بازسازیهای بیارزش
«اسکروچ» مرد خسیس داستان معروف «چارلز دیکنز» در موزیکالی کودکانه از فرصتی دوباره برای زندگی در شب سال نو میگوید.
زمانی که دیکنز در ۱۵ مارس ۱۸۷۰ برای آخرین بار کتاب «سرود کریسمس» را خواند شاید هرگز باور نمیکرد، بعد از مرگش در همان سال، بیش از صد سال بعد داستاناش هنوز در دستان سازندگان فیلم و انیمیشن برای اقتباس بچرخد. در ابتدای سال ۲۰۲۰ ما فیلم-تئاتری جذاب از این داستان را مرور کردیم که در آن روایت دیکنز با رقصهایی خاص و محیطی متفاوت توانست بعد از سالها بار دیگر مخاطب را متوجه خود کند. در سال ۲۰۲۲ این بار روایت مانند گذشته به درون تصاویر رنگارنگ رفته تا بعد از اقتباس زیبای سال ۲۰۰۹ و حضور چشمگیر «جیم کری» در آن با موزیکالی پر سروصدا و با وجود بازیگران سرشناس و مشهور خودی نشان دهد. «لوک ایوانز»، «الیویا کلمن»، «جسی باکلی» و «فرا فی» از صداپیشگان این انیمیشن هستند که مخاطب را برای دیدن آن مشتاق میکنند. اما آیا این صداپیشگان توانستهاند به همراه روایت آمادهی دیکنز در دستان کارگردانِ تازهکارِ انیمیشن تصویری زیبا از داستان قدیمی اسکروچ ارائه دهند؟
واقعیت آن است با وجود پتانسیل بالای تمام المانهای در دست سازندگان، این انیمیشن نتوانسته خود را حتی به حد متوسطی هم برساند. اگر این انیمیشن را به تبعیّت از روحهای داستان دیکنز به سه بخش تقسیم کنیم باید اینطور بگوییم که در هر بخش داستان چیزی کم دارد و نمیتواند آن جذابیت مورد نظر بیننده را ایجاد کند. بخش اول داستان گذشتهی اسکروچ است. بخشی که آهنگها و متون ترانهها به شدت نامناسب بوده و هم شخصیتها و هم موسیقی بهواسطهی این عدم تناسب حیف شدهاند. ایراد بزرگ بخش دوم عدم تناسب صدای روح دوم با تصویر آن است و آهنگهایی که علیرغم زیبا بودن با تصاویری بیهوده حرام شدهاند. روح دوم مردی مسن و چاق است که صدای جوان و پر توان این شخصیت بر آن ننشسته و زیبایی موسیقی را از بین برده است. ایراد بخش سوم را اما هم صدا و موسیقی و هم سرعت رخ دادن اتفاقات باید دانست. در این بخش همهچیز آنقدر سریع رخ میدهد که مخاطب نمیتواند به درستی با آن ارتباط برقرار کند. موسیقی و ترانههای انتخاب شده برای این بخش با خوشحالی غیرقابلباور تمام مردم شهر، آن هم به صورت موسیقیای ریتمیک، عدم تناسبی دیگر را ایجاد کرده است.
انیمیشن «اسکروچ: سرود کریسمس» داستان سرراست و شفاف زندگی اسکروچ را تبدیل به موزیکالی شلخته و بدون هماهنگی کرده و مخاطب را از هدف اصلی آن دور کرده است. این انیمیشن داستان اصیل و سمبلیک دیکنز را به یک روایت دستچندمی و تکراری مبدل کرده که تنها قصدش سرگرمی لحظهای مخاطب است و برایاش هیچچیز دیگری اهمیت ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.