پوستر فیلم دوباره بگو بله

نقطه‌عطف نجات‌دهنده

دوباره بگو بله
Say Yes Again
Zai shuo yi ci wo yuan yi
محصول ۲۰۲۱ - تایوان
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«لوک» بعد از موج‌سواری در دریا می‌خواهد به خانه باز گردد. او درحال قرار دادن وسایل‌اش به درون ماشین است که دختری او را به سمت خود کشیده و می‌بوسد. «شای» در همان لحظه با دوست‌پسرش، به‌دلیل خیانت او، به‌هم زده و با بوسیدن لوک مهر اثباتی به کار خود می‌زند. همین بوسه نقطه‌ی آغاز رابطه‌ی لوک و شای می‌شود.

لوپ زمانی، گرفتار شدن در آن و تلاش برای خروج از آن چندین سال است سوژه‌ی بسیاری از کارگردانان مختلف شده است. در این سوژه هر کارگردان تلاش دارد با قرار دادن کاراکتر یا کاراکترهای اصلی خود در یک حلقه‌ی زمانی تلاش آنها برای خروج و به رستگاری رساندن‌اشان را به تصویر درآورد. آقای «هری شوی» نیز در اولین تجربه‌ی جدی و سینمایی خود قصد دارد از این سوژه برای رساندن لوک به شای کمک بگیرد.

شوی در پرده‌ی اول تلاش دارد نحوه‌ی آشنایی و عشق شای و لوک را به‌تصویر بکشد، اما مشکل اصلی روایت در نحوه‌ی تصویر کردن این رابطه است. او در این پرده علی‌رغم دقت در زمان و نقطه‌عطف اولی که مسیر داستان را تغییر می‌دهد هرگز عمق رابطه‌ی دو شخصیت را به‌خوبی نشان نمی‌دهد. مخاطب در برش‌هایی سریع هر بار شای و لوک را در حال سورپرایز کردن همدیگر و تلاش برای خوشحالی هم می‌بینند. شوی یک زمان به‌خصوص را در اختیار این دو قرار نمی‌دهد تا آنها در کنار هم به صحبتی عمیق بنشینند و رابطه‌ی خود را شکل دهند. به‌ناگاه پرده‌ی دوم آغاز می‌شود و لوک در یک حلقه که تلاش برای گرفتن جواب «بله» از شای است گرفتار می‌شود. او از شای خواستگاری می‌کند و هر بار جوابی جز بله را از او دریافت می‌کند. لوک در این پرده به دوستان، نزدیکان و تمام افراد پیرامونی شای نزدیک می‌شود تا دلیل جواب نه را بفهمد. مخاطب در این پرده از خود می‌پرسد، لوک از زمانی که متوجه گرفتاری‌اش در این لوپ شد چرا تلاش نکرد با خود شای وارد مکالمه شود و مدام از دوستان و اطرافیان‌اش کمک بگیرد. تلاش‌های لوک برای رسیدن به شای آنقدر واقعی و قابل‌لمس نیست که مخاطب بتواند روایت را باور کند. به‌نظر می‌رسد لوک بیشتر در حال بازی کردن است تا به‌عمق رساندن رابطه‌ی خود با شای. شروع پرده‌ی سوم اما همان نقطه عطفی است که روایت را از سقوط نجات می‌دهد. در این پرده بسیاری از ابهامات رفتاری لوک رفع می‌شود. مخاطب می‌تواند تا حدودی دلیل روابط و اتفاقات پرده‌ی دوم را درک کند. اما مشکل آن است که این رفع اشکالات فقط برای پرده‌ی دوم است و روابط در پرده‌ی اول هنوز دچار مشکل است.

در این فیلم ضرب‌آهنگ آنقدر بالاست و برش‌ها آن‌قدر سریع است که تأمل لازم برای درک روابط شخصیت‌ها آنقدر که باید رخ نمی‌دهد، حتی پرده‌ی آخر هم آرامش لازم به روایت وارد نمی‌شود. اما این پرده همانطور که گفته شد مهم‌ترین بخشی است که باعث می‌شود در نهایت مخاطب از دیدن این فیلم راضی باشد. چرخش داستانی و بازی بازیگران از نقاط قوت این فیلم هستند که توانسته‌اند به کارگردان تازه‌کار کمک کنند داستانی جذاب و راضی‌کننده را روایت کند. شوی  قاب و حرکت دوربین را هم می‌شناسد و از  المان‌های ابتدایی فیلم‌سازی کاملاً آگاهی دارد، به همین دلیل می‌تواند با کمی تمرکز بر جزئیات داستانی خود فیلم‌هایی جذاب و حتی هیجان‌انگیز را در آینده به تصویر درآورد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟