پوستر فیلم شوتینگ‌استارز (نام اولین تیمی بود که لبران و دوستان صمیمی‌اش در کودکی تشکیل دادند)

آقای پادشاه از شما بعید بود

شوتینگ‌استارز (نام اولین تیمی بود که لبران و دوستان صمیمی‌اش در کودکی تشکیل دادند)
Shooting Stars
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

حدود یک سال پیش بود که بیوگرافی دوران نوجوانی بسکتبالیست یونانی، «یانیس آنتتوکمپو»، را مرور کردیم. در آن مرور به‌وضوح اشاره کردیم که یانیس فقط سفارش داده بود و سعی داشت کمی هم در هالیوود غور کند. اما اینکه بازیکنی چون لبران جیمز که طرفداران او با دیگران کل‌کل «کی‌ از کی در تاریخ بهتره؟»‌ راه می‌اندازند به چنین دریوزگی تصویری بیفتد کمی عجیب است. لبران جیمز هم همان راه غول یونانی را رفته و سعی دارد با یک گروه آمیخته از بازیگران حرفه‌ای و نابازیگران دوران نوجوانی‌اش را تصویر کند. کارگردانی این احمقانه‌ی تصویری بر عهده‌ی «کریس رابینسون» ۸۴ ساله است.
باید گفت کارگردان این اثر خود جیمز است و سعی دارد در فیلم خودش نیز ستاره شود. اگر قرار است رابطه‌ی دوستی چهارنفره‌ی جیمز و دوستان دوران کودکی‌اش تصویر شود چه نیازی به پادشاه پادشاه کردن بود؟ آیا جیمز همچنان عقده‌ی شنیده شدن لقب پادشاه را دارد؟ آنچه در این بین مسلم است حسادت پنهان بسیاری از بسکتبالیست‌های حرفه‌ای به ریخت‌و‌پاش هالیوود برای مایکل جردن است. طی این سه سال ابتدا نتفلیکس با مستند «رقص آخر» حسابی طرفداران بسکتبال را به عشق‌بازی با دوران حکمرانی جردن بر ان‌بی‌ای مشغول کرد و سپس با فیلم «ایر» از تأثیر بی‌چون‌و‌چرای جردن بر بازار البسه‌ی ورزشی و تکان دادن برند نایکی اثری ساختارمند را روی پرده برد. به‌طور حتم همه‌ی آن‌هایی که خود را رقیب جدی جردن در تصاحب بهترین می‌پندارند از این دو اثر ناراضی هستند. اما باز هم جای سوال است که چرا جیمز باید به ین دریوزگی تصویری دچار شود.
اگر به‌دنبال روایت در این اثر می‌گردید باید گفت که جست‌و‌جوی بیهوده‌ای در پیش دارید. حتی برای دلخوشی سینما هم که شده به‌اندازه‌‌ی یک سکانس رخدادی دراماتیک شکل نمی‌گیرد. زمانی که روایتی در کار نباشد به‌طور حتم نمی‌توان در باب مواردی چون ضربآهنگ و منطق روایی هم صحبت کرد. جیمز در این اثر به‌دنبال تصویر کردن دوران سخت نوجوانی خود بوده؟ بعید است. او هر چه تلاش کرده این سختی را به اثر خود بچسباند، در نهایت به باز نشدن در ماشینی قدیمی می‌رسد. جیمز این را در ذهن نیاورده که بسیار قهرمانانی بوده‌اند که برای تکه‌ای نان خشک دوران نوجوانی را از سر گذرانده‌اند و نامی ماندگارتر از او ثبت کرده‌اند.
لبران جیمز در این اثر بیشتر پول خود را به سطل زباله انداخته است. جیمز آن‌قدر در بسکتبال خاطره‌سازی کرده که اجازه دهد پس از بازنشستگی گروهی کاملاً حرفه‌ای از او روایتی سینمایی روی پرده ببرند. شاید هم جیمز احساس می‌کند همچنان داستان بزرگانی چون جردن روی قله‌ی توجه مخاطب سینما و ورزش قرار دارد و بازیکنانی چون او نقطه‌ی دراماتیکی در زندگی حرفه‌ای و شخصی خود ندارند. آقای پادشاه باید بداند که توجه نیاز به گدایی ندارد و هر مخاطبی در دنیای ورزش او را به‌یاد خواهد داشت. پس بهتر است این قهرمان ورزشی و دیگرانی که هم‌رده‌ی او هستند کمی آرام بگیرند و اجازه دهند تاریخ برای آن‌ها درام خلق کند. در هر حال باید گفت چنین آثاری بیشتر به ماهیت وجودی این بزرگان ورزشی لطمه می‌زنند؛ افرادی که در زمین بسکتبال بی‌رقیب هستند و احساس می‌کنند با پول می‌توان مخاطب سینما را پای خزعبلات تصویری دستوری از زندگی‌اشان نشاند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟