اکشن جان وو جان نداشت
جان وو یکی از پیشگامان ژانر اکشن در ساختار «خونریزیهای قهرمانانه» است. او به اتفاق دیگر همنسلان خود توانست در سینمای اکشن هنگکنگ ساختار را مقابل مخاطب قرار دهد که هم ووشیا داشت و هم خونریزی و در این بین قهرمانی را میساخت که مخاطب میتوانست بهراحتی با آن همذاتپنداری کند. جان وو سالهاست که در ژانر اکشن زیست میکند و کم پیش آمده که خود را به درون مسیری دیگر در سینما ببرد. او در جدیدترین اثر خود نیز سعی دارد بار دیگر مخاطب را در برابر اکشنی انتقامی با تهمایههای همان ساختار خونریزیهای قهرمانانه قرار دهد.
شروع روایت همان ضعفیست که مخاطب را از اکشن پیش روی خود ناامید میکند. تعقیبوگریز ماشینها و درگیری کاراکترهای درون هر کدام از این خودروها مخاطب را بهیاد درگیریهای سینمای گروه ب میاندازد. در همین افتتاحیه است که حتی بازی آقای «جوئل کینمان» هم نشان از دور بودن این بازیگر با فضای فیلم وو دارد. در هر حال آقای وو وارد بطن روایت خود میشود و در روایتی که همانند افتتاحیه دیگر کلامی نخواهد داشت، مخاطب را به بازی بین قابها و موسیقی متن میبرد. تصمیم وو برای گرفتن دیالوگ معنادار از اثر اگر میتوانست با نگاهی بهروز در سکانسهای اکشن همراه شود، بیشک یکی از تجربیترین و فرمالیستیترین اکشنهای عریان را مقابل چشم مخاطب قرار میداد. اما چه حیف که آقای وو و تصویر اکشن در ذهن او در دههی ۱۹۹۰ باقی مانده و نمیتواند مخاطب کنونی اکشن را با خود همراه کند.
جان وو در این اکشن انتقامی و خونریزی قهرمانانه تلاشهایی کمرمق را در فرم تصویری خود انجام داده است. بهطور مثال او در یک هایانگل و بدون برش و تنها با تغییر نور صحنه مخاطب را به فلشبکی از خاطرات برایان و فرزندش میبرد. شاید تماشای با منت این اثر مدیون همین تکشعلههای کمرمق جان وو در فرم تصویری است.
آنچه فیلم را از نفس میاندازد عدم توانایی کینمان در ایفای کاراکتر سولوی روایت و در کنار آن کاغذی بودن کاراکترهای اطراف است. در فیلم آقای جان وو شرورها هم کاغذی هستند. او در کنار این شرورهای آمادهی کشتهشدن به شیوههای آکروباتیک، پلیس را هم به میان ماجرا میآورد و انتظار دارد مخاطب با روایتی وسیع مواجه شود. اما وظیفهی این پلیس در فیلم جز به جا گذاشتن کارت ویزیت، نگاه از پشت پنجره و در نهایت تیر خوردن در پردهی سوم چیز دیگری نیست. منطق روایی اثر بهگونهای نیست که مخاطب انتظار لال بودن همهی کاراکترها را داشته باشد. در این فیلم گویی با کارگردانی لجباز طرف هستیم که چون کاراکتر اول حنجرهاش را از دست داده، تصمیم گرفته خاک سرد بر دهان دیگر کاراکترها بمالد. این نگاه جان وو به منطق روایتاش چیزی جز لجبازی کودکانه نیست.
جان وو اگر قصد دارد در سینمای جریان اصلی همچنان زیست کند، باید فرم سینماییاش را بهروز کند تا قادر باشد روایتهایی دست اول را در سینمای اکشن به مخاطب ارائه دهد. فیلم «شب ساکت» تلاش اجباری کارگردان برای ارائهی اکشنی بود که همتایاناش در سینما سالهاست که دیگر بازنشسته شدهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.