— اولین ترکشهای جنگ اوکراین در سینما
نزدیک به یک سال است که از تهاجم روسیه به اوکراین میگذرد. شاید اکنون دیگر جنگ اوکراین سرتیتر خبرها نباشد، اما آتش جنگ همچنان در حال سوزاندن زندگی بسیاری از مردمان این سرزمین است. فیلم اول «ماریان بوشان» نه به این جنگ، بلکه به سال ۲۰۱۴ میپردازد. در سال ۲۰۱۴ و پس از انقلاب نارنجی اوکراین و فرار رئیسجمهور دستنشاندهی پوتین به روسیه، ارتش روسیه خاک کریمه را اشغال کرد. اما در جبههی شرقی اوکراین و مناطق جداییطلب دونباسک جنگ بین دو طرف وجود داشت. کارگردان دوربین خود را به همین مناطق شرقی اوکراین برده است.
چند ماه پیش بود که فیلم «تکتیراندازها» از سینمای چین را با یکدیگر مرور کردیم. فیلم جدید اوکراینی همان دلیلی است که میتوان با استناد به آن اثر چینی را زیر سوال برد. هر دو فیلم در راستای اشاعهی پروپاگاندای یک کشور در دورهای از جنگهای گذشته هستند. اما اثر اوکراینی کاملاً میداند چه آثاری را سرلوحهی خود قرار دهد. کارگردان اوکراینی سعی دارد در فیلم خود از آثاری چون «دشمن پشت دروازه» و «غلاف تمام فلزی» استفاده کند. اما اثر چینی بسیار ساده و کاملاً بیمنطق بهسراغ استفاده از سوپراسلوموشن و جلوههای ویژهی احمقانه رفته است. روایت فیلم اوکراینی دارای همان فردیتی است که مخاطب ژانر اکشن-جنگ بهدنبال آن میرود. به موفقیتهای تجاری آثاری چون «دشمن پشت دروازه» توجه کنید که کارگردان چگونه با یک تک تیرانداز و دوری از هر گونه شلوغی نامربوط اثر خود را تثبیت کرده است. فیلم اوکراینی برخلاف نمونهی چینی دارای چنین شخصیتی است. کارگردان بهخوبی کاراکتری منفعل را انتخاب میکند و او را در طول روایت به رستگاری مورد نظر خودش میرساند.
روایت فیلم برای مخاطب عادی سینمای اکشن-جنگ بسیار باورپذیر و راحتالحلقوم است. اما اگر همین مخاطب کمی سختگیر باشد، بهراحتی به بیمنطقی روایت پی میبرد. کارگردان دوست دارد روایت را در ضربآهنگی ملایم پیش ببرد، اما در میانهی پردهی دوم آنقدر از کاراکتر خود دور میشود که تا انتهای داستان قادر نیست بهسوی او بازگردد. کارگردان در پارهی دوم فیلم اسیر تقابل تنبهتن فیلم «دشمن پشت دروازه» میشود. ضعف او در این بخش این است که وارد زندگی شخصی تکتیرانداز روس نمیشود و فقط به گزارشهایی که نمیدانیم از کجاست بسنده میکند. مشکل اساسی دیگر این روایت ناتوانی از طراحی یک منطقهی جنگی است. کاراکترها در این فیلم گویی به یک سفر بیرون شهر رفتهاند و گهگاهی در حال بازی پینتبال هستند. در هر صورت و با وجود تمام این ضعفها، فیلم سادهی اوکراینی یک سر و گردن از نمونهی چینی خود بالاتر است.
این فیلم با اینکه به حوادث ۲۰۱۴ میپردازد، باز هم اولین واکنش سینمایی به تهاجم روسیه علیه اوکراین است. با توجه به تمام رخدادهای دلخراشی که طی این یک سال شاهد بودیم، باید دید واکنش سینماگران مختلف به آنها چه خواهد بود. دردآور است که پس از جنگهای خانمانسوز بسیار باز هم باید شاهد بازنمایی رخدادهای جنگی در سینما باشیم. در هر حال وظیفهی هنر در هر شاخهای بازسازی رخدادهای تلخ گذشته برای آیندگان است؛ آیندگانی که همچون نسل ما شاید در زمان خود در حال تجربهی جنگی جدید باشند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.