین مأموریت‌ها مسافران او یک پدر و پسر هستند و همین سفر تبدیل به طولانی‌ترین مأموریت او می‌شود.
در این فیلم کاراکترها درست بر اساس هر کاراکتر اصلی‌ای که در فیلم لئون وجود دارد شخصیت‌پردازی شده‌اند. این‌بار به‌جای آن قاتل آرام و خونسرد و ساده، دختری که راننده‌ای خونسرد و حرفه‌ای است قرار دارد. شخصیت جذاب پلیس فاسد را نیز کارگردان سعی کرده به همان شیوه‌ی لوک بسون تصویر کند. برعکس لئون، این فیلم بیشتر روی تعقیب‌و‌گریز استوار است و تقریباً چیزی شبیه فیلم «انتقال‌دهنده» درآمده است. با توجه به اینکه سینمای کره‌ی جنوبی در آثار بدنه‌ی خود سعی دارد بهترین شیوه‌ی ممکن را در اجرای تکنیک‌های تصویری استفاده کند، در این فیلم نیز تمام سکانس‌های تعقیب‌و‌گریز با دقت خوبی مقابل مخاطب قرار می‌گیرد. شاید مهم‌ترین تفاوت این دو اثر که باعث می‌شود لئون یک سر و گردن نسبت به همتای کره‌ای‌اش بالاتر باشد، عمقی‌ست که لوک بسون به روایت داده است. در فیلم لئون بخش زیادی از فیلم به رابطه‌‌ی ماتیلدا و لئون اختصاص دارد و نوعی سمپاتی بین مخاطب و کاراکترها ایجاد می‌شود. اما در اثر کره‌ای چنین عمقی وجود ندارد و کاراکترها در مسیری کاملاً مستقیم دائم در حال تعقیب‌وگریز هستند. به‌همین سبب مخاطب فرصت این را پیدا نمی‌کند که به‌دور از بحبوحه‌ای که کاراکترها درگیرش شده‌اند زمانی را با آن‌ها، آن هم در ضربآهنگی آهسته، سر کند. این تفاوتِ ضربآهنگِ دو اثر است که باعث می‌شود سکانس پایانی لئون تبدیل به یکی از ماندگارترین قاب‌های سینما شود. در اثر کره‌ای اما کارگردان در سکانس پایانی مسیرش را از فیلم لوک بسون جدا می‌کند و یکی از قابل حدس‌ترین پایان‌ها را برای فیلم در نظر می‌گیرد. او در حقیقت فیلم خود را با این پایان‌بندی غرق می‌کند و فرسنگ‌ها از اثر لوک بسون فاصله می‌گیرد. کارگردان وقتی پیرنگ خود را از اثری دیگر قرض می‌گیرد و از آن سو زمانی که هیچ ایده‌ای هم برای برابری روایت خود با اثر اصلی ندارد، به‌نظر بهتر می‌آمد که در پایان‌بندی هم پیرو فیلم اصلی باقی می‌ماند. در هر حال تصمیم کارگردان کره‌ای چنین سکانسی بوده و به‌همین سبب نیز فیلم جز سقوط مسیری در پیش ندارد.