تفاوت بالیوود و هالیوود در پرداخت غیرممکنهاست
بسیار پیش آمده که در گفتوگوهای روزمره با اطرافیان در باب امور غیر قابل باور و اتفاقاتی که در کادربندی زندگی عادی نمیگنجند از جملهی «مگه فیلم هندیه؟» استفاده کرده باشیم. مگر نه اینکه در آثار بالیوود همان اتفاقاتی را میبینیم که انواع بتمن و سوپرمن و دیگر مخلوقهای کمیک بوکی انجام میدهند؟ شاید سادهترین پاسخ برای این سوال نوع پرداخت روایت و شخصیتپردازی است. هالیوود فقط برادر باهوشتر بالیوود است. در بالیوود بهسبب خیل عظیم تماشاگرانی که باید سیراب شوند، استودیوها سعی میکنند دیگر وارد پرداخت شخصیتهای ابرقهرمانی نشوند. در عوض این قدرتها را بین کاراکترهایی کاملاً انسانی خرد میکنند تا یکهبزنهایی محبوب را برای مخاطب هندی خود خلق کنند. بههمین سبب است که یک کاراکتر لاغراندام یا کاراکتری که شکمی برآمده دارد، در جایجای فیلم بهآنی میتواند با یک جیپ پلیس روپایی بزند و جهت گلولهها را معکوس کند. دیدن این صحنهها برای مخاطب جهانی و غیر هندی نهتنها غیرقابلباور، بلکه بسیار مضحک است. اما برادر باهوش بالیوود سعی میکند این هیجان را از طریق کمیکبوکهایی با قدمت تقریباً صد ساله روی پرده ببرد. بههمین سبب است که مخاطب جهانی مسیر هالیوود برای خلق یکبزنها را بیشتر میپسندد. هالیوود با زدن انگ ابرقهرمان سعی میکند فیلتری را در تخیل مخاطب قرار دهد. مخاطب هالیوودی میداند که در تخیل خود باید صاحب یک قدرت ماورائی شود و پس از آن قادر به پیشبرد اهداف خود است. در بالیوود چنین فیلتری وجود ندارد و در نتیجه مخاطب نمیتواند رؤیاپردزای خود با یکهبزنهای هندی را عمق دهد.
این مقدمه از آن جهت بود که استودیوی فیلمسازی «بالبوآ»، زیر نظر استالونه، سعی کرده بدون مراجعه به کمیکبوکها شروع به ابرقهرمانسازی کند. کارگردانی این اثر برعهدهی فیلمساز جوان استرالیایی، «جولیوس آیوری»، است. آیوری که تا پیش از این فیلم دو اثر متوسط و قابل قبول را در ژانرهای دلهره و هیجانانگیز روی پرده برده است، حال قصد دارد در فیلم خود گاتهامی جدید روی پرده ببرد. نام شهر او «گرانیت سیتی» و نام ابرقهرماناش «سامری» -برگرفته از سامری نیکوکار کتاب مقدس- است. اما نام شرور از الههی انتقام یونانی، «نمسیس»، گرفته شده است. در همان ابتدا که راوی مشغول روایت زندگی این دو برادر است از شنیدن این نامها تعجب میکنیم. بهراستی آیوری چه در ذهن داشته که تقابل بین خیر و شر را تبدیل به تقابل مذهب و اساطیر یونانی کرده است؟ بهنظر میآید که هیچ قصدی جز جذابیت در این انتخابها نبوده باشد. آیوری در فیلم خود فقط سعی کرده مخاطبان مختلفی از طیفهای مذهبی و ملیتی را پای اثر خود بنشاند. بههمین سبب است که نامهایی چون کوروش و رضا نیز به گوش میخورند.
آیوری در روایت خود سعی دارد همچون فیلم «لوگان» ابرقهرمان خسته و بازنشستهی خود را بار دیگر به صحنهی نبرد بکشاند. تنها تفاوت روایت او با اثری چون لوگان در این است که در پس آن فیلم دو دهه شخصیتپردازی و ساختاری منحصربهفرد از یک روایت وجود دارد. آیوری چگونه و با چه جسارتی با مقدمهای کوتاه به سراغ بازنشستگی یک ابرقهرمان نیمهکاره میرود؟ این پرسش را باید خود کارگردان پاسخ دهد. فیلم آیوری یک اثر ابرقهرمانی نیست، بلکه تقلیدی خام از آثار ابرقهرمانی است. تصور کنید که وجود آثار ابرقهرمانی با این پیشینه، بهلحاظ سینمایی زیر سوال است، و در کمال تعجب کارگردانی پیدا میشود که قصد دارد کاراکترهای خود را بی هیچ پیشینهای به خورد مخاطب دهد. اثر آقای ایوری یک آزمونوخطای مضحک در ژانر ابرقهرمانی است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.