پوستر فیلم سلا و [دارودسته‌ی] پیک‌ها

چه کسی قرار است مرا متوقف کند؟

سلا و [دارودسته‌ی] پیک‌ها
Selah and The Spades
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

نوجوان‌های عصیانگری که در یک مدرسه‌‌ی شبانه‌روزی گروهی زیرزمینی را تشکیل داده‌اند و تمام مدرسه تحت نظارت این گروه‌هاست. گروه‌های زیرزمینی در مدارس شبانه‌روزی، بخشی از موتیف‌های درام‌های نوجوانانه است. گاه به‌صورت انجمن‌های برادری و گاه مانند این فیلم ساختاری اداره‌کننده و مسلط روی دانش‌آموزان دارند. سلا و دیگر دانش‌آموزان ارشد، گروه‌هایی را در مدرسه‌ی شبانه‌روزی «هالدوِل» تشکیل داده‌اند و با برنامه‌ریزی‌های دقیق، هر گروه مسئول تأمین بخشی از نیازهای ممنوعه‌ی دانش‌آموزان است. سلا و گروه‌اش به‌نام «پیک‌ها» برتری محسوسی روی گروه‌های دیگر دارند و نگاه خشن او به خیانت‌کاران نتیجه‌ای جز صورت‌های خون‌آلود ندارد. اما ورود دانش‌آموز جدیدی به مدرسه با نام «پالوما» که با بورس تحصیلی آمده است، باعث می‌شود سلا به این فکر کند که میراث خود را به او بسپارد. گویی برای سلا، این دختر بخشی از خودش است و هر بار که پالوما را می‌بیند، لاجرم به او اعتماد می‌کند. پالوما وارد دارودسته‌ی پیک‌ها و در نتیجه گروه‌های مدیریت می‌شود. فیلم روایت‌گر اتفاقاتی‌ست که برای سلا و پالوما می‌افتد و نحوه‌ی مدیریت گروه زیرمینی و چالش‌های پیش روی آنهاست.
اما اینها تمام لایه‌ی بیرونی فیلم هستند و حرف «تایریشیا پو» چیزی دیگری‌ست. سلا دختری‌ست سیاه‌پوست. او دختری هفده ساله است. زمانی که مکالمه‌ی ابتدایی او و مادرش را می‌شنویم، مادر از نمرات‌اش می‌پرسد و سلا می‌گوید ۹۳. مادر پاسخ می‌دهد که آن هفت نمره کجاست؟‌ سلا نماینده‌ی آن دختران نوجوان سیاه‌پوستی‌ست که برای بقا باید بهترین باشند و اجازه ندهند کسی این برتری را از آنها بگیرد. مادر گویا تمام تلاش‌اش این است. همین است که سلا از هیچ‌چیزی شگفت‌زده نمی‌شود. پالوما محو این قدرت سلا شده است و به او می‌گوید وظیفه‌ی من فقط کم کردن استرس توست. سلا تمام دختران سیاه‌پوستی‌ست که تا پای جان تقلا می‌کنند که به آنچه حق‌شان است برسند.
اما طرف سیاه و خطرناک ماجرا چیزی‌ست به‌نام «قدرت» . حفظ جایگاه توهم می‌آورد. گویا خانم پو، طعنه‌ای به حکومت‌های توتالیتر و دیکتاتورمحور هم زده است. سلا در حفظ جایگاه خود دچار توهم شده است. هر کسی که مقابل او از ضمیر «من» استفاده کند با مجازاتی سنگین مواجه می‌شود؛ الگوی نزدیکان سلا دختری بوده به‌نام تیلا که چند سال پیش به‌سبب اینکه سلا حدس زده قرار است علیه او طغیان کند، در کیف و بین وسایل‌اش مواد گذاشته که منجر به اخراج او از مدرسه شده است.
سلا آن روی خطرناک حفظ جایگاه قدرت را به‌خوبی نشان می‌دهد. جمله‌ی معروف او «همه‌چیز برای هدف بهتر» نشان از این سخت بودن دارد. اما در نهایت سلا یک دختر ۱۷ ساله است که در دنیای واقعی بیرون، همان فرزند سربه‌زیر و گوش‌به‌فرمان است. اما این عصیان او همانطور که در مونولوگ ابتدای ورود پالوما و در باشگاه مدرسه می‌گوید برای این است «که تو را از خودت در امان نگه دارد.»
سلا در پاره‌ی سوم فیلم دیگر فقط یک دختر سیاه‌پوست ۱۷ ساله نیست، او نمادی برای تمام دختران ۱۷ ساله‌ است که قرار است در دنیای جدید نگاه جنس مذکر را به خود عوض کنند. دیگر قرار نیست عروسک‌های جنسی روی مجلات باشند. دیگر قرار نیست احمق‌هایی باشند که در صفحات مجازی در حال اضافه کردن گوش خرگوش و پوزه‌ی سگ روی صورت‌هاشان هستند. دختران فیلم خانم پو، همه زنان ایده‌آل در معنای انسان هستند و نه ابزار. آنها برای خود بودن تلاش می‌کنند. فیلم تایریشیا پو، نگاه امیدوارانه‌ای برای دخترانی‌ست که قرار است زن را در معنای انسان معنا کنند. دختران فیلم پو، از صفحات مجازی رخت بربسته‌اند و با دنیا دچار دیالوگ می‌شوند. دختران فیلم او، دیگر آن گربه‌ها و سگ‌های اینستاگرام نیستند. آنها قرار نیست در مهمانی و مرکز خریدی مورد پسند پسری قرار بگیرند تا دنیای‌شان توسط این انتخاب شدن تغییر کند. آنها قرار نیست به تخت‌خواب پسرکی ۱۷ ساله راه یابند تا مانند مابقی فیلم‌های تینیجری، رابطه‌ی جنسی تنها کاربرد جنس مؤنث باشد. دختران این فیلم می‌نویسند، عکس می‌گیرند و تقابل می‌کنند تا بتوانند آن چیزی که می‌خواهند باشند.