کارگردان ناتوان در دام جشنواره
بسیاری از آثار جشنوارهای گویا دارای یک ضربآهنگ مشخص، دکوپاز مشابه و تدوینهایی با برشهای تقریباً همسان هستند. زمانی که اکثر قریببهاتفاق این آثار را از سر میگذرانیم گویی با سینمای گروه ب پنهانی مواجه هستیم که گردانندگان جشنوارهها و رسانههای وابستهاشان با بال و پر دادن به این آثار سعی دارند ذهن مخاطب را از این قیاس درست دور کنند. استفاده از نابازیگر تا جایی قابل اعتناست، اما زمانی که کارگردان صرفاً برای دیدهشدن در جشنوارهای مشخص دست به این تکرارها میزند باید مشکل را در فیلمساز بودن یا نبودن آن کارگردان دید. در جشنوارههایی اروپایی همیشه محتوا بر فرم ارجحیت داشته است. زمانی که تاریخ را مرور میکنیم شاهد این هستیم که غیر از کشورهای صاحب سینما که معمولاً روح سینما در آنها خاموش نمیشود، بسیاری از آثار مربوط به کشورهای مختلفی که عملاً سینما کارایی خود را در آنها از دست داده با آثاری به این جشنوارهها ورود میکنند که کلیت آن مشخص است؛ توسل به محدودیتهای ویرانگر در باب زنان از طریق قابهای شاعرانه و بهنوعی صورتی کردن رنج سیاه! حال خانم «آپولین ترائوره» در اثری مضحک سعی دارد رنج زنان بورکینا فاسو را در فرمی هیجانانگیز تصویر کند.
این اثر قرار است در باب دختری بادیهنشین و مسلمان با نام «سیرا» باشد که پدرش را طی حملهی یک گروه تروریست وابسته به داعش در صحرا از دست میدهد. سیرا نیز بهیکباره به چشم سردستهی تروریستها میآید و دستبسته به پشت ماشین هدایت میشود. جایی در صحرا ماشین سردسته مسیر را عوض میکند، به سیرا تجاوزی در حد حامله کردن این دختر میکند و سپس او را در بیابان رها میکند. هدف کارگردان این است که سیرا را به کمپ آنها برساند و در آنجا شروع به جنگ با کمبودها کند و در نهایت با یک کلاشنیکف و همکاری یک ارتشی انتقام خود را بگیرد. اما در این میان کارگردان که خود نیز یک زن است هیچ حرفی از رنجی که دختر بادیه نشین صحرا در میان سنتهای مذهبی ویرانکننده در هزارهی سوم میکشد نمیزند. کارگردان در عوض سعی دارد از یکسو افراطیهای مذهبی را از خود نرنجاند و از یک سو هم سعی دارد تمام بهرهی سیاسی و هنری خود را در جشنواره از طریق بازنمایی کارتونی این واقعیت تاریک ببرد.
این فیلم در بهترین حالت یک اثر از سینمای گروه ب در سینمای تجاری محسوب میشد؛ گروهی از سینما که بارها در مرورهای مختلف به آن اشاره کردیم. در سینمای گروه ب تجاری عملاً خبری از بازتولید هنر در ساختار فرم و محتوا نیست. در عوض در این سینما با تعریف جدید (سینمای گروه ب در تاریخ سینما تا همین لحظه همچون سیب بالای سر نیوتون بارها چرخیده؛ از آثار نوآر گرفته تا قدرتمندترین آثار سینمای اسلشر و اسپلتر و اکستریم ابتدایی) استودیوها سعی دارند سینمای ژانری را از طریق بازیگرانی ارزانتر پیش ببرند. اثر خانم ترائوره نیز نه بازیگری در قدوقوارهی یک اثر مستقل را دارد و نه حتی به فرمی وابسته است که بتوان این محتوای چندپاره را از طریق آن تعریف کرد. تنها کار خانم کارگردان جمع کردن چند مرد با اسلحه میان صحرا، پرچم داعش (که البته این روزها میان چپهای اروپایی طرفدار زیادی پیدا کرده)، دخترانی با برقع، تجاوز به آنها، حامله شدن، و پردهی سومی اکشن و هیجانانگیز است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.