در میان اقیانوس جزیرهای قرار دارد که محل زندگی فکهاست. فکهایی که باید به دل آب بزنند تا بتوانند ماهیهایی به عنوان غذا داشته باشند. اما مدتی طولانیست که نهنگهای وحشی اطراف جزیرهی آنها را از آن خود کردهاند و اجازهی شنا و ماهیگیری به آنها نمیدهند. تا اینکه دو فک جوان تصمیم میگیرند به دل آب بزنند تا بتوانند بعد از مدتها شامی درستوحسابی بخورند. اما نهنگی یکی از این دو فک را میخورد و دیگری برای گرفتن انتقام دوستاش به سراغ فکی پیر و نظامی میرود.
مجموعه داستانی «اکتانوردها» داستان هشت حیوان مختلف است که در پایگاه زیرِ آبِ خود به عنوان نیروی ویژه به دریا و موجودات آن کمک میکنند. این گروه نجات که در ابتدا وظیفهی سالم نگه داشتن دریا را دارند به حیوانات آن هم در شرایط سخت کمک میکنند. «گشت پنجهای» نیز مجموعه داستانی از گروه نجاتیست که با چندین سگ و پسری نوجوان یاریدهندهی حیوانات مختلف در زمانهای خطر است. دیدن تمام این داستانهای ماجراجویانه و خلاقانه برای کودکان بسیار جذاب و مهیج بوده، زیرا همذاتپنداری در این داستانها به کودکان این امکان را میدهد که اتفاقات بسیاری را تجربه کنند و بیاموزند که باید در مسیر زندگی به دیگران نیز برای شادبودن کمک کنند. انیمیشن «تیم فکها» نیز با همین درونمایه سعی در جذب کودکان دارد و البته که تا حدودی نیز به این مهم دست یافته است.
اولین اتفاقی که در انیمیشن «تیم فکها» رخ میدهد آن است که این داستان دست بر روی حیواناتی گذاشته که پیش از این کسی به آنها توجه نمیکرد. حیواناتی که شمایلی خاص و جذاب دارند و وجودشان مانند وجود هر حیوان دیگری به بقای زندگی در دریا کمک میکند. این انیمیشن با ایجاد داستانی ساده و کاراکترهایی خاص به راحتی کودک را با خود همراه میکند. فکهایی که همواره از دشمن دیرینهی خود یعنی نهنگهای وحشی میترسیدند حالا با کمک یکدیگر و استفاده از هوش میتوانند ماجراجوییهایی خلاقانه و مهیج را ایجاد کنند. بهره بردن از وسائل مختلف برای این نبردها و کشیدن نقشههایی که دور از ذهن است، باعث میشود این ماجراجویی علیرغم داستانی که پایان آن مشخص است، برای کودک پر از هیجان باشد. وجود طنزی روان و ساده در میان مکالمات شخصیتها حتی جدیترین این افراد نیز دلیلی دیگر بر توجه کودک به این انیمیشن است. تمام شخصیتها با مکالمات و موتیفهای رفتاریشان در سکانسهایی از این طنز بهره میبرند و به همین دلیل هیچکدام از آنها شخصیتهایی صرفاً خندهدار نیستند و در عین جدی بودن طنازی هم میکنند. اما این طنز همیشه برای کودکان قابل درک نیست. گاهی طنز کلامی موجود در رفتارهای کاراکترها بینندهی بزرگسال را نشانه گرفته و باعث توجه این مخاطب میشود. مثلاً سکانسی که کاپیتان قدیمی به صورت طنزگونه جهانبینیاش تغییر میکند، آن هم به خاطر تصورش از کوررنگی خودش. اتفاقی که در چند سکانس دیگر هم قابل مشاهده است. اما این طنازی برای بزرگسالان هرگز تمام روایت را از آن خود نمیکند تا کودک را با رفتارهای بزرگسالانه گیج کند، بلکه سکانسهای کودکانهی بسیاری نیز از این طنز بهره بردهاند تا علاوه بر ماجراجویی و ایجادِ خطر، طنز و بامزهگی را هم وارد داستان کنند.