پوستر فیلم جلسه‌ی احضار روح

فقط قصه را خوب روایت کن

جلسه‌ی احضار روح
Seance
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

پیش از ورود به فیلم و به‌سبب اینکه کارگردان آن سیمون برت است، بد نیست نگاهی اجمالی بر جنبش «مامبل‌کور» بیندازیم. این جنبش که بیشتر پدیده‌ای آمریکایی در سینمای جهان است، زیرژانر سینمای مستقل محسوب می‌شود و از ابتدای دهه‌ی ۲۰۰۰ به بدنه‌ی سینمای آمریکا رسوخ کرد. کارگردان‌هایی همچون گرتا گرویگ، آرون کاتز و لین شیلتون از کسانی بودند که تحت این جنبش آثاری را روی پرده بردند. این جنبش وام‌دار سینمای موج نو و رئالیسم شاعرانه‌ی اروپا است. به‌همین دلیل می‌توان اریک رومر یا تارکوفسکی را از بزرگانی دانست که روی این جنبش تأثیرگذار بودند. دیالوگ‌های بداهه، فضای رئالیستی و بودجه‌ی کم از مشخصه‌های این جنبش هستند. البته این را فراموش نکنیم که بیشتر کاراکترهای اصلی فیلم‌های این جنبش جوانانی هستند که در دهه‌ی ۲۰ و ۳۰ زندگی خود به‌سر می‌برند. این جنبش در دل خود و با نام مامبل‌گور وارد حوزه‌ی دلهره و وحشت نیز شده است. اینجاست که نام سیمون برت به میان می‌آید و همکاری‌های او در برخی از آثار مهم این جنبش باعث شده تا فیلم جدید «جلسه‌ی احضار روح» را کمی متفاوت بنگریم. شاید فیلم‌هایی همچون «وی‌/اچ/اس ۱ و ۲» از نمونه‌های آثار ژانر دلهره تحت این جنبش باشند. این آثار نیز مانند فیلم‌های مامبل‌کور از همان فاکتورها تبعیت می‌کنند و سعی دارند تجربه‌ی ترس را تبدیل به رخدادی رئالیستی کنند.
اما برت در فیلم جدید خود سعی نکرده از تجربیات جنبش مامبل‌کور استفاده کند و به‌سراغ روایتی کاملاً کلاسیک در سینمای دلهره رفته است. به‌همین سبب افتتاحیه‌‌ی فیلم علی‌رغم سادگی و کم‌نور بودن شروعی قدرتمند به‌حساب می‌آید. روایت فیلم در مدرسه‌ای شبانه‌روزی و دخترانه می‌گذرد که عده‌ای از دانش‌آموزان علاقه به احضار ارواح دارند. این امر برای آنها یک تفنن به‌حساب می‌آید اما واقعاً یکی از آنها کشته می‌شود. برت در روایت خود سعی کرده از رخدادهای ماوراء‌الطبیعه برای رنگ‌و‌لعاب بیشتر به فیلم خود پرهیز کند. او در عوض به‌سراغ خود واژه‌ی ترس رفته و سعی کرده در بستر یک درام تینیجری و سیاه به روابط پر از کشمکش این نسل بپردازد. البته فراموش نکنیم که این پرداخت آن چنان در فیلم هویدا نیست و این را باید به‌حساب کم‌تجربه بودن کارگردان بگذاریم. اما برت با این فیلم نشان می‌دهد که قصه‌گفتن را خوب می‌داند. یکی از نقاط ضعف بسیاری از آثار ژانر دلهره نداشتن یک قصه است و بیشتر تمرکز کارگردان‌ها روی تعلیق‌ها و جامپ‌اسکرها و نماهای دلهره‌آور است. اما سه‌گانه‌ی خیابان ترس و فیلم جدید برت نشان می‌دهند که در این ژانر مهم‌ترین فاکتور روایت روان و قابل درک فیلم است. زمانی که کارگردان بتواند قصه بگوید، بی‌شک توانایی این را دارد که آن قصه را از گذرگاه دلهره یا هر ژانری بگذراند و مخاطب در مواجهه با این روایت می‌تواند تجربه‌‌ی خوبی داشته باشد. فیلم «جلسه‌ی احضار ارواح» یک اثر ساده و کاملاً راحت‌الحلقوم است که مخاطب را درون خود از ژانر دلهره به‌سوی اسلشر و ژانر هیجان‌انگیز هدایت می‌کند.