پوستر فیلم محاصره‌ی سیلورتون

عصیان بدون طعم در اثری اقتباسی

محاصره‌ی سیلورتون
Silverton Siege
محصول ۲۰۲۲ – آفریقای جنوبی
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

آثار بسیاری را در باب تاریخ قرن بیستم آفریقای جنوبی و مبارزات علیه حکومت آپارتاید مشاهده کرده‌ایم. هر کدام از این آثار سعی داشته‌اند به نوعی حرکت و خیزش مردمی را علیه نژادپرستی و حکومتی خودکامه به‌تصویر بکشند. برخی آثار سعی کرده‌اند از مجرای گونه‌ی درام به این موضوع بپردازند و برخی دیگر از دالان آثار هیجان‌انگیز و جنایی که برخی عملیات‌های انقلابی را اقتباس کرده‌اند آن دوران را بازنمایی می‌کنند. فیلم جدید سینمای آفریقای جنوبی با کارگردانی «ماندلا والتر دیوبی» سعی دارد با اقتباسی از یک رخداد واقعی بار دیگر بخشی از این تاریخ را ورق بزند.
این فیلم در کمال تعجب در نقطه‌ی مقابل حادثه‌ی واقعی قرار دارد. در سال ۱۹۸۰ سه نفر از یکی از گروه‌های مبارز سیاه‌پوست در حین فرار راه خود را به سمت یک بانک در مرکز شهر باز می‌کنند. کارمندان طبقه‌ی بالای بانک فرار می‌کنند. اما مشتریان و کارمندان حاضر در طبقه‌ی همکف اسیر این سه نفر می‌شوند. پس از اینکه پلیس و نیروهای امنیتی دورتادور بانک را محاصره می‌کنند، دو نفر از گروگان‌ها به بیرون از بانک فرستاده می‌شوند که پلاکاردهایی حاوی پیام آزاد کردن ماندلا به گردن‌اشان آویزان است. اما فیلم راه خود را برعکس پیش می‌برد. نحوه‌ی ورود این افراد به بانک کاملاً تصادفی است. حتی در فیلم تا زمانی که این سه نفر وارد همکف نشده‌اند، همچنان نمی‌دانند چه ساختمانی را تصرف کرده‌اند. حتی فکر آزاد کردن گروگان‌ها در ازای آزادی ماندلا نیز کاملاً از سر ناچاری و پس از شکست نقشه‌ی اول به ذهن‌اشان خطور می‌کند. اینکه کارگردان قصد داشته از طریق تعاملات بین کاراکترهای حاضر در بانک به هدف خود برسد، دلیل نمی‌شود که هیجان رخداد واقعی کاملاً از فیلم حذف شود.
این فیلم قادر نیست مخاطب را مجاب به تماشای یک اثر کاملاً سیاسی کند. کارگردان همه‌ی بال‌و‌پرهای سیاسی را از فیلم گرفته است. این فیلم را با «بعدازظهر سگی» سیدنی لومت مقایسه کنید. زمانی که یک گروگان‌گیری تبدیل به حرکتی نمادین می‌شود، همه‌ی کاراکترها باید قدرت هم‌ذات‌پنداری با مخاطب اثر را داشته باشند. اما در این فیلم کاراکترها کار خودشان را می‌کنند و مخاطب تا پایان فیلم سردرگم است؛ سردرگم از اینکه آیا صرفاً در حال تماشای یک حرکت پوچ عصیانی است یا این سه نفر واقعاً در حال خیزش هستند. کارگردان گویا در فیلم خود توان این را ندارد افراد بیرون از بانک را به روایت گره بزند. تنها چند سکانس بیرون از بانک را شاهد هستیم که آن هم به اضطراب سه مأمور امنیتی در قبال این واقعه می‌پردازد. در هیچ جای دیگری از فیلم ما با رشد این رخداد میان رسانه‌ها و مردم مواجه نیستیم. در اصل مردم بیرون از فیلم حذف شده‌اند. زمانی که تاریخ را ورق می‌زنیم، این رخداد یکی از عوامل مهم سرنگونی رژیم آپارتایدی بوده است. اما در این فیلم شبیه یک رخداد کور از سوی سه جوان پرشور می‌ماند که انتهای چیزی جز مرگ و سیاهی نیست. چند جمله‌ی نوشتاری قبل از تیتراژ پایانی هم نشانی بر این مدعاست که کارگردان در اثر خود خلأ سیاسی بودن این حرکت را احساس کرده است. اما فیلم به‌لحاظ فرمی هم درست در زمانی به پایان راه خود می‌رسد که در پرده‌ی اول با حرکتی اسلوموشن ورود نیروهای امنیتی به اطراف بانک را نشان می‌دهد؛ شیوه‌ای که فقط در سینمای بالیوود و آثار اکشن و کمدی سینمای سرگرمی رواج دارد و نه در بازنمایی یک رخداد سیاسی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟