همهی ما دائم در تخیلات خود دنیاهایی را لابهلای دنیای واقعی خودمان میسازیم و با چینش شخصیتها و موقعیتها سعی داریم به نتیجهی دلخواه و ارضاکنندهی ذهنمان برسیم. دنیای هنر نیز چنین است و هنرمند گاهی سعی دارد با تلفیق فاکتورهای رئالیستی و تخیلی دنیایی را بسازد و مخاطب را با منطق آن دنیا آشنا کند و در ادامه کاراکترهای خود را در این دنیای قراردادی وادار به کنش و واکنش کند. کارگردان فیلم «مهاجران» نیز سعی داشته با خلق چنین دنیایی مخاطب را به فضایی آنسوی آخرالزمان زمین ببرد.
ویات راکفلر که اولین تجربهی بلند سینمایی خود را با «مهاجران» آغاز کرده است سعی کرده در جهانی ایزوله و بهدور از هیاهوی زمین داستان آفرینش را خلق کند. اما او چرا در این آفرینش موفق نبوده؟ ابتدا باید گفت خلق چنین دنیایی نیاز به تسلط بر تمام دنیاهای پر از همهمه دارد. خلق چنین دنیایی نیاز به جهانبینی و زاویهدیدی منحصربهفرد دارد. اما راکفلر ظاهراً بی هیچ پیشزمینهای سعی کرده چنین دنیایی را بیافریند. درست است که تخیل مرز ندارد اما زمانی که در قالب هنر قرار میگیرد باید برای مخاطب کلیدهایی را بگذارد تا او نیز بدون ترس وارد این دنیا شود. زمانی که مخاطب را از پیچیدگی دنیای خود بترسانید او نیز با شما همراه نخواهد شد. البته که دنیای کارگردانهایی همچون لینچ و کافمن را باید بهکناری گذاشت. آنها قبل از خلق هر اثری ابتدا خود را در آن دنیا به مکاشفه دعوت میکنند و پس از آن دوربینبهدست وارد این فضای هزارتو میشوند؛ فضایی که حتی گیجی و خلسه خوردن در آن برای مخاطب لذتبخش است. اما دنیای فیلم راکفلر فاقد چنین جذابیت بصری و فرمی است. در نتیجه مخاطب هیچگاه در طول فیلم با شخصیتها همراه نمیشود چون هیچکدام نه پیشینهای دارند و نه نسبت به اعمالی که انجام میدهند آگاهی دارند. حتی لانگشاتها و اکستریملانگشاتهای کارگردان برای نشان دادن جربزه و جسارت خود نیز در این مسیر به او کمکی نمیکند. او مخاطب را با چهار کاراکتر همراه میکند و سعی دارد فیلم خود را در سه بخش که با نام هر کدام از این کاراکترها نامگذاری شدهاند رازآلودهتر کند. اما قبل از رازآلود بودن نیاز است کاراکترها در قالبهایی که ذهن کارگردان تعریف کرده جای بگیرند. اما هیچکدام از این ایرادات فرمی آزاردهندهتر از فرامتنی که کارگردان سعی میکند مخاطب را بهسوی آن بکشاند نیست؛ داستان آفرینش. راکفلر که گویا مطالعاتی در باب اگزیستانسیالیسم داشته است سعی دارد بهنوعی آفرینش هدفمند را زیر سؤال ببرد و بازی را به زمین ارادهی آزاد ببرد. اما برای تزریق مفاهیم فلسفی باید بستر فرمی مناسب را ایجاد کنیم؛ فاکتوری که این فیلم از آن بیبهره است.