این سینما هنوز جای کار دارد
در مرور آثار سینمای دلهره بارها اشاره کردهایم که برخی از مناطق جغرافیایی پتانسیلی باورنکردنی برای پرورش روایتهای دلهره دارند. یکی از این مناطق جنوب شرقی آسیاست. در این منطقه میتوان به چهار کشور اندونزی، مالزی، فیلیپین و تایلند اشاره کرد. در این میان تایلند و اندونزی در سینمای دلهره بسیار فعال هستند و باید گفت دائم در حال آزمونوخطا برای رسیدن به جریان اصلی سینمای ژانری خود هستند. در بین تایلند و اندونزی باید گفت که تایلندیها با برنامهی بهتری وارد سینمای ژانری شدهاند و در فیلم «واسطه» شاهد بودیم که چگونه از گروه کرهای در خاک خود استقبال کردند تا دلهرهای فولکلور را روی پرده ببرند. اما سینمای اندونزی همچنان همان آزمون و خطای کلاسیک خود را با استفاده کارگردانهایی چون «جوکو انوار» از سر میگذراند. انوار در سال ۲۰۱۷ داستانی را با نام «بردگان شیطان» روی پرده برد که بهنوعی بازسازی یکی از آثار دههی ۱۹۸۰ سینمای اندونزی بهحساب میآمد. در آن اثر وارد خانوادهای ۶ نفره شدیم که مادر هنرمندشان پس از تحمل چند سال بیماری از دنیا میرود و همهی داستان پس از این اتفاق وارد مسیر جدیدی میشود. انوار حوادث فیلم ابتدایی را به ۳ سال بعد و دوباره در همان دههی ۱۹۸۰ آورده است و اینبار قرار است با افتتاحیهای که به سال ۱۹۵۵ بازمیگردد، کمی از فرقهی رازآلود شیطانی بگوید.
آنچه در این اثر و خیلی دیگر از آثار ژانر دلهره در سینمای اندونزی شاهد هستیم، ناهمگنی بین متن و فضای بصری روایت است. از بیرون که پیرنگ را مطالعه میکنیم، انتظار داریم با اثری کاملاً تاریک و منطبق بر کلیشههای سینمای دلهره مواجه شویم. اما زمانی که وارد اثر میشویم همهی این رازآلودگی متنی بهصورت بصری در برابر مخاطب قرار نمیگیرد. شاید کمی بیانصافی باشد که نام اینها را ضعف بگذاریم. اگر بخواهیم بهدنبال واژهای برای توصیف این ناهمگنی بگردیم، شاید به خام و ناپخته بودن سینمای دلهره در این جغرافیا برسیم. سینمای اندونزی و تایلند بهلحاظ جغرافیایی پتانسیل بالایی دارند، اما باید تکنیک سینمای ژانری را هم بهخوبی فرا بگیرند تا بتوانند مخاطبان جهانی سینمای دلهره را پای آثارشان بنشانند. سینمای دلهره صرفاً سکونهای پیدرپی، تاریک و روشنشدنهای صحنه و در نهایت جامپاسکرهای پیدرپی نیست. مخاطب ژانر دلهره تا جایی میتواند این تکرار را تحمل کند و زمانی که کارگردان از مرز افراط بگذرد، این مخاطب سوتزنان به تماشای فیلم ادامه میدهد و فیلم دیگر ارزش هیجانی یک دلهرهی رعبآور را ندارد. سینمای اندونزی و کارگردانهایی چون آقای انوار باید روی این نقطه کار کنند. آنها باید آنقدر تماشا کنند و آنقدر در جغرافیا و میان مردمان محلی و افسانههای دهشتناک آنها غور کنند تا بتوانند روایت و تصویر را دچار همگنی کنند. در کنار این مدارس فیلمسازی برای آموزش و تعلیم استعدادهای بازیگری نیز میتواند سینمای این کشورها را در ژانرهای مختلف به اوج برساند. شاید آقای انوار و دیگر تجاریسازان سینمای اندونزی باید از سینماگران مطرح کشور خود بیاموزند. فیلم «بردگان شیطان» پیرنگ جذابی دارد، اما برای تبدیل شدن به یک اثر تصویری در سینمای دلهره باید از پیچوخمهای زیادی رد میشد، اما بهجای این از طریق راهروهای مستقیم و سیمانی یک آپارتمان قصد داشت مخاطب را در برابر ارواح شیطانی قرار دهد.
مرور در کانال یوتوب:
https://youtu.be/q2LwsWHlH-0?si=v14S2DXROgec13fz
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.