تجسم رانهی جنسی برای درک روابط زناشویی
در فرهنگ شرقی، بهخصوص در چین و ژاپن، رابطهی مستقیمی بین عادت غذایی و فعالیت جنسی برقرار است. در این فرهنگ مردمان بر این عقیدهاند هر کس عادت غذایی خوبی دارد، بهخوبی میتواند نیاز جنسی فرد مقابل خود را تأمین کند. «کوتا یوشیدا»، کارگردان مستقل ژاپنی، در جدیدترین اثر خود به این نکته میپردازد و قصد دارد در یک درام رانهی جنسی را تصویر کند.
این فیلم یک آنتالوژی است و هر سه داستان دو نکتهی مشترک دارند: کاراکتری با نام «کوریتا» و غذا. در هر سه اپیزود با افرادی روبهرو هستیم که در زندگی شخصی خود غرق شدهاند و نیاز به یک محرک دارند. کارگردان وارد روابط بین این افراد نمیشود. در عوض رانهی جنسی را تجسم بخشیده و آن را با نام کوریتا وارد زندگی این شخصیتها میکند. کوریتا در اصل تحریککنندهی نیازی است که این افراد گم کردهاند. در اپیزود اول با مردی روبهرو هستیم که حدود ۵ سال است که با همسر خود رابطهی جنسی ندارد و چند وقت اخیر هم به همسرش شک کرده است. کوریتا در نقش فردی ظاهر میشود که بهاصطلاح معشوقهی همسر اوست. او در این اپیزود سعی میکند از طریق یک عادت غذایی نیروی جنسی مرد را تحریک کند و موفق هم میشود. مخاطب در این اپیزود هنوز از این خبر ندارد که کوریتا یک مفهوم است و واقعیت بیرونی ندارد. در اپیزود دوم و پس از گذشت ۵ دقیقه با تماشای کوریتا و همان جعبهی تکراری در دست، کمکم شکهایی در ذهناش ایجاد میشود. در این اپیزود با زنی روبهرو هستیم که دچار حملات عصبی است و دائم در استرس بهسر میبرد. کوریتا برای درمان او نیز دستبهکار میشود و این کار را با ابرانگیختن عادت غذایی تند و تعریق زیاد انجام میدهد. کارگردان سعی ندارد کوریتا را همچون یک رواندرمانگر یا روانکاو بهتصویر بکشد. خلاقیت او در این است که مطالعات روانکاوانه و فرهنگی را همچون پکیجی درون کوریتا قرار میدهد. کوریتا نیز همان مفهوم ذاتی یعنی رانهی جنسی است و در شهر میچرخد و مردمان را از نیازهای ابتدایی که فراموش کردهاند آگاه میسازد. کارگردان در اپیزود سوم درام خود را بیشتر دچار عمق میکند. مخاطب در این اپیزود با داستانی دوسویه مواجه است و اینبار، برعکس دو اپیزود قبل، تجسم ذهنی کاراکتر اصلی از شریک جنسی را نیز در یک رستوران شاهد هستیم.
کاراکتر کوریتا در این فیلم ناجی خاموش و در عین حال آتشین کاراکترهاست. هر سه کاراکتر در سه اپیزود بهنوعی روابط خود را در خطر میبینند. هر سه دچار نوعی روزمرگی و کسالت جنسی شدهاند. اما کوریتا آنها را طی ۱۰ دقیقه و توصیفهایی که از غذاهای خاص میدهد دچار دگرگونی جنسی میکند. از نظر کارگردان در این فیلم همهی ابعاد زندگی مشترک مانند حلقههای زنجیر با یکدیگر ارتباط دارند. یوشیدا در درامی ساده و بدون ریختوپاشهای اروتیک و جنسی، مفهوم رانهی جنسی را بهخوبی همچون یک روانکاو برای مخاطب تصویر میکند. بازی خوب او با واژهها و درک درستاش از فرهنگ غذایی و روانکاوی جنسی زن و مرد باعث شده فیلم یک درام سینمایی شود و نه صرفاً یک مقالهی علمی در حوزهی روانشناسی جنسی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.