پوستر فیلم خلبان

وقتی کارگردان‌ها فیلم‌های جاسوسی زیاد دیده باشد

خلبان
Skydog
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«کالت» پسری دبیرستانی‌ست که به پرواز علاقه‌ی بسیاری دارد و با تمرین خلبانی قصد وارد‌شدن به مدرسه‌ی خلبانی را دارد. پدرش سال‌ها پیش فوت کرده و او با مادرش زندگی می‌کند که همواره مشوق او در زندگی است. اما ناگهان به او اطلاع می‌دهند، مادرش که در سی.آی.ای کار می‌کند، در حین انجام یک عملیات محرمانه گم شده است و او هم باید برای محافظت خود به شهری دیگر برود.
فیلم‌های جاسوسی‌ مانند «سه‌گانه‌های بورن»؛ محصول ۲۰۰۲-۲۰۰۴-۲۰۰۷ و حتی «سری فیلم‌های جیمز باند» را بیشتر علاقه‌مندان به این ژانر دیده‌اند. اما یکی از قدیمی‌ترین فیلم‌های این ژانر را می‌توان فیلم «۳۹ پله»؛ محصول ۱۹۳۵، به کارگردانی هیچکاک دانست. فیلمی که با شخصیت اصلی همواره درحال فرارش با ایجاد موقعیت‌هایی جذاب و اتفاقاتی هیجان‌انگیز و البته پر رمزوراز که مختص سینمای هیچکاک است، می‌تواند به راحتی جزو فیلم‌های برتر این ژانر قرار بگیرد. این فیلم هیچکاک را یکی از فیلم‌های مطرحی که باعث ساخت فیلم‌های بعدی در این ژانر شده است، می‌دانند.
فیلم «خلبان» را اما نه فیلمی جاسوسی می‌توان دانست و نه حتی مهیج. داستان فیلم درباره کالت است که بدون اینکه بداند، پدرش در سی.آی.ای کار می‌کرده و مادرش هم هنوز در آنجا کار می‌کند، دل‌اش می‌خواهد یک مأمور و پلیس موفق باشد. او حتی خواب آن را هم می‌بیند. نشان دادن خوابِ کالت که بود و نبودش در داستان تغییری ایجاد نمی‌کند، جز طولانی کردن بیهوده‌ی آن قرار است منجر به چه اتفاقی شود؟! البته که این تنها سکانس بیهوده‌ی داستان نیست و فیلم پر شده از این نوع سکانس‌های احمقانه، بیهوده و به شدت کلیشه‌ای. مانند سکانسی که کالت را برای لحظاتی در تعقیب کسی نشان می‌دهد که معلوم نیست، کیست یا زمانی که او در مدرسه درحال تمرین فوتبال است. این سکانس‌های ناگهانی و بی‌ربط به مسیر داستان در نهایت باعث آشفتگی داستان می‌شوند و برش‌های ناگهانی را در داستان ایجاد می‌کنند. در ادامه نیز با ورود او به مدرسه‌ای جدید با نامی جدید اتفاقات احمقانه‌ی دیگری رخ می‌دهد. اینکه کالت به راحتی به دختر و پسری از مدرسه در همان روزهای ابتدایی اعتماد کرده و راز پدرومادرش که خودش هم سال‌ها از آن بی‌اطلاع بوده را بازگو می‌کند، جای تعجب دارد. اتفاقات مسخره‌ی پایانی داستان که منجر به این می‌شود که نه سی.آی.ای که خود کالت باعث پیدا شدن مادرش شود هم داستان را از آنچه که هست بی‌منطق‌تر می‌کند. اصرار داستان به نشان دادن سکانس‌های عاشقانه در میان اتفاقات‌اش نیز یکی دیگر از اشکالات آن است که باعث آشفتگی بیشتر آن شده است.
فیلم «خلبان» آنقدر آشفته و باری‌به‌هرجهت است که نباید نام فیلم را هم بر آن نهاد. این فیلم دو کارگردان دارد که هر دو بازیگرانِ نقش اصلی داستان هستند. یکی از آنها بازیگر نقش کالت است و با توجه به این نکته تعجبی هم ندارد که او را نابازیگر در نقش خودش ببینیم و دیگری نابازیگر و ناکارگردانی است که نقش مهم دیگری را در این فیلم بازی می‌کند. این فیلم را به راحتی می‌توان داستانی خودمانی دانست که دو دوست در اثر زیاد دیدن فیلم‌های جاسوسی فقط برای سرگرم کردن خود آن را ساخته‌اند و دیگر هیچ.