احتمالاً مخاطب ایرانی فیلمهای کرهای نام «کیم جی-هون» را پس از دیدن فیلم «برج» محصول سال ۲۰۱۲ بهیاد بیاورد. کیم در آن فیلم که بهنوعی اولین تجربهی بلند سینماییاش محسوب میشد سعی کرده بود بهسیاق آثار هالیوودی مخاطب را با یک اثر تمامهیجانانگیز و بدون سکتهها و سکونهای میانی روبهرو کند. باید گفت که این اثر آن فیلمی نبود که بخواهد مخاطب را کمی دچار هیجان معمول در حین تماشای آثار هیجانانگیز کند. اما سال ۲۰۲۱ است و کیم پس از سه تجربهی درام دوباره به فکر ساختن یک اثر هیجانانگیز مانند فیلم برج افتاده است.
ساکنان یک ساختمان نوساز در سئول پس از بارندگی شدید با فرونشست زمین مواجه میشوند و این ساختمان بههمراه ساکنانی که در آن لحظه در ساختمان بهسر میبردند به عمق ۵۰۰ متری زمین سقوط میکند. کیم در پردهی اول فیلم خود سعی کرده بهدور از هر عجلهای، برای رسیدن به اتفاق اصلی روایت، به معرفی شخصیتهای اصلی فیلم خود بپردازد. باید گفت که خوب از پس این کار برآمده و شخصیتهای اصلی به همراه موتیفهای کلامی و تصویریشان به مخاطب معرفی میشوند. نقطهعطف اول داستان هم در زمانی رخ میدهد که مخاطب آمادگی این را دارد که با هر اتفاقی در آن ساختمان مواجه شود. اما این فیلم یک لایهی کمدی را درون روایت خود دارد و کارگردان بهخوبی توانسته طنز آمیخته در شخصیتها و دیالوگها را با هیجان ذاتی فیلم پیش ببرد. پردهی سوم نیز آمیختهای از هیجان، کمدی و ملودرام است و آماده است مخاطب را با تمام کلیشههای رایج در این نوع روایتها مواجه کند؛ کلیشهی مادر پیر و فرزند مهربان، پدری که برای نجات فرزند ناممکنها را ممکن میکند و عاشقانههایی که به حقیقت تبدیل میشوند.
در مرور سینمای کرهی جنوبی و ۱۵۰ روز با سینمای این کشور عنوان کردیم که تا مقطعی سینمای کمدی کرهی جنوبی نمیتوانست مخاطب غیرکرهای را جذب کند. علت آن هم این بود که تعریفهای موقعیت کمدی در سینمای کره با آنچه که مخاطبان سینما در سراسر جهان از سینما میشناختند متفاوت بود و همین باعث مهجور ماندن این ژانر سینمایی در جهان میشد. اما نزدیک به دو دهه است که دیگر این انفصال را شاهد نیستیم و هر کاراکتری در هر موقعیتی بهراحتی میتواند با مخاطب غیرکرهای ارتباط برقرار کند.
این فیلم هم مانند بسیاری آثار مشابه دیگر در ژانر هیجانانگیز فقطوفقط برای سینمای سرگرمی ساخته شده است و نمیتوان انتظاری بیش از این داشت. این دسته از فیلمها در نهایت میتوانند نزدیک به دو ساعت از یک روز تعطیل مخاطب علاقهمند به این ژانر را پرکنند و نمیتوان ماندگاری ذهنی آن را چندان طولانی دانست. در هر حال آثار سینمای سرگرمی مانند فرنچایزهای مارول و دیسی و بسیاری آثار هالیوودی و بالیوودی در میان مسیرهای متنوع سینمایی وجود دارند و شاید با کمی روتوش بتوان آنها از یک اثر سرگرمکنندهی صرف بیرون آورد و رنگوجلایی سینمایی به آنها بخشید. اما تا آن روز این آثار صرفاً نقش یک سرگرمی گذرا برای مخاطب علاقهمند به خود را دارند.