اگر بخواهیم فیلم جیغ که بهنوعی دنبالهی پنجم این فرنچایز محسوب میشود را مورد بررسی قرار دهیم باید بگویم که این اثر با مجموعه فیلمهای scary movie که بههدف شوخی با فیلمهای ژانر دلهره و اسلشر ساخته شد و در سری اول خود اتفاقاً به هجو همین فیلم جیغ پرداخت هیچ تفاوتی ندارد. البته باید گفت scary movie یک فرنچایز بود که تکلیف آن کاملاً با درونمایهی خود مشخص است و ادعایی در ژانر دلهره ندارد و صرفاً برای شوخی با آثار این ژانر ساخته شد و درنهایت چیزی جز یک پارودی خوشساخت چیزی نیست. اما در مورد فیلم جیغ که ادعای درونمایههای کمدی و دلهره را همزمان با هم داراست؛ بهسختی میتوان تشخیص داد که این اثر یک فیلم جدی اسلشر و دنبالهای بر سری فیلمهای جیغ است. البته بد نیست اشاره داشته باشیم که سری فیلمهای scary movie بهقدری در اذهان نقش بست که تصویر این فیلم در حالت هجو بیشتر در ذهنمان جا افتاد تا خود سری فیلمهای جیغ بهصورت جدی.
اما ژانر کمدی-دلهره که چند سالی است در میان ژانرهای فرعی سینما جایگاه خود را تعریف و مشخص کرده است ژانری ظریف و حساس است که دامی مرگبار برای سازندهی یک اثر در این ژانر پهن میکند. سازنده در نهایت با این مشکل روبهرو میشود که اثری که در این ژانر تولید کرده است نه کمدی از آب در میآید و نه دلهرهآور است.
اسلشرهای تینیجری که در آنها با ظهور یک قاتل سریالی روبهرو هستیم و معمولاً قاتل یکی از اعضای حلقهی گروه دوستی در یک دبیرستان است بهقدری بیمایه و غیر واقعی هستند که تشنگان اسلشرهای گروه ب را هم از هرگونه لذت تماشای این آثار بینصیب میگذارند.
چطور یک اثر میتواند پلاتهای فیلمهای همردهی خود را به تمسخر بگیرد و کلیشههای اینگونه فیلمها را موبهمو شرح دهد و پلات خود را نیز بر همان کلیشهها منطبق سازد و انتظار داشته باشد که اثرگذاری همان کلیشهها را داشته باشد؟
از نظر نگارنده ظرفیت ژانر اسلشرهای دبیرستانی کاملاً لبریز شده و طرفداران این آثار افرادی به جز همان نوجوانها نخواهند بود که هنوز آثار اینچنینی را در تاریخ سینما تماشا نکردهاند. اما به طرفداران حرفهای سینما که همهی ژانرها را دنبال میکنند و از آثار زیبای هر ژانر بهنوبهی خود لذت میبرند این ضمانت را میدهم که از تماشای این اثر در هیچ ابعادی هیچ لذتی عایدشان نخواهد شد. این فیلم نه کمدی و نه اسلشر است، نه اکشن است و نه حتی کلیشههای جذاب فیلمهای تینجری که در آن رابطههای پر زرقوبرق تینجرها نمایش داده میشود را داراست.
این فیلم را با خوشبینی میتوان یک پایان شکست خورده بر فرنچایزی نامید که امیدواریم دیگر ادامهای بر آن وجود نداشته باشد. سراب ساخت آثاری که زمانی بخشی از مخاطبان سینمای سرگرمی را مجذوب خود کردهاند همیشه برای استودیوهای هالیوود جذاب است. سرعت ساخت این ادامهها و حتی بازسازی از آثار گذشته نیز طی این سالها افزایش یافته و هر از چند گاهی شاهد ساخت این آثار هستیم. اینبار هم نوبت جیغ بود و باید دید قرعهی بعدی بهنام کدام اثر خواهد خورد.