اکشنی ملایم اما سرگرمکننده
آثاری که بر مبنای تیراندازی و ماجراجوئیهای مختص به خودش تولید شدهاند کم نیستند و طرفداران خاص خود را دارند. پس از گذشت حدود ۲۷ سال از اولین اسنایپر، این بار به گونهی دیگری قرار شده تکتیرانداز به پردهی نقرهای ورود کند و اتفاقهایی را رقم زند. در سال ۱۹۹۳ تکتیرانداز، تکتیرانداز۲ به سال ۲۰۰۲ و آخرین اسناپیر که تکتیرانداز۳ باشد در سال ۲۰۰۴، تولید شدند. اکنون باید به تماشا نشست که آیا این اثر جدید بر دیگر سریها مقدم است و یا دچار پسرفت شده و منتظر بعدی باید بود؟
با ترور یکی از سیاستمداران خارجی در خاک امریکا، این اثر آغاز میشود. سیاستمدار فقید برای امضای قراردادی به امریکا سفر کرده و به دنبال تحریمهای پیشِ روی کشورش، این توافق میتوانست مزایا و معایبی برای بعضی شرکتها داشته باشد که عاملی برای از میان برداشتن او و توافقنامهاش است. این ترور متعاقباً تشویش اذهان عمومی و سلب آرامش بین دو ملت و مخلّ امنیت داخلی در قبال مقامات عالیرتبهی سیاسی محسوب میشود. تنها مظنون این ماجرا کسی به جز برندِن بکِت نیست. تکتیراندازی که فقط این امر از دست او بر میآید. در همین اثنا بیننده با تکتیرانداز اصلی آشنا میشود؛ زنی آسیاییتبار با لباس مختص به قاتلین و ابرقهرمانان زن؛ لباسی چرمینه و گریم مخصوص به شخصیت مهاجم؛ رنگآمیزی کردن بخشی از صورت- حوالی چشم به مثابه چشمبندی- که بهتر است قرمز باشد و درجهی محرک بودن و یورشبرندگی به قربانی را به بیننده القاء کند! برندِن بهواسطهی شهرت پدرش در تیراندازی شناخته شده است. پدرش ثامِس بکِت- تام برِنگر- در خانهای به دور از حواشی زندگی میکند و با حضور فرزندش خاطرهبازیاش گل میکند و رابطهای عاطفی و البته معقولانهای را شکل میدهد. از سوی دیگر ماموران سیا و نیروی پلیس را داریم که تصمیم به درگیر کردن پدر و پسر تکتیرانداز به میدان مبارزه کرده تا عاملان قتل را به دام اندازند.
رویهمرفته این اثر در بین دیگر تکتیراندازان ارائه شده از شدت خشونتباری کمتری بهره برده و در عوض با روایت منظم و خلق صحنههای اکشن و گاهاً نفسگیر تلاش برای هرچه جذابتر کردن داشته است. چاد مایکل کالینز بیش از هر نقشی تداعیکنندهی بازی مشهور و معروف Call of Duty است؛ اینبار تلاش چندانی برای نقشآفرینی ویژهای نکرده است. اما در مقابل، تام برِنگر نهایت سعی خود را برای مانا بودن کرد و با اینکه به شخصیت او آنچنان هم بهاء داده نشده بود، اما بهخوبی توانست از ایفای نقش خود برآید. تکتیرانداز زن- سایاکا آکیموتو- که خواننده و بازیگر ژاپنی است در درگیریهای میان او و برندِن کاملاً طبیعی حاضر شد. فیلم دارای ریتمی تند اما فاقد سردرگمی است. خبری از وجود کاراکترهای اضافی در میان نیست. صحنه و نورپردازی برای سکانسها و پیامهای منتقلشده به بیننده و بهدنبال آن القای هیجانات بهطور مطلوبی خلق شده است. سکانس تیر اندازی پدر به فرد خاطی که پسرش را گروگان گرفته است میتواند از سکانسهای نفسگیر و نگرانکننده باشد که از زوایای مختلفی به بیننده نمایش داده شد. اگر سطح توقع خود را پایین بیاورید، این اثر نمیتواند بهترین در این ژانر باشد، اما انتخابی سرگرمکننده برای روزی کسالتبار خواهد بود. برای طرفداران اکشن نیز اثری تقریباً مقبول به شمار میآید و حرف آخر اینکه ظاهراً باید به انتظار نشست تا نوه و نتیجههای بکِت بزرگ سر و کلهاشان پیدا شود و اسنایپرهای دیگری را رقم زنند.