چهار دختر نوجوان به کلاس عکاسی فوقبرنامهی مدرسهشان ملحق شدهاند. معلم عکاسی برای اولین تمرین به آنها دوربینهای عکاسی قدیمیای را میدهد و از آنها میخواهد با این دوربینها عکس بگیرند. سوژهی عکاسی آنها را هم «آخر دنیا» مینامد. این چهار دختر به پیشنهاد یکی از آنها سوار یک مترو میشوند تا انتهای این مترو را دیده و به عنوان آخر دنیا از آن عکس بگیرند.
سینمای کرهجنوبی چندین سال است استقلال فکری خود را یافته و با انواع و اقسام فیلمهای خود توانسته است در دنیا مطرح شود. چنانکه حالا با یک سریال جدید و پرهیجان توانسته خودی در جهان نشان دهد و از سریالهای پرطرفدار هالیوودی نیز گذر کند. اگرچه این سریال بیشتر جنبهی سرگرمی دارد و مانند بسیاری از فیلمهای خاص کرهای آن آرامش و اصالت داستانهای قدیمی را در پی ندارد اما هنوز هم نشاندهندهی خلاقیت و هدفمندی ساختار سینما و تلویزیون آن است. و قطعاً این ساختار در ادامه همچنان که جنبههای سرگرمی خود را افزایش میدهد، بر معنادار کردن فیلمهای خود نیز اهمیت میدهد و ما همواره میتوانیم امیدوار باشیم فیلمهایی را از این کشور ببینیم که اصالت خود را حفظ کردهاند و به ارزشهای اخلاقیشان پایبند هستند.
فیلم «تعطیلات کوتاه» را باید از آن فیلمهایی دانست که با تمرکز بر همان اصالت خاص سینمای کرهجنوبی میخواهد داستانی واقعبینانه را روایت کند. داستانی که به راحتی میتواند مخاطباش را با خود همراه کند. فیلمی آرام که در مسیر داستان ساده و روان خود با شخصیتهای به شدت واقعیاش بر روح و جسم مخاطب هدف خود که نوجوانان هستند، بنشیند و اجازه دهد آنها با شخصیتهایاش همذاتپنداری کرده و یک تجربهی شیرین را امتحان کنند. اما این فیلم علیرغم داستانی نوجوانپسند و داشتن قهرمانهایی نوجوان میتواند مخاطب بزرگسالان خود را هم کنجکاو دیدن داستان آنها کند. نوجوانهایی که قرار نیست هیچ کار هیجانانگیز خاصی را انجام دهند. آنها چهار نوجوان ساده از چهار خانوادهی متوسط هستند که تصمیم میگیرند سوار قطاری شوند و انتهای جهان را ببیند. از نظر این نوجوانان معصوم و ساده که دنیا برایشان هنوز به اندازهی شهرشان است، انتهای دنیا کجاست؟ آنها که دنیا را از دریچهی گوشیهای موبایلشان میبینند و تصوری از امنیت و آرامش درون یک روستا ندارند حال پا به دنیای واقعی گذاشتهاند. آنها زمانی که خانههای روستاییها را بدون قفل میبینند و میتوانند راحت وارد آن شوند و راحت در میان شالیزارهای برنج حرکت کنند و بگویند و بخندد، رفتهرفته خود را پیدا میکنند و به همدیگر هم نزدیکتر میشوند. به گونهای که در انتهای شب در کنار هم نشستهاند و از تجربیات تلخ و شیرین زندگی مادربزرگانشان و احساسات پنهان شده در زیر افکارشان حرف میزنند.
فیلم «تعطیلات کوتاه» داستان ذهنها و افکار دستنخوردهی چهار دختر است که هنوز ذات و افکارشان در تسخیر هیچ چیز قرار نگرفته است به همین دلیل هم است که بودن با آنها و همراه شدن با آنها لذتبخش است. آنها در کلام و در رفتارشان صداقت دارند، به راحتی میخندند بدون اینکه نگران ساعات بعدی یا نگران فردا باشند. به راحتی میبخشند بدون اینکه تصور کنند دیگری بدخواه آنهاست و به راحتی میپذیرند بدون اینکه به دنبال دلایلی عجیبوغریب بگردند. آنها بدون اینکه نگران روزمرگیها، کار، زمان از دست رفته یا در حسرت نداشتن چیزی باشند به راحتی سفری کوتاه را طی میکنند و از تمام آن لذت میبرند. لذتی که برای نوجوان مخاطب قابللمس و برای بزرگسال با حسرت همراه خواهد بود؛ حسرت آرامش گذشتهای که دیگر نیست. از این روست که این فیلم بهشدت صمیمی و واقعی دیده میشود. بازی بازیگران نوجوان آن و نداشتن موسیقی و تنها شنیدن صداهای محیط نیز باعث شده است این فیلم ملموس و نزدیک حس شود. حرکت آهسته و بدون تحرک دوربین که همواره جایی نشسته است و تنها نگاه میکند باعث میشود نگاه مخاطب هم از همین دریچه واقعیتر دیده شود.