پوستر فیلم شانگ چی و افسانه‌ی ۱۰ حلقه

یکی از موارد نادر مارول قصه‌گو

شانگ چی و افسانه‌ی ۱۰ حلقه
Shang-Chi and The Legend of The Ten Rings
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

طی دو سال اخیر چند فیلم مختلف از استودیوهای دی‌سی و مارول روی پرده رفته‌اند و باید گفت جز در مواردی بیشتر این آثار همان مسیر قبلی را پیموده‌اند. اما در سال ۲۰۲۱ گویا این استودیوها اندکی دچار روایت و قصه‌گویی شده‌اند. «بیوه‌ی سیاه‌پوش»، «جوخه‌ی انتحار ۲» و حال ظهور یکی دیگر از ابرقهرمان‌های مارول با نام «شانگ چی». در پرده‌ی اول این نمایش حضور بازیگری چون «تونی لیانگ» را در این قاب می‌بینیم. ابتدا کمی حسرت و بعد افسوس که بازیگر مورد دلخواه کارگردانی چون «وونگ کاروای» چگونه بازی در چنین فیلمی را که حتی ضعیف‌ترین درام‌هایی که بازی کرده هم به‌نسبت آثار مارول در سطحی بالاتر قرار دارند پذیرفته است؟ اما کارگردان این اثر، «دستن دنیل کرتون»، با افتتاحیه‌ای به‌شیوه‌ی آثار اسطوره‌ای سعی کرده قدر بازیگران سرشناس خود را بداند. این افتتاحیه آنجایی نسبت به دیگر آثار هم‌سطح خود در مارول تافته‌ای جدابافته به‌نظر می‌رسد که شاهد هستیم در این اثر قرار است برای مخاطب قصه‌ای نقل شود. دیگر آثار مارول دائم در تلاش هستند که خود را به درگیری‌ها و هیجان‌های کاذب برسانند. اما کرتون در فیلم خود به‌مرور ظهور یک ابرقهرمان را به‌تصویر می‌کشد.
اهمیت افسانه‌ای که قرار است از دل چین بیرون بیاید را شاید اتاق فکر مارول بیش از همه درک کنند؛ چرا که مخاطبان اصلی سینمای ابرقهرمانی در همین کشور قرار دارند و زمانی که افسانه‌ای از درون آن‌ها راهی میان ابرقهرمانان پیدا کند گیشه‌ی مطمئن فروش از قبل هم مطمئن‌تر می‌شود. همین چند سال پیش بود که «پلنگ سیاه» نیز توانست در بحبوحه‌ی گرم شدن بازار آثار ضد نژادپرستی سانتیمانتالیسم هالیوودی را به خروش آورد و تبدیل به یکی از ابزارهای تبلیغاتی هالیوود شود. اما باز هم تفاوت بسیاری بین «پلنگ سیاه» و این اثر وجود دارد و آن هم قصه‌گو بودن کارگردان این اثر است. مخاطب در طول زمان ۲ ساعت‌و‌اندی فیلم سیری لذت‌بخش در زندگی شانگ‌چی و اتفاقاتی که برای او و خانواده‌اش رخ می‌دهد دارد. این روایت دل‌پذیر در سینمای سرگرمی و از آن سو توان کامل استودیوی مارول در به‌تصویر کشیدن جلوه‌های ویژه همگن شده‌اند و اثری نسبتاً قابل قبول را از درون سینمای سرگرمی مقابل ما قرار می‌دهند.
ذکاوت استودیوی مارول در به‌تصویر کشیدن برخی نمادهای محبوب میان چینی‌ها مانند اژدها با همان سبک تصویری چینی و برخی مراسمات سنتی باعث می‌شود مخاطب چینی بیش از دیگر مخاطبان جذب این اثر شود. گویا قرار است شانگ‌چی همچنان در لیست آثاری که طی سال‌های آینده شانس روی پرده رفتن را دارند قرار داشته باشد و سازنده آن‌قدر از این اتفاق و موفقیت نسبی آن مطمئن بوده که در همین سری اول خبر از آمدن دوباره می‌دهد و بدون هیچ استرسی روایت خود را همچون پاره‌ی اول یک چندگانه می‌بندد. باید دید سیاست مارول در سال ۲۰۲۲ و سال‌های پس از آن برای سینمای سرگرمی و عامه‌پسند چه خواهد بود؟ آیا قصد دارد کمی هم در دنیای سینما حرکت کند یا همچنان بر این نکته پافشاری می‌کند که کلیپ‌های دمومانندش از استانداردهای سینما بهره‌مند هستند؟