گوش کن، بی آنکه بشنوی
فصل اول سریال «شوگان» آنقدر قابهای زیبا و ضربآهنگ ملایمی دارد که در تلفیق با موسیقی متن کاملاً سازگار با روند رخدادها باعث میشود مخاطب طی ۱۰ قسمت بهصورت کامل زمینههای لازم را برای یک رویارویی بزرگ که منجر به ایجاد سومین دورهی شوگانسالاری در ژاپن شد شاهد باشد. این سریال اقتباسی از رمان موفق آقای «جیمز کلیول» با همین نام به سال ۱۹۷۵ است. جیمز کلیول استرالیایی-بریتانیایی را بهعنوان فیلمنامهنویس و رماننویس آمریکایی میشناسند که در آثار او میتوان فیلمنامهی موفق «فرار بزرگ» را نیز مشاهده کرد. در سال ۱۹۸۰ یک مینیسریال ۵قسمتی بر اساس آن ساخته شد که بازیگرانی چون «توشیرو میفونه» در آن به ایفای نقش میپرداختند. آن مینیسریال را اگر در مقام قیاس با اثر سال ۲۰۲۴ در نظر بگیریم باید گفت روایتی کاملاً زرد و بعضاً دارای کمدی فکاهی بود. اما در اثر سال ۲۰۲۴ عملاً شاهد شکلگرفتن کاراکترهایی هستیم که سیر رخدادها آنها را درگیر کلیدواژهی «سرنوشت» میکند.
فصل اول خط مستقیمی از زمان فوت حاکم ژاپن تا نفسهای انگشتشمار باقیمانده به جنگ بزرگ «سکیگاهارا» را در بر میگیرد. روایت راوی ندارد و از زاویهدید کاراکترهای مختلف درگیر در داستان پیش میرود. اما در این میان تقابل «جان بلکتورن» و «یوشی توراناگا» و خط وصل آنها، «ماریکو»، تبدیل به هستهی روایت میشود. تلفیق عناصر داستانی و رخدادهای تاریخی و در عین حال تمرکز روی منبع اقتباس باعث شده مخاطب بهخوبی در برابر داستانی قرار بگیرد که گویی همهچیز در خود دارد. دقت روی شکل دادن به باغهای ژاپنی، طراحی لباس، نورهای مصنوعی در فضاهای بسته و در عین حال پالت رنگی فضای بیرونی که تناسبی را بین پوشش کاراکترها و فضای پیرامون ایجاد میکند باعث میشود چشم مخاطب درگیر کل قاب شود.
آنچه در این روایت بیش از هر چیزی مشخص است تلاش برای پایبند بودن به مناسبات میان طبقهی اشراف در ژاپن است. به دیالوگهایی که تبدیل به هایکوهایی در باب طبیعت، سرنوشت، مرگ و زندگی میشوند دقت کنید. کاراکترهای ماریکو و توراناگا تبدیل با شاعرانی میشوند که کنه کلام خود را شاعرانه رد و بدل میکنند. از سوی دیگر ماریکو تبدیل به نمایندهی جنس زن در ژاپن ابتدای قرن هفدهم میشود که در تلاش است تا از آن پیلههای سنتی بیرون کشیده شود، اما این اتفاق متناسب با آوار سنگین سنت در جامعهی آن زمان رخ میدهد و نه طی دیالوگهای شعاری. در کنار او به رشد و تکامل کاراکتر وحشی جان بلکتورن دقت کنید که چگونه تا شروع قسمت ششم ابزارهای فیزیکی لازم برای تبدیل شدن به یک سامورایی در او ایجاد میشود و از قسمت ششم تا دهم از لحاظ روحی تحت شدیدترین فشارها قرار میگیرد تا به آنچه توراناگا میخواهد تبدیل شود؛ مردی که قرار نیست این جزیره را ترک کند. این ترک نکردن جزیره از یک کاراکتر حقیقی در سدهی مورد بحث با نام «ویلیام آدامز» گرفته شده که از اواخر قرن شانزدهم تا سال ۱۶۲۰ در ژاپن ماند و به «ایهیاسو توکاگاوا» خدمت کرد. توکاگاوا شخصیت تاریخی حقیقیای است که در رمان و سریال به کاراکتر توراناگا تغییر نام داده است. او بنیانگذار دورهی ادو در ژاپن است که توانست شوگانسالاری را بیش از دو سده ماندگار کند. بههمین سبب است که توراناگا در این سریال تبدیل به سیاستمدار و جنگسالاری میشود که رشتههای تقدیر را مطالعه میکند و بر اساس آنها کاراکترهای پیراموناش را نگاه میدارد یا فدا میکند.
اما سریال «شوگان» در پس این چهرهی زیبا و مملو از تکنیک گاه مخاطب را ناامید میکند. به افتتاحیهی سریال توجه کنید که چگونه مخاطب را در میان سکوت پر از تصنع اقیانوس نگاه میدارد. از آنسو برشها و تغییرنماها در برخی سکانسها که کاراکترهای مختلف در حال رجزخوانی یا موافقت و مخالف در باب یک گزاره هستند گویی ما را در برابر یکی از آن کلیشههایی قرار میدهد که بوی زردی میدهند. بهطور مثال در قسمت پنجم و زمانی که همه حول توراناگا در فضای بیرونی جمع شدهاند مکثهای کاراکترها پس از یک جمله و موسیقی روی چهرهی آنها گویی تلاش سازندگان برای بالا بردن هیجان کلامی است. اما این حربه تنها کاربردی که دارد در آثار ضعیف و سینمای بالیوود است. زمانی که سازندگان در این سریال روی تکتک دوختهای لباسها و ترکیببندی قاب وسواس به خرج دادهاند چنین حربههایی باعث افت خواهد شد. از سوی دیگر پلات جغرافیایی رخدادها بین ادو، اوساکا و آجیرو گم شده است و فواصل طیشدهی زمینی و دریایی تبدیل به سکانسهایی بیاساس برای تغییر لوکیشن هستند. شاید این نقص در فصل دوم و هنگامهی جنگ بزرگ از طریق نقشهخوانیهای متداول در آثار تاریخی برطرف شود، اما در فصل یک بسیار آزاردهنده بود.
همانطور که در بالا هم اشاره شد این سریال وسواس بسیاری روی وفاداری به رمان و تاریخ ژاپن دارد. آنچه در این سریال دیالوگها را تبدیل به شاعرانگی مرموز و طبیعتگرایی شرقی میکند تقابل ماریکو و توراناگا با کاراکتر جان بلکتورن است. بهنوعی جان بلکتورن در این اثر همچون نوزادی تازه خارجشده از رحم جهان به درون سرزمینی ناشناخته است. زمانی که چنین تفسیری از جان در ذهن داشته باشیم توحش و ناسازگاریهای او را در جایجای فیلم مشاهده میکنیم. ماریکو و توراناگا تبدیل به پدر و مادر این نوزاد میشوند و سعی میکنند او را مطابق با نظام مرگ و زندگی و ارزشهایی که حول این جهان نو وجود دارد پرورش دهند. بههمین سبب است که بربر خطاب شدن هر دو طرف از سوی دیگری گویی هیچ نشانی از تحقیر نژادی و قومیتی در خود ندارد. جان در دنیایی گرفتار آمده که کاملاً اتفاقی تبدیل به یکی از مهرههای شطرنج کاراکتر توراناگا میشود. به تکامل این کاراکتر در لباس ژاپنی دقت کنید؛ همانطور که در بالا اشاره شد او تا قسمت ششم بهصورت فیزیکی تکهتکه در حال تغییر است. این تغییر را بهخوبی در سکانسی میتوان مشاهده کرد که جان بالاخره یکی از خدمهی کشتی خود را پیدا میکند؛ مردی که هیچ تغییر لباسی در او دیده نمیشود و مست به جان مینگرد و گویی در دو دنیای متفاوت در حال زیست هستند.
اما قسمت آخر همان جایی است که سازندگان با شجاعت بر خلاف مسیر کلیشههای سریالسازی و بدون ورود به هیجان کاذب انتهایی با موسیقی پکیج داستانی خود را کامل میکنند. به افق نگریستنهای جان و توراناگا را در نماهای پایانی دوباره مرور کنید که گویی هر دو در انتها نقطهای را میخواستند در حال نگریستن هستند. از سویی دیگر این قسمت مانند نامگذاریهای قابل احترام هر قسمت در این سریال «رویا در رویا» نام دارد. زمانی که وارد این قسمت میشویم با جان در بستر بیماری و گردنآویز صلیب ماریکو در دست کنار دو نوهاش مواجه میشویم. اما در میانههای همین قسمت همان گردنآویز توسط جان به آب انداخته میشود. در این دو سکانس گویی عنوان قسمت معنا میشود و مخاطب عملاً در برابر فلشفوروارد قرار ندارد. برشهای قابل احترامی که با خیرهشدنهای جان به چپ یا راست مخاطب را به اینسو و آنسوی جهان میبرد گویی رویاهای زندهای هستند که درون ذهن جان میگذرند؛ رویاهایی مملو از حسرت و فقدان که گویی درمانی جز اکتهای زمان حال ندارند. مخاطب همراه جان در این ۱۰ قسمت بدون شنیدن گاهی گوش فرا میدهد و همین باعث میشود کل این فصل تبدیل به هایکویی زیبا در باب مرگ، زندگی و سرنوشت شود. جان و مخاطب در سرزمینی زیست میکنند که مردماناش هم مرگ را پذیرفتهاند و هم زیستن را.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.