دنیای بکری که تغییرش دادیم
برادران «زلنر» را با آثاری چون «دوشیزه»، «کومیکو، شکارچی گنجینه» و «کار بچگانه» میشناسیم. آثار این دو کارگردان در دنیایی آمیخته با کمدی-ابزورد جریان دارد. این دو برادر که در سال ۲۰۱۱ اثری با نام «طلوع پاگنده» را در قالب یک فیلم کوتاه ۵ دقیقهای تولید کردند، حال با اثری بلند به غروب این گونهی فانتزی و فولکلور آمریکای شمالی میپردازند.
این فیلم ترکیبی از تصویر و موسیقی است که مخاطب را بدون جلوههای ویژهی کامپیوتری درگیر فانتزی میکند. پاگندهها کاراکترهایی فانتزی در ادبیات فولکلور آمریکای شمالی هستند. آنها ترکیبی از انسان و میمون را تصویر میکنند و در داستانهای مختلف بین ۲ تا ۳ متر قد دارند و همیشه در میان جنگلها زیست میکنند. شاید پاگندهها در ادبیات مختلف نامهای متفاوتی داشته باشند، اما در همهی آنها ظاهری تقریباً یکسان دارند. برادران زلنر سعی دارند گروهی چهارنفره را از این پاگندهها طی یک سال در روایت خود تصویر کنند. این گروه شامل یک پاگندهی مونث و سه پاگندهی مذکر است که یکی از آنها همان مذکر آلفایی است که در دستههای جانداران حق تسلط بر مونث گروه را دارد. هر دو کارگردان در اثر خود سعی دارند از این فضا بهگونهای بهره ببرند که هم خوی حیوانی این موجودات را حفظ کنند و هم آنها را در معرض تغییرات در زیستبوم آمریکای شمالی قرار دهند. این روایت در چهار پرده که چهار فصل را تصویر میکند روایت میشود. اما مشکل آنجاست که هر دو کارگردان چندان به این چهار فصل اهمیتی نمیدهند و صرفاً سعی دارند از آن بهرهکشی روایی مد نظر خود را داشته باشند.
در این روایت سعی شده از طریق این چهار پاگنده در معرض دخالتهای فیزیکی انسان در زیستبوم طبیعی قرار بگیریم و در نهایت این موجودات به موزهای که با نام خودشان ثبت شده برسند. آنچه در این اثر به چشم میخورد تلاش این موجودات برای پیدا کردن گونهی خودشان است و بر درختان کوبیدن و صداهای یکسانی که تولید میکنند جز با سکوت طبیعت همراه نیست و در نهایت آنها خود را تنهاتر از همیشه بهعنوان آخرین بازماندهی پاگندهها مییابند. تقابل این موجودات با دیگر گونهها در طبیعت و نوع تغذیه، تقابل با مشکلات و در نهایت تنازع برای بقا از دیگر خواستههای دو کارگردان در این روایت است. داستان برادران زلنر در جایی بین دنیای فانتزی و کمدی-ابزورد کارگردانهایی چون اری استر قرار دارد، اما این همپوشانیها در روایت باعث سردرگرمشدن آن میشود. از سویی دیگر بهراحتی میتوان رگههایی از سینمای تجربی و مستند را نیز در این اثر شاهد بود که البته چندان با تصنعی که در این دنیای فانتزی وجود دارد همخوانی ندارد. این روایت در پارههایی مخاطب را در برابر عریانی طبیعت قرار میدهد، اما در طول مسیر خود گویی در حال فریاد زدن است که این پاگندهها قرار است بالاخره به انسان و ساختههای دست او برسند. بههمین سبب است که اولین تقابل آنها با یک جادهی ساختهی دست انسان در میان جنگل گویی فریاد شوق دو برادر است که بالاخره به این بخش از روایت رسیدند. شاید همین باعث میشود که انواعواقسام کارهایی که این پاگندهها در این تقابل انجام میدهند بیشتر به چشم شوق دو برادر ظاهر شود و نه اولین برخورد مخلوقات طبیعت در برابر مخلوق انسانی!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.