این مزخرفات تصویری
«سندی» برای یک شرکت تحقیقاتی نمونههای دریایی را مییابد و تلاش میکند تا کمکی باشد برای پاک کردن دریا از آلودگی. در آخرین تحقیقات خود زمانی که به شهر دریایی باباسفنجی و دوستاناش وارد میشود ناگاه اتفاقی عجیب رخ میدهد. او درحالی که با باباسفنجی حرف میزند ناگاه بازویی بزرگ را میبیند که درحال کندن اعماق زمین است. این بازو شهر باباسفنجی و تمام دوستاناش را با خود میبرد. سندی و باباسفنجی حال باید تلاش کنند تا آنها را نجات دهند.
شخصیت باباسفنجی از سال ۱۹۹۹ به عنوان یکی از کاراکترهای دوستداشتنی به کودکان شناخته شد. کاراکتری آمریکایی که سالهاست با آن شمایل بامزه و رفتارهای کودکانهاش توانسته است مخاطبان بسیاری را در سرتاسر جهان متوجه خود کند. البته که با وجود چنین کاراکتر دوستداشتنیای هر کارگردانی تلاش میکند از آن برای نشان دادن خود بهره ببرد. در سالهای گذشته کاراکترهای جذاب قدیمی بسیاری را نیز دیده بودیم که وارد روایتهای لایواکشن شده بودند و کارگردانان بسیاری تلاش کرده بودند از آنها برای نشان دادن خود استفاده کنند. اما نه تام و جری در روایتهای پر زرقوبرق و پر هزینهی هالیوودی توانستند اتفاقی هیجانانگیز و جذاب را ایجاد کنند و نه میکیموس و شخصیتهای نوستالژیک قدیمی دیگر. حال باباسفنجی و دوستاناش قرار است وارد روایتی با شخصیتهای واقعی شوند و ماجراجویی جدیدی را خلق کنند.
متاسفانه در این فیلم-انیمیشن نیز مخاطب روایتی جذاب را شاهد نیست. نه تنها روایت جذابیت ندارد، بلکه در داشتن یک منطق روایی در آن هم شک است. مخاطب باباسفنجی، سندی، بیکیباتن و دیگر شخصیتهای این روایت را از سالها قبل میشناسد و سازندگان و کارگردان آن نیازی برای توضیح آنها ندارند، اما دیگر کاراکترها چه؟ آیا نباید سازندگان این اثر توضیحی از کاراکترهای انیمیشنی جدید و انسانهای واقعیای که قرار است افراد شرور داستان باشند بدهند؟ مخاطب ناگاه خود را در برابر کاراکترهایی میبیند که هیچچیز دربارهی آنها نمیداند. خانوادهی سندی که مشخص نیست چگونه و چطور همیشه پیدایاشان میشود و آن کاراکترهای انسانی بیهویت که مشخص نیست از کجا آمدهاند و چه میخواهند. سازندگان اثر حتی به خود زحمت ندادند کمی به آنچه در حال روایت هستند فکر کنند. همهچیز آنقدر در هموبرهم است که مخاطب نمیداند در حال دیدن چه رخدادهایی است.
باباسفنجی کاراکتری برای کودکان است. مخاطب داستانهای او هم کودکان هستند و سازندگان اثری که میخواهند از این کاراکتر استفاده کنند باید بدانند در ابتدا قرار است این شخصیت را با داستانی ساده و هیجانانگیز در برابر کودکان قرار دهند. در این روایت نه مشخص است داستان برای کودکان است و نه مشخص است برای بزرگسالان. کاراکتر انسانی بهناگاه با یک گذشتهی مسخره که از زبان خودش گفته میشود تبدیل به موجودی میشود که معلوم نیست ربات است یا چیزی دیگر. ناگاه مخاطب در برابر چیزی قرار میگیرد که حتی نمیتواند آن را تعریف کند و در بیمنطقترین حالت ممکن روایت به هر دری میزند تا تمام شود. درنهایت هم تنها چیزی که میتواند در این فیلم-انیمیشن کمی دیده شود خانوادهی سندی و آن ماشینی است که در آن زندگی میکنند. اگرنه این روایت هیچ چیزی برای گفتن، دیدن و شنیدن ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.