ساختن این فیلمها از تماشا کردن آنها لذتبخشتر است
«سونیک» حدود یک سال است که با «تام» و «ریچل» زندگی میکند. او تلاش میکند از قدرت خود بهترین استفاده را کرده و لقب قهرمان را از آن خود کند. او اما هنوز توانایی زیادی برای استفاده از این قدرت ندارد. همهچیز عادی است تا اینکه «رباتنیک» به همراه موجودی قدرتمند با نام «ناکلز» پیدایاشان میشود تا زمردی جادویی را که باعث قدرتی فراوانی میشود، پیدا کنند. از سوی دیگر موجود عجیبی با نام «تیلز» نیز از سیارهای دیگر برای کمک به سونیک آمده است.
سونیک خارپشت درواقع یک بازی ویدئویی قدیمی است که از سال ۱۹۹۱ تا کنون ادامه داشته است. در سال ۲۰۲۰ قسمت اول این بازی به صورت فیلم ساخته شد و دو گروه متفاوت را پیش از اکران مشتاق به دیدن خود کرد. یکی آنها که عاشق این بازی و علاقهمند به دیدن شخصیتهای دوستداشتنی آن در یک فیلم بودند و دستهی دیگر علاقهمندان به «جیم کری»، این بازیگر پر استعداد و کمدین دوستداشتنی که همواره همه را با بازیهای فوقالعاده متنوع و زیبای خود شگفتزده میکرد. جیم کری آنقدر نقشهای متفاوت و خاصی بازی کرده است که دیدن او بر صفحهی نمایش با هر داستانی میتواند جذاب باشد. دیدن کری در فیلم «سرگذشت ناگوار، داستانهای لمونی اسنیکت»، محصول ۲۰۰۴، و فیلم «ماسک»، محصول ۱۹۹۴، کافی است تا بتوان اوج استعداد او را در نقشهای عجیب و نامتعارف دید. دیدن او در این فیلم اما چندان خوشآیند نیست. زیرا استعدادی که کری هنوز هم در سن شصت سالگی دارد برای این چنین فیلمهای خستهکننده و فاقد خلاقیتی حیف است.
فیلم «سونیک خارپشت ۲» نیز به مانند قسمت اول آن شاید بتواند تنها نیمهی اول جذابی داشته باشد. زمانی که شخصیتهای جدید ورود پیدا میکنند و تعقیبوگریزهایی رخ میدهد. سکانس ابتدایی فیلم که با حرکات جیم کری و ادای احترامی به فیلم «دورافتاده» و آن سنگ معروف همنشین «تام هنکس» آغاز میشود، ما را خوشحال میکند که شاید قرار است با فیلمی متفاوت روبهرو باشیم، اما هر چه زمان میگذرد و داستان جلوتر میرود بیهوده بودن آن هم بیشتر نمایان میشود. داستانی که در آن منطق روایی جای خود را به جلوههای ویژه داده است و بدون خلاقیتی خاص تا انتها پیش میرود. این فیلم حتی نتوانسته از جیم کری هم بهرهی خوبی ببرد و روایت خود را جذابتر نشان دهد، اگرنه جیم کری هنوز هم فوقالعاده است.
فیلم «سونیک خارپشت ۲» نیز به مانند بسیاری دیگر از فیلمهای هالیوودی که با بهریز و بهپاش ساخته شده است تنها میتواند مخاطب عام را دچار هیجان لحظهای کند، به طوری که حتی بیننده بعد از پایان فیلم هم یادش نباشد روند داستان چگونه رخ داده است، زیرا آنقدر این روند آشفته و درهم است که بیننده فراموش میکند در طی مسیر چه رخ داده و هدف از اتفاقات چه بوده است. این فیلم پر از حفرههای داستانیای است که در تمام فیلمهای پرسروصدای هالیوودی میتوان آنها را دید. حفرههایی که اتفاقاً اصل داستان را هم نشانه گرفتهاند. در این میان همانطور که گفتیم تنها جلوههای ویژه کار خود را به درستی انجام دادهاند و باعث ایجاد تصاویری متفاوت شدهاند. در حقیقت با آن همه ریختوپاشی که برای این فیلمها میشود و بازیگرانی که عموماً در آن بازی میکنند و تصاویری که قرار است ادغامی از تصاویر واقعی و سیجیآی باشند ساختن این فیلمها از دیدن آنها لذت بخشتر است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.