دنیای زنانهای که کارگردان بهخوبی تصویر کرد
سینما از سال ۲۰۱۵ توجهی جدیتر به مبحث جنسیتی و بهخصوص زنان دارد. همهچیز از جنبش میتو شروع شد و حتی هالیوود که از نظر معترضان متهم ردیف اول بود نیز سعی کرد طی این چند سال کمی دل زنان را بهدست آورد. اما سینمای مستقل همان نگاه با اصالت را حفظ کرده است. «لینا دانم» یکی از همین کارگردانهای مستقل است که سعی دارد در اثر جدید خود از نگاه دیگری به مقولهی زن و دنیای پیرامون او نگاه بیندازد.
«سارا جو» دختری جوانی است که همراه مادر و خواهرش زندگی میکند. او از طریق یک شرکت بهعنوان پرستار بچه خدمت میکند. کارگردان سعی دارد روایت را حول سارا جو و زندگی شخصی و کاریاش بپروراند. خانم دانم در فیلم خود کاراکتر اصلی را با یک عارضه به مخاطب معرفی میکند. خط بخیهای که روی شکم سارا جو وجود دارد، از همان ابتدا مخاطب را به فکر فرو میبرد و پرسشهایی ذهناش را درگیر میکند. سارا جو در سن ۱۵ سالگی مجبور به عمل «هیسترکتومی» شده است. شاید مهمترین نکته در پس روایت سادهی فیلم همین مسئله باشد. شاید بهغیر از عدهی کمی از جنس مؤنث که مجبور به انجام چنین عملی شدهاند، بسیاری از مخاطبان با این مسئله ناآشنا باشند. بههمین سبب روایت خانم دانم سعی میکند مخاطب را درگیر شخصیتی کند که دارای این عارضه است و میخواهد زندگی را همچون فردی عادی بچشد. سارا جو رحم ندارد و همین مسئله همچون آسیبی روانی او را در بر گرفته است. سارا جو در پردهی اول همچون دختری سربهزیر و در بسیاری جاها توسریخور نشان داده میشود که حتی برای گرفتن اجارهی ماهانه از مستأجر نیز کمی دچار ترس و واهمه میشود. کارگردان او را تا خانهای که در آنجا مشغول کار است دنبال میکند و فیلم در همین مکان تبدیل به دو پاره میشود. سارا جو دختری جوان است که گویی میخواهد اولین تجربهی جنسی خود را با مرد صاحبخانه به اشتراک بگذارد. با پیشینهای که کارگردان از سارا جو میدهد، مخاطب از همان ابتدا روایتی کلیشهای را در ذهن میآورد که نتیجهاش ترس از آشفتگی در زندگی سارا جو است. مخاطب دائم از این هراس دارد که این روایت هم از آن دست روایتها باشد که طی آن دختر جوان و بدون اعتمادبهنفس با مردی متأهل وارد رابطه میشود و حاصل آن سرخوردگی دختر جوان است. اما خانم دانم بهخوبی از عهدهی روایت برآمده است. برای کارگردان سارا جو و دنیای پیرامون اهمیت دارد. سارا جو در این روایت همچون فردی که میخواهد دچار کشفوشهود شود در برابر مخاطب قرار میگیرد. این همان ظرافتی است که کارگردان از طریق آن پردهی دوم را تصویر میکند.
سارا جو در پردهی دوم روایت همزمان دچار فروپاشی، یأس و در نهایت نوعی خودساختگی جنسی میشود. تقابل این کاراکتر با مقولهی جنسی زندگی یک زن جوان آنچنان بکر و سادهلوحانه است که مخاطب از سادگی بیشازحد آن دچار نوعی پیچیدگی ذهنی میشود. دانم در این پرده از برخی طعنهها به آثار تینیجری-ملودرام همیشه مثبت هالیوودی هم دریغ نکرده است. کاراکتر او اما جوانی است در حاشیهی شهر لسآنجلس که هیچ رنگ و لعابی در قابهایی که او حضور دارد نمیبینیم. سارا جو بهدنبال یافتن هویت زنانهی خود است و از ابتدائیترین شکل ممکن به آن اصرار میورزد. او برای رسیدن به نقطهای که رو در روی آن مرد متأهل قرار بگیرد و او را در برابر همسرش یک خائن و هوسباز خطاب کند خود را تمرین میدهد. این نگاه ساده و این سادگی کودکانه در رفتار سارا جو روایت تمیز و نرم خانم دانم را شکل میدهد. حال باید دید لینا دانم همچنان میتواند این نگاه با اصالت خود را در باب زن نگاه دارد یا او نیز به دنیای پر زرقوبرق هالیوود سرک خواهد کشید و همچون دورهی بازیگری اسیر قراردادهای پر سر و صدا خواهد شد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.