فیلمهایی که درونمایهی رمزآلود دارند، ازآن دسته آثاری هستند که توان بسیار بالایی را میطلبند. چرا که دقت به ریزترین جزئیات در این ژانر، یک کار شگرف محسوب نمیشود، بلکه فقط بخشی از کار کارگردان است که از مسیر ژانری خود خارج نشود. فیلمهای تحت این ژانر معمولاً یک خط مشخص از ابتدا تا پایان خود دارند و در کنار این خط، دچار گسستگی میشوند. بسیاری از فیلمها از زاویهی دید شخصیت اول تمام این گسستها را شاهد هستند. اما برخی کارگردانها سعی میکنند زاویه دید را در طول فیلم تغییر دهند و شخصیت اول هم بخشی از این گسست خواهد بود. مطمئناً گزینهی اول مسیر بسیار راحتتریست.
کوپر کال در اولین فیلم بلند داستانی خود نیز سعی کرده راه بیشتر کارگردانهای تحت این ژانر را برود و نیاز ندیده که خود را دچار ریسک کند. او روایت دختری نوازنده که با حملهی یک فرد دچار نابینایی میشود را قرار است روایت کند. زندگی او پس از نابینایی و یک پرستار مرد که قرار است از او مراقبت کند تا بتواند دوران گذار پس از این سانحه را پشت سر بگذارد. «اِلِن» به مرور صداهایی را از آپارتمان کناری میشنود و هر روز قبل از ورود پرستار و سر ساعت مشخصی صدای دزدگیر یک ماشین توجه او را به خود جلب کرده است.
کوپر در این فیلم با بهرهگیری از شخصیت فیلم «شکاف» (۲۰۱۶)، با بازی جیمز مککاوی سعی کرده چنین کاراکتری را با پیشینهای متفاوت ارائه دهد. اما مشکل اینجاست که جذابیت چندگانهی فیلم که نابینایی، چند شخصیتی و زندانی که رهایی از آن امکانپذیر نیست، باعث شده تا کارگردان بخواهد از تمام این عناصر برای روایت خود استفاده کند. اما متأسفانه نتوانسته در پیشبرد هیچکدام از آنها موفق باشد. بیننده نه میتواند با الن رابطه برقرار کند، نه کلیتون و نه زن همسایه. از آن جهت زن همسایه بسیار مهم است که معمولاً در فیلمهای رازآلود، کارگردانها کوچکترین اجزای میزانسن و شخصیتهای فرعی را از قبل چینش کردهاند. در فیلمهای رازآلود شما وارد یک بازی با کارگردان میشوید. زمین بازی شما هم فیلم است. در این فیلمها، کارگردان شما را به چالش دعوت میکند. اگر بتوانید موفق شوید، یعنی از فیلم لذت نبردهاید. اما اگر کارگردان شما را شکست دهد، آن وقت است که مانند آثار فینچر هر از چند گاهی به آن فیلم سر خواهید زد.
فیلم «نابینا» نمیتواند خواستهی طرفدارن ژانر معمایی را برآورده کند؛ یک فیلم معمولی، با بازی معمولی بازیگران و روایتی محتاطانه و کمخطر برای کارگردان. اما ایدهی جذاب فیلم را بههیچعنوان نمیشود منکر شد و مطمئناً کارگردانهایی صاحب سبک در آیندهی نزدیک به سراغ آن خواهند رفت. فیلم نابینا در کلیت خود اثریست متوسط رو به پایین و قرار نیست مخاطب خود در یک چالش نفسگیر قرار دهد.