پوستر فیلم قاچاقچی‌ها

این فیلم سوء‌هاضمه‌ی فرمی داشت

قاچاقچی‌ها
Smugglers
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
ژانر اکشن، جنایی
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«ریو سئونگ-وان» ‌از آن دسته کارگردان‌های سینمای کره‌ی جنوبی است که از ابتدای مسیر فیلم‌سازی خود از دنیای روایت‌های جنایی و اکشن بیرون نیامده است. او در سال ۲۰۲۱ به دهه‌ی ۱۹۹۰ سفر کرده بود و سعی داشت از دل یک آشوب در کشوری آفریقایی به پیوندهای بین مردمان شمال و جنوب سرزمین کره بپردازد. حال در سال ۲۰۲۳، این کارگردان به دو دهه قبل‌تر از فیلم قبلی خود رفته است. داستان فیلم او در شهری کوچک و ساحلی در دهه‌ی ۱۹۷۰ می‌گذرد؛ زمانی که رشد سرسام‌آور بنگاه‌های اقتصادی و تجاری در جای‌جای کره باعث شده بود مردمان در هر نقطه‌ای از این کشور در تکاپوی به‌دست آوردن پول باشند. داستان آقای ریو به درون جمعی از زنان غواص می‌رود که با یک لنج به جایی میان دریا برای پیدا کردن ماهی و صدف می‌روند. آقای ریو در این فیلم هم مانند اثر قبلی نمی‌تواند افتتاحیه‌ی خوبی را در برابر مخاطب قرار دهد. فیلم این کارگردان گویی روی دور تند است و سیر اتفاقات به‌گونه‌ای نیست که بخواهیم پرده‌ی اول این فیلم را در ساختار سینمای کره‌ی جنوبی بسنجیم؛ ساختاری که در آن کارگردان ابتدا رخدادها را به‌صورت پینگ‌پنگی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و از دل این آشوب به پرده‌ی دوم وارد می‌شود. اما آقای ریو در این دو اثر پرده‌ی اول را تلف می‌کند. او در این فیلم حتی برای لحظه‌ای وارد دیوار خانه‌های این زنان و حداقل کاراکتر اصلی فیلم، «جین-سوک»، نمی‌شود. فیلم او گویی معرکه‌گیری این زن‌ها و دیگر کاراکترها را در یک غذاخوری محلی یا هنگام شستن لباس‌ها نشان می‌دهد و قرار نیست حداقل کمی از زندگی شخصی آن‌ها را شاهد باشیم. شاید به‌همین دلیل است که کاراکترهای این فیلم به دل نمی‌نشینند و ضربآهنگ به‌شدت بالای فیلم هم مزید بر علت می‌شود تا تا این فیلم برندگی کمتری داشته باشد.

آقای ریو سعی دارد وارد دالان آثاری شود که طی آن‌ها کاراکتر اصلی و صادق فیلم اسیر یک بازی مرگبار از سوی شخص یا اشخاصی می‌شود که آن‌ها را نمی‌شناسد. جین‌-سوک با مرگ پدر و برادر، خودش نیز به‌عنوان یک قاچاقچی برای مدتی راهی زندان می‌شود. جین-سوک در این فیلم جان ندارد و کارگردان در کل پرده‌ی دوم دست‌به‌دامان سکانس‌هایی می‌شود که بود و نبودشان چندان ضرری به فیلم نمی‌زنند. موسیقی متن به‌شدت ناهماهنگ با فیلم و گاهی محوکننده‌ی قاب‌ها باعث جدایی لحظه‌به‌لحظه‌ی مخاطب از روایت می‌شود. آقای ریو کارگردان نابلدی نیست، اما دو اثر اخیر او چیزی جز این را نشان می‌دهند.

آقای ریو برای آن دسته از مخاطبانی که تحمل کرده‌اند و خود را به پرده‌ی سوم فیلم رسانده‌اند جایزه دارد و سعی می‌کند از طریق چند اکشن لاغر و باز کردن روایت جبران مافات کند. اما این سکانس‌ها جز نوشدارویی پس از مرگ سهراب نیستند. شاید آقای ریو سعی دارد این‌گونه القاء‌ کند که به‌لحاظ فرمی تلاش کرده قاب‌بندی اثر خود را همچون اکشن‌ها و جنایی‌های دهه‌ی ۱۹۷۰ تصویر کند و به‌همین سبب است که شاید فیلم را این‌قدر بدون عمق و نازک می‌بینیم. البته این کارگردان کره‌ای اگر چنین توجیهی را برای ضعف روایت خود بیاورد، مسلماً می‌توان او را به سکانس‌های اکشن این فیلم ارجاع داد. آقای ریو باید بداند که با چند افکت صوتی و بالا و پائین کردن صدای کاراکترها، فیلتر یک رنگ روی کل فیلم و در نهایت موسیقی متن گوشخراش نمی‌توان مخاطب را وادار کرد که بپذیرد کارگردان در حال تصویر‌بندی به‌سبک چند دهه پیش است. شاید اگر تنها موسیقی متن همان ترانه‌ای می‌بود که جین-سوک زمزمه می‌کرد، اکنون با اثری به‌مراتب خوش‌فرم‌تر مواجه بودیم. در هر حال باید دید این کارگردان کره‌ای دوباره به آثاری چون «پرونده‌ی برلین» بازمی‌گردد یا خیر.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟