بهتر نیست روسیه بگذارد هالیوودیها بازنمایی جنگ جهانی را انجام دهند؟
طی همین ۲ سال بارها از سینمای بی در و پیکر تجاری روسیه شاهد آثاری بودهایم که هالیوود نمونههای موفقی نسبت به آنها را در دهههای گذشته ارائه داده است. سینمای تجاری روسیه درست در همان مسیری گام برمیدارد که سینمای چین طی دو دههی اخیر بخشی از آن را پیموده است؛ مسیر بیسرانجامی. «دشمن پشت دروازه»، محصول هالیوود، را به یاد بیاورید. این فیلم در باب یک تکتیرانداز روسی بود که طی حملات نازیها تبدیل به یک قهرمان ملی شد. فیلم تمام فاکتورهای یک اثر تجاری موفق را در خود داشت و بهخوبی مخاطب را در چند و چون نبرد استالینگراد و دوئل دو تک تیرانداز قرار میداد. حال روسها سعی کردهاند دوئلی دیگر را با هزینهی خود در سینمای تجاری بهتصویر بکشند.
فیلمهایی که محصول پروپاگاندای حاکمیتهای تمامیتخواهی چون چین و روسیه هستند، بیشتر شامل دیالوگهای ماسیده و نخنمای «ما میتوانیم» میشوند تا قابهای سینمایی. این فیلم نیز با همین دیالوگها آغاز میشود، ادامه مییابد و در نهایت به پایان میرسد. کارگردان سعی دارد یک سرباز سادهی روسی را بر حسب اتفاق تبدیل به یک قهرمان ملی کند. اما این قهرمانسازی آیا همان مسیر استاندارد سینمایی را طی میکند؟ بهطور حتم خیر.
کارگردان گویا نه در پشت دوربین و نه در اتاق تدوین حسوحال پرداخت روایت، کاراکترها و حتی جلوههای ویژه و برشها را نداشته است. فیلم به ما یک اردوی تفریحی در یک منطقهی نیمهجنگلی را نشان میدهد که عدهای با یونیفرم نظامی در حال بازیهای کودکانه هستند. مخاطب سینمای صرفاً سرگرمی هم در همان پردهی اول از این روایت قطع امید میکند. کاراکترها وظیفه دارند که درون قاب چند دیالوگ انگیزشی ادا کنند و سپس از قاب خارج شوند. صحنههای نبرد هم به منفجر کردن چند مادهی منفجره میگذرد و حتی تیر خوردن سربازان هم با برش بهتصویر کشیده نمیشود. علت آن چیزی جز نابلدی کارگردان در بهکارگیری تیم جلوههای ویژه و چهرهپردازی نبوده است.
این فیلم بهراحتی کپی برابر اصل «تکتیرانداز» سینمای چین در سال ۲۰۲۲ است. گویا دو کشور دوست و برادر در عرصهی سیاسی، در سینمای تجاری هم دچار همان افتضاحات هستند. اینکه در مرور آثار ضعیف سینمای روسیه و چین روی «تجاری» بودن تأکید دارم، به این علت است که کارگردانهای مستقل و جنبشی این دو کشور فرسنگها از سینمای بدنهی روسی و چینی فاصله دارند. بههمین علت است که با تأکید روی این صفت سعی داریم این دو بخش سینمایی را از هم مجزا کنیم. در هر حال فیلم جدید روسی نه به مخاطب سفری مملو از هیجان و اضطراب در برههای از جنگ جهانی را میدهد و نه حتی قادر است درامی دارای کاراکترهای قهرمان و ضد قهرمان را خلق کند. مخاطب در سرتاسر این اثر به نواهای محلیای گوش میدهد که علیرغم خوب و بدیع بودناشان، بهدرد یک اثر جنگی نمیخورند. برای تزریق اینگونه متعلقات به یک درام جنگی، ابتدا باید خود درام را دراماتیزه کرد و کاراکترها در آن پرداخت شوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.