پوستر فیلم دختر قهرمان

داستان‌های تباه

دختر قهرمان
She Ball
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«شلبی» دختر جوانی‌ست که مدتی بی‌خانمان شده است و شب‌ها به دنبال جایی برای خوابیدن می‌گردد. یکی از دوستان صمیمی‌اش بعد از دانستن این حقیقت او را به خانه‌اش دعوت می‌کند تا برای مدتی با او زندگی کند. این دوست اما دختری سیاه‌پوست است که در محله‌ی سیاهان به همراه مادربزرگ، برادر و دختر برادرش زندگی می‌کند. شلبی به عنوان یک سفیدپوست پا به محله سیاه‌پوستان می‌گذارد و کمی بعد عاشق برادر دوست‌اش -آوری- که مربی بسکتبال زنان آن محله است، می‌شود.
همانطور که بارها و در فیلم‌های بسیاری دیده‌ایم دختران جوان و اتفاقاتی که در میان جوامع مردسالار برای آنها رخ می‌دهد همواره سوژه‌ای جذاب برای پرداختن در داستان یک فیلم هستند. از سوی دیگر نشان دادن این دختران به عنوان کسانی که می‌توانند خود را در این میان پیدا کرده و زبان‌زد همگان یا بهتر است بگوییم قهرمانانی موفق باشند، بیشتر مدنظر روایت این‌گونه داستان‌هاست. اما چه چیزی باعث می‌شود شرح داستان‌های دخترانه گاهی دیدنی و شنیدنی شود و گاه جز داستان‌های بیهوده و بی‌هدف چیزی نباشد؟
فیلم «دختر قهرمان» علی‌رغم نام‌اش اما پرداخت درست و دلیل خاصی برای قهرمان بودن شخصیت اصلی داستان‌اش نمی‌دهد. شلبی قرار است داستان را متأثر از رفتارهای خود کند اما هیچ چیز در رفتارهای او وجود ندارد تا او خاص دیده شود. او تنها می‌تواند خوب بسکتبال بازی کند و مردن پدرش و بی‌خانمان بودن او قرار است یکی از عوامل متأثرکننده‌ی داستان و دلیل توجه مخاطب به او باشد. همانطور که از سوی دیگر مردن همسر آوری در یک اتفاق به‌اصطلاح دراماتیک ناگهانی قرار است این شخصیت را مورد توجه مخاطب قرار دهد. درواقع اینکه داستان تنها با ذکر اتفاقاتی دردناک و از دست دادن‌های عزیزان شخصیت‌های اصلی خود می‌خواهد این افراد را در دیدرس توجه مخاطب قرار دهد و مخاطب را مجبور کند با دل‌رحمی به این افراد نگاه کرده و ستایش‌شان کند، یکی از ضعیف‌ترین و سطحی‌ترین دلایلی است که می‌توان برای کاراکترهای یک داستان ایجاد کرد.
فیلم «دختر قهرمان» نه توضیح واضحی برای بی‌خانمان بودن شلبی ارائه می‌دهد و نه از دلیل تنهایی او و گذشته‌ی او حرفی به میان می‌زند. رابطه‌ی ایجاد شده میان او و آوری نیز آنقدر سریع و بی‌دلیل رخ می‌دهد که مجالی برای شناختن آنها به مخاطب خود نمی‌دهد. از سوی دیگر پیرنگ داستان نیز در یک مسیر غیرمنطقی و آشفته چنان طی می‌شود که نه مجالی برای شخصیت‌های پیرامونی و نه حتی دلایلی برای اتفاقات رخ داده ایجاد شده است. نام فیلم از یک دختر قهرمان حرف می‌زند اما پیرنگ به دنبال مردی جوان است که می‌خواهد بسکتبال دختران سیاه‌پوست را بهتر کند. همچنین این فیلم با نشان دادن سکانس‌هایی که از بسکتبال بهره برده است و مسابقاتی که در طی آن ایجاد می‌کند می‌تواند زمانی از خود را هم به راحتی طی کند. از این روست که این فیلم با روند باری‌به‌جهت خود و داستانی تباه که سعی می‌کند کاراکترهای‌اش را به هر قیمتی قهرمان کند، مدتی نمی‌گذرد که فراموش می‌شود.