«آدری» به همراه «ایتان»، همسرش، به عروسی «لیام»، برادرش، و «کلمنس» میروند. این عروسی در خانهی قدیمیای که متعلق به پدرومادرشان بوده، اما بعدها لیام آن را خریداری کرده است، برگزار میشود. اولین مواجهه آدری با لیام و کلمنس با دیدن حلقهی ازدواج مادرشان در گردن کلمنس آغاز شده و از همینجا احساس حسادت در آدری نیز بیدار میشود. حسادتی که البته ریشه در بحران روحی خود آدری دارد. بحرانی که در ادامه باعث ایجاد اتفاقات مختلفی در این عروسی میشود.
فیلم «خواهر داماد» در درامی ساده سعی میکند، بحران میانسالی زنی خانهدار با دو فرزند را نشان دهد. زنی که به زودی چهل ساله میشود و از درون احساس نارضایتی از همهچیز دارد. او از اینکه استعدادهای خود را نادیده گرفته و نتوانسته به آنچه در جوانی میخواسته، برسد، ناراحت و خشمگین است. این احساس نارضایتی و حتی حرام شدن چنان است که از اندام خود نیز احساس رضایت ندارد. اندام او بعد از عمل جراحی که هنگام تولد فرزنداناش داشته، تغییرات اساسی کرده، ازاینرو او با دیدن خود در آینه احساس شرم میکند. این امر باعث شده حتی ایتان را هم نادیده بگیرد، اما ایتان همیشه پشتیبان و همراه آدری بوده است. تمام این اتفاقات در ذهن آدری باعث شده، او نسبت به کلمنس، دختر جوان، شاداب، موفق و زیبای در برابرش بهشدت احساس حسادت کند. البته که کلمنس نیز جوان است و نسبت به ارتباطی که بین این خواهر و برادر وجود دارد، احساس خوبی ندارد و حتی شاید حس حسادت دارد. پس کشمکشهایی بین آدری و کلمنس همواره در حال رخ دادن است و تنش موجود بین آنها ایتان و لیام را هم رفتهرفته درگیر میکند.
داستان فیلم «خواهر داماد» در روندی منطقی توانسته این احساس نارضایتی آدری را نشان دهد، آن هم با اتفاقاتی کموبیش کمدی. این کمدی هرگز اغراقآمیز هم نشده و روابط بین افراد در تعادل کمدی و واقعیت به خوبی نشان داده شده است. شخصیتها رفتهرفته وارد داستان شده و با مکالمات و اتفاقات شناسانده میشوند. داستان از ابتدا تا نزدیک به یکسوم پایانی خود خوب عمل کرده است. اتفاقاتِ تاحدودی خلاقانه و سرگرمکنندهای هم در داستان رخ میدهد و همهچیز به نظر خوب میآید. اما در یک سوم پایانی انگار کارگردان ایدهای برای پایان بخشیدن به داستان خود نداشته و با پایانی کاملاً غیرواقعی تمام احساسات شخصیتهایاش را نادیده گرفته است. تمام مشکلات روحی و روانی آدری با چند جمله حل شده و همهچیز با خوبی و خوشی تمام میشود. مشکلاتی که آتقدر وسیع هستند که نمیتوانند اینگونه آسان حل شوند.
از سوی دیگر فیلم در فضای عروسیست. پس سکانسها عموماً شلوغ بوده و همیشه صدای آواز و آهنگ شنیده میشود. این موسیقی فضای فیلم را دلنشین کرده است. تصاویر هم با آن فضای خانه و زیباییهای جمعشده در یک مکان برای عروسی آرامبخش دیده میشوند. انتخاب قاببندیها و شاتهای زیبا از محیط پیرامونی هم در فیلم به چشم میآید و تنها ایراد داستان که نتوانسته این فیلم را به سطح متوسطی هم برساند، همان پایان غیرواقعی است که بیننده را ناراضی نگاه خواهد داشت.