در باب دلهرههای سینمای کرهی جنوبی بارها نوشتهایم. کرهایها معمولاً سعی دارند تلفیقی از بیماریهای روان و کلیشههای دلهره را با یکدیگر ترکیب کنند و از آن میان روایتهایی را با امضای خودشان به مخاطب ارائه دهند. در سینمای تجاری کره بسیارند آثاری که مخاطب را با همان کلیشههای رایج فراطبیعی در ژانر دلهره روبهرو میکند. کرهایها در هر ژانری سعی میکنند هر دسته از مخاطبین سینما را بهسوی خود جذب کنند. آقای «جیسون جیو» در اولین تجربهی سینمایی خود تلاش دارد تا در مسیر سینمای دلهره گام بردارد.
آقای یو بهسرعت وارد مسیر روایی خود میشود. «سو-جین» بهیکباره از خواب برمیخیزد و «هیون-سو» را در گوشهی تخت مینگرد. هیون-سو زیر لب زمزمه میکند که کسی در خانه است. تعلیقها، پرشها و برشهای مستقیم درست از همین نقطه آغاز میشوند و مخاطب بدون اینکه درگیر مقدمهای شود خود را میان زندگی این زوج جوان احساس میکند. آقای یو از همین ابتدا روایت را به سه بخش تقسیم میکند. انتهای هر بخش تبدیل به سرآغازی مبهم برای بخش بعدی میشود. کارگردان در سرتاسر روایت سعی دارد مخاطب را روی لبهی باریک بین رخدادهای فراطبیعی و مشکلات روانی هدایت کند. در باب مشکلات روانی هیون-سو باید اینگونه گفت که او بهسبب تشخیص پزشکان دچار یکی از دستههای اختلال خواب است؛ حرکت سریع چشم در خواب. در این اختلال فرد در خواب بهسبب رویاهای زیادی که میبیند دچار خوابپریشی میشود و در برخی موارد به این رویاها جامهی عمل میپوشاند. در این اختلال فرد باید تحت نظر پزشک باشد و بهطور منظم داروهایی که برای او تجویز میشود استعمال کند. فردی که دچار این نوع اختلال است حتی در مواردی ممکن است باعث آزار اطرافیان خود شود. آقای یو در بخش اول داستان همزمان که این اختلال را از طریق رفتارهای عجیبوغریب هیون-سو در خواب برای ما تصویر میکند، زندگی این دو شخصیتپردازی کاراکتر سو-جین را نیز مقابل چشم مخاطب قرار میدهد. سو-جین مدیر یکی از بخشهای شرکتی بزرگ است و با هیوم-سویی ازدواج کرده که رویای بازیگر شدن دارد. در چند سکانس شاهد فیلمنامهخوانی هیون-سو و تماشای برخی از آثار او توسط این دو روی پردهی پروژکتور خانگی نیز هستیم. آنچه از این سکانسها برمیآید تلاشهای ناموفق هیون-سو در بازیگری است. از آنسو سو-جین زنی بسیار مثبتاندیش است و سعی دارد مانند بسیاری از افراد که تحت تأثیر چنین تفکراتی هستند زندگیاش را با تابلوهای انگیزشی در باب نگرش مثبت به مشکلات و در نهایت برنامهریزی روزانه و ماهانه برای رخدادهای زندگی در برابر مخاطب قرار دهد.
زیبایی فیلم آقای یو درست در همین پرداختهای جزئی به زندگی این زوج جوان در بخش اول داستان است. او در بخش دوم پا را کمی فراتر میگذارد و کمکم شک را وارد زندگی سو-جین میکند. در بخش دوم دیگر این سو-جین است که نقش کاراکتر مرکزی را بازی میکند. زن همسایه، مادر و شمنیسم در این بخش تبدیل به نقاط پررنگی در زندگی سو-جین میشوند و او کمکم از دنیای مثبتاندیشی خود وارد دالان تاریک شک و شبهه نسبت به رخدادها میشود؛ مخصوصاً زمانی که متوجه میشود پیرمرد طبقهی پائین فوت کرده است و زن همسایهی پائین دختر اوست.
در بخش سوم داستان گام کارگردان در مسیر جنون سو-جین است و روایت نیز بهلحاظ زمانی چند گام بیشتر برداشته است. آقای یو در این بخش با آن دسته از افرادی کار دارد که دوست دارند از دل روایتهای رازآلود و برای جذب مخاطب عنوانهایی چون رمزگشایی و موشکافی را بیرون بیاورند. اما این کارگردان خوب میداند که مخاطب در پردهی اول از تمام جزئیاتی که او در اختیارش قرار داده آگاه است و سکانس پایانی را تبدیل به اختتامیهای بسیار لذتبخش برای این مخاطب آگاه میکند؛ اختتامیهای ساده و درعین حال گیرا و جذاب. آقای یو در فیلم خود سعی دارد با برشهای ساده و در نقاط مشخص استفاده از اکستریمکلوزآپهای معنادار برای تغییر فاز روانی سو-جین مخاطب را در مسیری ساده و جذاب در سینمای دلهره قرار دهد. فیلم خواب همان اثری است که سینمای دلهرهی نسل جدید در آن گام برمیدارد و طی این چند سال بارها شاهد ظهور آثاری قابل تأمل در این ساختار بودهایم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.