پوستر فیلم حریم

اعتمادی که در مرز بین دو دنیای متفاوت شکل گرفت

حریم
Sanctuary
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر ابزورد، درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

«زاکاری ویگن» در سال ۲۰۱۴ درامی هیجان‌انگیز و رازآلود را با عنوان «ماشین قلب» روی پرده برد. او در این درام سعی داشت رابطه‌ی عاشقانه‌ی دو نفر را که از راه دور با یکدیگر در ارتباط بودند به چالش بکشد. رازآلودگی ویگن در این درام از میان سطور مکالمه‌ها سر بر آورد و در ادامه با شک همه‌چیز رنگ دیگری گرفت. حال او در دومین اثر بلند داستانی خود بار دیگر مخاطب سینما را در معرض این تقابل دو نفره قرار می‌دهد.
این روایت فقط‌و‌فقط ۲ کاراکتر دارد که در سوئیت یک هتل کل اثر را پیش می‌برند. فیلم با «هل» آغاز می‌شود که از طریق تلفن نوشیدنی و دسر سفارش می‌دهد. در این حین «ربکا» وارد می‌شود و گویی نماینده‌ و وکیل یک هتل زنجیره‌ای بزرگ است که هل برای پست مدیریت آن درخواست داده است. مصاحبه‌ی این دو پس از چند سوال و طفره رفتن‌های هل از پاسخ به آن‌ها وارد گفت‌و‌گویی اروتیک می‌شود و به‌یک‌باره ورق برمی‌گردد. نه هل متقاضی کار است و نه ربکا وکیل این هتل زنجیره‌ای. آنچه مخاطب پس از این گفت‌و‌گوی پینگ‌پنگی به‌دست می‌آورد این است که هل همان هتل‌های زنجیره‌ای را از پدر مرحوم خود به ارث برده است و ربکا یک کارگر جنسی‌ست که طی چند ماه اخیر هل مشتری ثابت او شده است. هل دچار فروخوردگی ذهنی‌ست و ربکا نیز به‌عنوان یک حرفه‌ای در روابط بی‌دی‌اس‌ام است و به‌راحتی می‌تواند هل را در این خودویرانی شخصیتی مدیریت کند.
ویگن روایت خود را پس از هر بار فشردن دکمه‌ی آسانسور وارد فاز جدیدی می‌کند. شاید مخاطب زن بسیار بهتر از مخاطب مرد بتواند آنچه را که درون ذهن ربکا می‌گذرد تشخیص دهد. تکلیف هل در این میان مشخص است. او مدتی از خدمات ربکا بهره برده است و درست در همین روز که قرار است به‌عنوان مدیرعامل هتل‌های زنجیره‌ای پدرش منصوب شود از ربکا خداحافظی می‌کند و ساعتی را نیز به‌عنوان هدیه به او می‌دهد. اما گویا ربکا وارد مسیر بی‌بازگشتی شده که مقصد آن دلدادگی به هل است؛ ‌این دلدادگی از جنس آن چیزی که در ملودرام می‌بینیم نیست. ربکا و هل در این ماجرا همچون دو مکمل هستند؛ یکی سرسپردگی را قبول کرده است و دیگری رویای قدرت باعث ورودش به این عرصه است. ربکا همان‌‌طور که خودش اعتراف می‌کند از کودکی رویای قدرتمند بودن را در سر می‌پرورانده، اما این رویا در دنیای واقعی فرسنگ‌ها دورتر از او و زندگی روزمره‌اش بوده است. هل درست در برابر این زندگی قرار دارد. او از کودکی در میان قدرت و سلطه بزرگ شده است اما اکنون به‌دنبال سرسپردگی‌ست و این با واقعیت زندگی‌اش همخوانی ندارد. ویگن سعی دارد در طول درام خود این دو را تبدیل به یک من واحد کند. اما شکل گرفتن این من واحد بین یک کارگر جنسی و یک مرد میلیاردر نیاز به چیزی با نام اعتماد دارد. اعتماد همان کلید‌واژه‌ای است که ویگن در اثر قبلی خود آن را شکست و حال قرار است از میان سطور دو دنیای متفاوت آن را بسازد.
زاکاری ویگن در این دو اثر نشان داده که تا چه حد روی دیالوگ‌ها تسلط دارد و به‌راحتی می‌تواند در یک فضای محدود و از طریق دیالوگ شخصیت‌پردازی کند. او در این اثر با دو تیلت که تبدیل به های‌انگل می‌شوند به‌راحتی مخاطب را به درون اعوجاج ذهنی و روحی دو کاراکتر می‌برد. ویگن بی‌آنکه متوسل به اروتیسم بدن‌نما شود یکی از اروتیک‌ترین آثار سال را روی پرده برده است. بی‌صبرانه باید منتظر اثر بعدی این کارگردان بود و پس از آن به این نتیجه رسید که آیا با ظهور یک فیلم‌ساز مؤلف با امضاهای خاص خودش روبه‌رو هستیم یا خیر.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟