پارودی «جیغ» همچنان محبوبتر از نسخههای فرنچایز
بدون شک «وس کریون» یکی از محبوبترین فیلمسازان ژانر دلهره است. او را با آثاری چون فرنچایز «وحشت در خیابان الم»، «آخرین خانه سمت چپ» و فرنچایز «جیغ» میشناسیم. در این مرور در باب یکی از آثار او که توانست تبدیل به یکی از کالتترین آثار دلهره-کمدی در هالیوود شود صحبت خواهیم کرد. کریون در سال ۱۹۹۶ یکی از فرنچایزهای سینمای دلهره را آغاز کرد. قاتل ماسکدار فیلم جیغ پس از این تبدیل به یکی از محبوبترین پوششهای هالووینی شد. کریون در این اثر قصد داشت کمدی و دلهره را در تلفیق با یکدیگر مقابل مخاطب خود قرار دهد و تا حدودی سعی داشت به درون کمدی-تینیجریها هم سرکی بکشد. اما در سال ۲۰۰۰ بود که پارودی زیبایی از سری فیلمهای «فیلم ترسناک» باعث شد قاتل ترسناک جیغ بیش از نسخهی اصلی با نسخهی پارودی آن بهیاد آورده شود. اما هالیوود و کریون اصرار داشتند که جیغ خود را ادامه دهند. پس از فیلم سوم کمکم دچار این قیاس شدیم که آیا کریون در حال رقابت با سری فیلمهای «هالووین» است یا دیگر به تکرار رسیده و با اصرار استودیو در حال ساخت ادامهی این فرنچایز است. کریون در میانهی دههی ۲۰۱۰ از دنیا رفت. اما استودیو همچنان اصرار داشت که این فرنچایز را ادامه دهد. در میان فیلمسازان چه کسانی بهتر از جوانهایی که ذائقهی هنری خود در دلهره را ثابت کردهاند. در نهایت دو تن از فیلمسازان جوانی که در سری فیلمهای «ویاچاس» اپیزودهایی را به خود اختصاص داده بودند انتخاب شدند: «تایلر ژیلت» و «مت بتینلی-الپین».
در باب فیلمسازان جوان و بااستعداد بسیار گفتهایم. این دو کارگردان در آثاری که بهصورت مشترک روی پرده برده بودند نشان از ظهور فیلمسازانی با استعداد در ژانر دلهره داشتند. در هر حال دام پر زرقوبرق هالیوودی و آثار کالت آن و بهخصوص فیلمی چون «جیغ» این دو را به درون گودالی که طی سال ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ شاهد بودهایم انداخته است. این دو سعی کردهاند همان مسیر کریون را پیش ببرند و در آخرین فیلم، بهقول خودشان، سنتشکنی هم بکنند. در این سنتشکنی آنها مکان اتفاقات فیلم جدید را از شهر کوچک «وودزبورو» به نیویورک آوردهاند. اگر بهدنبال پیرنگی جذاب و متفاوت در این فیلم میگردید، باید گفت که هیچ پلان دندانگیری شما را جذب نخواهد کرد.
هر دو کارگردان جوان در باتلاقی گرفتار آمدهاند که توانایی خروج از آن را ندارند. این دست فرنچایزها بهنهایت خطرناک هستند. استودیو حاکم مطلق این دست فیلمهاست و کارگردان نمیتواند از ذائقهی خود برای جذاب کردن پیرنگ استفاده کند. جیغ این دو کارگردان نه اسلشر است و نه کمدی و نه حتی تعلیقی هیجانانگیز در خود دارد. به برشهایی که هنگام درگیریهای ایجاد میشود دقت کنید. گویی در اتاق تدوین بین برشها و تصاویر خام هارمونی وجود ندارد. بهراحتی میتوان استفاده از چاقوهای شعبدهبازی را در هنگام چاقوکشیها مشاهده کرد. این دیگر ضعف و نقص تکنیکی نیست. باید گفت چنین نماهای مضحکی چیزی جز به آخر خط رسیدن یک فرنچایز نیست. در انتها باید گفت که همچنان نام «جیغ» مخاطب را بهیاد پارودی زیبای «فیلم ترسناک» میاندازد. امیدواریم دو کارگردان جوان و بااستعدادی که طی این دو سال سراب فرنچایز جیغ را تجربه کردند، بار دیگر به دنیای دلهرهی خود بازگردند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.