پوستر فیلم تک‌تیرانداز

همه‌چیز در خدمت «ما بهترین هستیم»

تک‌تیرانداز
Sniper
محصول ۲۰۲۲ – چین
ژانر اکشن، جنگ
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

جنگ بین دو کره همیشه مورد مناقشه‌ی سینمای کره‌ی جنوبی و چین بوده است. سینمای بدنه‌ی دو کشور همیشه سعی دارند در آثار خود وزنه‌ی فداکاری نیروهای خود را سنگین کنند. در سینمای جنگ هر کشوری چنین رویکردی اجتناب‌ناپذیر است. از تمام آثار مربوط به جنگ‌های جهانی گرفته تا جنگ‌های داخلی، همه‌اشان با نگاهی سوبژکتیو در برابر مخاطب قرار می‌گیرند. اما جنگ دو کره بسیار متفاوت است. در این جنگ به‌غیر از نیروهای شمال و جنوب، سه کشور شوروی، چین و آمریکا نیز دخیل بودند. حال این جنگ و مستندات تاریخی آن دست‌مایه‌ی سینمای جریان اصلی چین برای انتقام‌گیری از نیروهای آمریکایی شده است. در فیلم جدید «ژانگ یی-مو» و دخترش، «ژانگ مو»، در کمال تعجب نماینده‌ی سینمای بدنه‌ی چین برای ساخت چنین اثری شده‌اند.
«ژانگ یی-مو» یکی از نمایندگان جنبش سینمایی «نسل پنجم» در سینمای چین است و به‌سبب آثار فاخری که خلق کرده است به چهره‌ای جهانی در این سینما بدل شده است. اما نظام حاکم بر این سینما چنین کارگردانی را هم به‌سوی ساخت آثاری این چنینی سوق می‌دهد. داستان فیلم «تک‌ تیرانداز» در باب گروهی از نیروهای ویژه در خط مقدم نیروهای چینی است. آن‌ها سربازانی متشکل از بهترین تک‌تیراندازها هستند و قرار است به نیروهای آمریکایی در یک پایگاه پاتک بزنند.
فیلم‌های اکشنی که در آن‌ها یک تک‌تیرانداز باهوش کاراکتر اصلی است در سینما کم نبوده‌اند. نمونه‌ی موفق آن در سینمای بدنه «دشمن پشت دروازه» است. در این فیلم یک تک‌تیرانداز روسی و تک‌تیراندازی آلمانی در میان بحبوحه‌ی جنگ رقابتی تن‌به‌تن دارند. در فیلم چینی که گویی کپی برابر اصل آن فیلم است نیز با چنین تقابلی روبه‌رو هستیم. این فیلم حتی یک کپی متوسط نیز نیست. در سرتاسر فیلم شاهد آن پروپاگاندایی هستیم که سعی دارد نیروی خیر و شر را به‌زور به‌خورد مخاطب خود دهد. همین شعار پررنگ که کل فیلم را فرا گرفته است باعث شده با روایتی منسجم مواجه نشویم. در نمونه‌ی هالیوودی می‌شد به‌راحتی پیرنگ‌های فرعی را در میان آن شلوغی شاهد بود. گویی یک درام هیجان‌انگیز مقال روی مخاطب قرار داشت و در کنار رویارویی آن دو تک‌تیرانداز با مثلثی عشقی هم روبه‌رو بودیم. اما در کپی چینی چنین روایت چند لایه‌ای وجود ندارد. عده‌ای کاراکتر میان برف‌ها در حال غلت خوردن هستند. در این میان چند تیر با جلوه‌های ویژه‌ی مضحک از لوله‌ی تفنگ‌ها خارج می‌شود. در اینجا به‌جای آینه شاهد استفاده از ملاقه‌ای فلزی هستیم که بیش از یک آینه‌ی شفاف مکان دشمن را تشخیص می‌دهد. این اصرار بیش‌ازحد چینی‌ها به نداشتن چیزی و پیروزی در یک نبرد، حتی اگر در جنگ دو کره نیز رخ داده باشد، برای مخاطب کنونی سینما کاملاً غیرقابل باور است. چرا؟ به این علت که فیلم‌ساز حتی سعی نکرده پایه‌ی روایی خوبی برای اثر خود ایجاد کند. همه‌چیز با بالاترین ضربآهنگ، حتی بالاتر از دور تندهای سینمای بالیوود، در حال رخ دادن است. در نتیجه‌ شاهد دیالوگ‌هایی بی‌سرو‌ته و پهلوان‌پنداری کاراکترهای چینی هستیم.
از کارگردانی چون «ژانگ یی-مو» بعید بود که چنین پروژه‌ی ضعیفی را روی پرده ببرد. کارگردان آثاری چون «قهرمان» و «یک ثانیه» و چندین اثر مطرح دیگر در کمال تعجب این افتضاح تصویری را نیز به لیست آثار خود اضافه کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟