پوستر فیلم جفت‌یک (نام این کاراکتر بین مخاطبان فارسی‌زبان همان «اسنیک‌آیز» معروف است اما این اصطلاحی است که در تخته‌نرد استفاده می‌شود و زمانی است که هر دو تاس عدد یک را نشان دهند)

اکشن ضعیف برای نمایش دوباره‌ی یک کاراکتر کمیک‌بوکی

جفت‌یک (نام این کاراکتر بین مخاطبان فارسی‌زبان همان «اسنیک‌آیز» معروف است اما این اصطلاحی است که در تخته‌نرد استفاده می‌شود و زمانی است که هر دو تاس عدد یک را نشان دهند)
Snake Eyes
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در چند سال اخیر اقتباس و سینمایی کردن شخصیت‌های کمیک‌بوکی سرعت زیادتری به خود گرفته است و غول‌های استودیویی هالیوودی در به‌تصویر کشیدن این کاراکترهای جذاب و داستان زندگی‌شان گوی سبقت را از یکدیگر ربوده‌اند. حال نوبت به مترو گلدوین مایر رسیده است تا به‌سراغ شخصیت «اسنیک‌آیز» از فرنچایز «جی.آی. جو» برود. این استودیو برای ساخت این اثر اکشن به‌سراغ «روبرت شونتکه» رفته است تا با استفاده از تجربه‌ی او در ساخت آثار هم‌رده بتواند اثری سرگرم‌کننده را روی پرده ببرد. شونتکه که آثاری چون «قرمز» محصول ۲۰۱۰ را در کارنامه‌ی خود دارد شاید در نگاه اول بهترین گزینه برای این فیلم به‌نظر آید. اما چرا این فیلم حتی نزدیک یک اثر متوسط اکشن و ابرقهرمانی نشد؟‌
شاید مشکل اینجاست که اسنیک‌آیز مانند دیگر ابرقهرمانان پتانسیل تبدیل شدن به یک قهرمان را ندارد. اما مشکل اصلی جای دیگری‌ست و آن هم انتخاب بازیگران است. بیشتر بازیگران این فیلم در آثار رده‌ی ب سینما فعالیت داشته‌اند و همین امر سبب شده که ادای دیالوگ‌ها و احساساتی که باید بروز دهند چندان مناسب این قاب سینمایی نباشد. این بخش از فرنچایز جی.آی.جو به نحوه‌ی تولد کاراکتر اسنیک‌آیز اختصاص دارد و اینکه این کاراکتر چگونه از یک فرد مملو از انتقام تبدیل به مبارزه‌گری برای عدالت می‌شود.
متأسفانه شونتکه نتوانسته روایت خود را در فرمی درست روایت کند. او سعی کرده تمرکز خود را روی سبک زندگی سنتی ژاپنی و به‌نوعی روحیه‌ی سامورایی قبیله‌ی «آراشی‌کاگه» و تأثیر آنها روی شخصیت اسنیک‌آیز بگذارد. اما خرده‌پیرنگ‌های ناقص روایت او از ضدقهرمان‌ها و دیگر کاراکترهای همراه قهرمان داستان سبب شده با روایتی در کل ناقص روبه‌رو شویم. شاید اگر او می‌توانست از این شلوغی‌های غیر ضروری جلوگیری کند و کاراکتر خود را به نوعی مکاشفه‌ی شرقی برساند، فیلم رنگ‌و‌بوی یک اثر قابل قبول و بالاتر از متوسط را به خود می‌‌گرفت. خیلی ساده است! داستان مربوط به اسنیک‌آیز است و زمانی که این کاراکتر نتواند در ذهن مخاطب دچار تعالی شود، تضاد ایجاد شده در روایت بین افتخار و انتقام بسیار مضحک به‌نظر می‌رسد. در هیچ‌کجای این روایت ما با پله‌پله به تعالی رسیدن قهرمان داستان مواجه نیستیم بلکه سکانس‌هایی پاره‌پاره را مشاهده می‌کنیم که هیچ تأثیری در روند رشد اسنیک‌آیز ندارند. این کاراکتر در طول روایت از هیچ فیلتری عبور نمی‌کند و در انتها دوباره همان کارگر بندر در لس‌آنجلس است که لباس‌اش تغییر کرده است. این نوع شخصیت‌پردازی مضحک را فقط می‌توان در گروه فیلم‌های «ب» مشاهده کرد. شونتکه باید قبول کند که در ساخت اثر خود موفق نبوده و تنها مجموعه‌ای پاره‌پاره از سکانس‌های اکشن را مقابل دیدگان مخاطب قرار داده است و در قاب او هیچ تلاشی را برای قصه گفتن نمی‌بینیم؛ ‌در حالی‌که این کاراکترهای کمیک‌بوکی قصه‌های جذابی برای روایت دارند.