عشقهای زیادی
فیلمی کمدی از مارکوس کارنوِیل که به همراه آدریَن سُوار نویسندگی اثر را نیز عهدهدارند. دربارهی مردی دو زنه به نام فرناندو- آدرین سُوار- هست که ۱۹ سال از ازدواج نخستاش میگذرد. و حدود ۱۰ سال است که ازدواج دوم را هم سپری کرده است. همسر اولش در مار دِل پلاتا زندگی میکند و دومی در بوئنوس آیرس. دوشنبه تا پنجشنبه را با پائولا- گابریلا توسکانو- بوده و جمعه تا یکشنبه را همراه وِرا- سولِداد ویلامی- میگذراند. از همسر اول دو دختر و زن دوم یک پسر دارد. او به این روال زندگی عادت کرده است. اول فیلم اشاره میکند که همسرش را خیلی دوست دارد و عاشقاش است. و پس از اندک زمانی زن دیگر را کارگردان به ما معرفی میکند که باز فرناندو به او هم همان عنوانی را میدهد که به زن قبلی. خودش هم نمیداند چگونه به این روش عادت کرده و نمیتواند از آنها دست بکشد. میگوید هردوی آنها را دوست دارد و بدون حتی یکی از آنها این مثلث عاشقانه ناقص است. همکارش به وجود زن اول پی میبرد و متحیر است که او چگونه میتواند تعادل ایجاد کند؛ چرا که گونزالو-رفیقاش- حتی قادر به زندگی و ادامه با تنها همسرش هم نیست. حال چطور میتواند با دو خودرو، منزل، بیمه و کارتها و حسابهای بانکی مجزا اینگونه به زندگی خود ادامه دهد؟ طی سانحهای تصادف کرده و راهی بیمارستان میشود. بالاخره همسر اولاش پی به وجود زندگی دیگر برده و در طی تصمیماتی که با همسر اول میگیرد به فکر انتقام میافتند.
بیش از هرچیز این اثر را باید فیلمی کمیک که در سطح مانده بهشمار بیاوریم. داستانی که علیرغم روتین بودناش فاقد محتوای درست پرداخته شده نیست و بیننده فقط شاهد حوادث و تکاپوهای مردی دروغگو برای حفظ دو زندگی خویش است. حتی به خود اجازه میدهد که آنها را برای ادامهی زندگی متقاعد نماید تا در کنار هم روندی عادی را در پیش گیرند. موسیقی و ترانههای استفاده شده در فیلم هم بههمان اندازه فقط سرگرم کننده هستند و از القای حس مناسب به مخاطب دورند.
در پایان باید گفت این اثر برای یک دورهمی کافی میتواند باشد و عدم تماشای آن ضربهای به سینما و دنیای آن نخواهد زد. فیلمی که بیننده را به همان ضعیفی خود همراه میکند و فقط برخی لحظات اندکطنزآلودش بههمراه برخی دیالوگهای تکراری – اما باز هم جذاب – میتواند حداقل برای یکبار بیننده را آزار ندهد.
تماشای آنلاین