محبوبیت قهرمانان ورزشی باعث شده هالیوود هر از چندگاهی در پروژهای جدید و پرهزینه از آنها استفاده کند. دههی ۱۹۹۰ و اواخر بازی مایکل جردن افسانهای اولین سری فیلم هرج و مرج فضایی روی پرده رفت. حال و پس از حدود ۲۴ سال دومین سری از این اثر با حضور لبران جیمز روی پرده رفته است. اینکه بخواهیم این آثار را در فرم سینمایی مورد بحث قرار دهیم نکتهایست که حتی سازندگان آن نیز چندان تمایل به بحث در این باره ندارند، چرا که خودشان بهتر از هر مخاطبی میدانند که هدف فقط و فقط تبلیغات جانبی اثر است.
این مجموعه روایت خاصی را دنیال نمیکند و همانطور که گفته شد هدف فقط حضور قهرمانی چون لبران جیمز در آن است تا گیشهی چنین اثر پرهزینهای تضمین شود. کمپانی برادران وارنر این بار نیز با استفاده از تمام پتانسیل کاراکترهای کارتونی خود سعی کرده مخاطب کم سن و سال را نیز درگیر این جذابیت تصویری کند. پالت رنگی ناموزون و متنوع و تمپوی بالای اثر در راستای تکمیل پروژهی تضمین گیشه هستند. این کمپانی فیلمسازی از سویی دیگر سعی کرده تا در پسزمینهی مسابقهی اصلی تمام کاراکترهای فیلمهای سینمایی خود را نیز در جایگاه تماشاگران قرار دهد. البته این کار چندان مخاطبی را که درگیر برشهای پیدرپی و ضربآهنگ بالای فیلم است ترغیب به کندوکاو نمیکند. بههمین سبب هر از گاهی ممکن است شخصیت ماسک را بهسبب کنتراست رنگی لباسهایاش در پسزمینه ببیند. تنها شخصیتی که در چند پلان استفاده شده کینگکونگ است و مابقی شخصیتهای چند دههی اخیر این کمپانی در خیل شخصیتهای پسزمینهی فیلم گم میشوند.
استفاده از یک قهرمان ورزشی در یک اثر سینمایی کار نابهجایی نیست اما کمپانی بزرگی مانند برادران وارنر که معمولاً بر اساس سیاست بلندمدت خود نقشهی راه پنج سال آینده را روزبهروز چیده است، بایستی مقدمات لازم را برای حضور قهرمانی همچون لبران جیمز فراهم کند. شاید یکی از این اقدامات برگزاری کلاسهای فشردهی بازیگری برای این افراد است که بتوانند هنگام حضور مقابل دوربین حداقل استانداردهای بازیگری را رعایت کنند. اما نه در سری جردن و نه در سری جیمز چنین اتفاقی رخ نداده است. آنچه مقابل چشمان مخاطب قرار گرفته یک روایت دست چندمی با بهروزترین تکنیکهای سینمایی است. پس از تماشای فیلم حتی یک سکانس هم در ذهن باقی نمیماند که بخواهیم نکتهای سینمایی را در باب آن بیان کنیم. شاید به جرأت بتوان گفت که آثاری از این دست حتی از استانداردهای نداشتهی سینمای گروه ب نیز پایینتر هستند و تنها و تنها بهسبب بزکهای تبلیغاتی کمپانی سازنده است که مخاطب سینمای سرگرمی را بهسوی خود میکشند. بهطور حتم حضور قهرمانی همچون لبران جیمز در کنار شخصیتهای کارتونی محبوب، هر کودکی و نوجوانی را ترغیب به یک بار تماشای چنین اثری می کند. اما در نهایت باید گفت که خود کمپانی برادران وارنر نیز به شکست سینمایی چنین اثری واقف است.