پوستر فیلم او بهشت

بهای گزاف دختر بودن

او بهشت
She Paradise
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«اسپارکل» دختری ۱۷ساله است که با پدربزرگ خود زندگی می‌کند. پدربزرگ گردن‌بند و بدلیجات می‌سازد، اما مدت‌هاست که دیگر درآمد آن‌چنانی ندارد و آنها حتی نمی‌توانند غذای درستی را بخورند. اسپارکل گاهی با برداشتن میوه‌های پوسیده‌ی میوه‌فروشی‌ها پدربزرگ را کمک می‌کند. او اما به دنبال کاری بهتر است. یک روز با دیدن چند دختر جوانِ بزرگ‌تر از خودش که به دنبال رقصنده برای گروه رقص‌شان هستند، وارد این گروه می‌شود تا شاید از این کار درآمدی کسب کند.
اسپارکل دختری در عنفوان جوانی است. زیبا، پرنشاط، در آرزوی روزهای بهتر و امیدوار به دیدن دنیایی بزرگ‌تر. او با دیدن دختران جوانی که در برابرش آزادانه می‌رقصند و هرچه دل‌اشان می‌خواهد می‌پوشند و صدای خنده و آوازشان بلند است به آزادی این دختران غبطه می‌خورد. او که بدون داشتن مادر و کسی که هم‌جنس او است با پدربزرگ قدیمی و شاید حتی تعصبی‌اش زندگی می‌کند، برای به دست آوردن همین آرزوهای کوچک و یافتن آرزوهایی بزرگ‌تر با این دختران همراه می‌شود. اما این دختران که هستند و چه می‌کنند؟ اسپارکل با آنها وارد دنیای مواد و مردان جوانی می‌شود که از همان ابتدا و با همان نگاه اولین آنها می‌توان قصدشان را از ستایش این دختران دانست. اسپارکل اما چیزی نمی‌داند. او ساده است و در سادگی بزرگ شده است. هیچ‌کس به او نگفته دنیای مردسالار بیرون قرار است با او چگونه رفتار کند. اسپارکل گوشتی تازه و رسیده است که درنده‌خویان منتظرش بوده‌اند. این بهای گزاف دختر بودن در این دنیای وحشی است.
فیلم «او بهشت» داستانی ساده و قابل‌پیش‌بینی دارد، داستانی که بارها در سینما گفته و شنیده شده است، اما هرگز تکراری نمی‌شود. اگر به ازای هر دختری که در دام مردی وحشی گرفتار می‌شود فیلم ساخته شود باز هم کم است، زیرا هر یک از این دختران آنقدر معصوم هستند و دنیاهاشان از دیگری جداست که دیدن این دنیاها می‌تواند هر بار نو و تازه باشد. افکار و خواسته‌های این دختران آنقدر ساده و ناچیز است که هرگز به ذهن این مردان نخواهد رسید که چرا این دختران گاهی تنها برای رقصیدن حاضرند در برابر تمام دنیا بایستند. روایت ساده‌ی فیلم و تلاش آن برای نشان دادن احساسات اسپارکل باعث شده است دیدن این فیلم و هم‌ذات‌پنداری با شخصیت آن راحت باشد. اگرچه در این فیلم به جز اسپارکل ما با دخترانی دیگر هم روبه‌رو هستیم، اما این فیلم نتوانسته چنان که باید به آنها بپردازد. درواقع کمی پرداختن به سه شخصیت همراه اسپارکل می‌توانست اثر روایت را بیش‌از‌پیش کند، زیرا داستان آن سه دختر هم برای رسیدن به این جایگاه احتمالاً آنقدر دردناک و ناعادلانه بوده است که بتواند دلایل کافی برای رفتارهای حال آنها را نشان دهد.
موسیقی و رقص‌‌های استفاده شده در این فیلم همه نشان‌دهنده‌ی همان دنیای مردسالاری است که این دختران در آن زندگی می‌کنند. دنیایی که در آن زن به عنوان یک ابزار جنسی دیده می‌شود و قرار هم نیست چیزی بیش از آن باشد. دوربین هم با دنبال کردن این زنان و نشان دادن اندام‌های آنها دید این دنیا را به این زنان به خوبی نشان داده است. این فیلم بیشتر در زیر نور چراغ‌های خیابان‌ها در شب رخ می‌دهد یا در اتاق‌ها و محیطی تاریک که تنها با نورهای نئونی رنگی روشن می‌شوند. نشان از همان دنیایی که این افراد در آن زندگی می‌کنند؛ دنیایی تاریک که همه در آن خود را از دیگری پنهان می‌کنند. تنها در یک سکانس تمام دختران در ساحل و زیرنور آفتاب دیده می‌شوند که آن هم به خاطر همان آفتاب شدید تاریک دیده می‌شود. اسپارکل اما چند بار در زیر نور خورشید آن هم فقط آن هنگام که با خود واقعی‌اش تنهاست، نشان داده شده است. او تنها کسی است که صادق است و می‌خواهد با عشق دنیای اطراف خود را پر کند.