پوستر فیلم مکان امن

برای برادری که دیگر نیست اما همچنان در پسایای ذهن من حضور دارد

مکان امن
Safe Place
محصول ۲۰۲۲ – کرواسی
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

مرور یک رخداد تلخ در زندگی هر کدام از ما گاه‌و‌بیگاه به زمان حال حمله‌ور می‌شود و برای مقابله با آن راهی جز فکر کردن به جزئیات آن نداریم. این حادثه را گاه تروما می‌نامیم و اگر در پی فقدان یکی از عزیزان رخ دهد از آن به‌عنوان رنج فقدان نام می‌بریم. «یوری لروتیچ»، کارگردان جوان کروات، در اولین اثر بلند سینمایی خود از رنج فقدان برادر می‌گوید.

«اگه هیچ‌کدوم از این اتفاقات نیفتاده بود، من بهت می‌گفتم: ببین، این ساختمون توست. تا بیست بشمار و من وارد صحنه می‌شم.» فیلم با این نوشته آغاز می‌شود که برای مخاطب تا حدودی نامفهوم است. پس از این نوشته دوربین ثابت و ساکن مجتمعی مسکونی را در یک لانگ شات به‌تصویر می‌کشد. مردی از یک ساختمان با عجله به‌سوی ساختمان بعدی می‌دود و هم‌زمان با رسیدن او به ساختمان تصویر برش می‌خورد. «برونو» در حال در زدن و صدا زدن «دمیر»، برادرش، است. گویا دمیر با او تماس گرفته و از حال بد خود گفته است. در هر حال پس از چندبار در زدن، برونو در را می‌شکند و دمیر را ایستاده پشت آن می‌بیند. دمیر رگ دست و بخشی از گردن خود را بریده است و بیهوش روی زمین می‌افتد. لروتیچ با همان دوربین ثابت و ساکن و قاب ۴ در ۳ سعی دارد در طول فیلم ما را در میان روابط اعضای خانواده‌ای سه نفره نگاه دارد؛ برونو و مادر که در تلاش برای نجات دمیر از آسیب بیشتر هستند.

در مرور فیلم‌های بلوک شرق اروپا بارها به سیستم منسوخ بروکراتیک ادارات دولتی اشاره کرده‌ایم. هر فیلم‌سازی در این کشورها به‌نحوی سعی دارد بخشی از سیستم لاک‌پشتی این ادارات را به‌تصویر بکشد. لروتیچ نیز در این فیلم، بی‌آنکه بخواهد از رنج فقدان خود بکاهد، به سیستم فاسد و عملکرد آن می‌تازد. اما حرف کارگردان کروات در این فیلم چیزی جز برادر از دست رفته نیست. برادری که دیگر نیست و کل فیلم در سوگ او قاب بسته شده است. برادری که حین ساخت فیلم از دست رفته و لروتیچ در همان سکانس سوررئال معروف فیلم خطاب به برادری که دیگر نیست می‌گوید: «به‌خاطر تو فیلم‌نامه رو عوض کردم.»

لروتیچ در ۱۰ دقیقه‌ی ابتدایی فیلم کل ماجرا را در مکالمه‌ای سوررئال بین خود و برادرش شرح می‌دهد. او با همان دوربین ثابت برونو (که لروتیچ خودش نقش او را بازی می‌کند) و دمیر را در حال مکالمه تصویر می‌کند. برونو در حال مکالمه با دمیر از دست رفته است و شرح ماجرا را برای برادر می‌دهد و اینکه چگونه پیگیر شکایت علیه بیمارستان است. او از مادر می‌گوید و اینکه چگونه شب‌ها از رنج فقدان فرزند هق‌هق‌کنان از خواب می‌پرد. پس از این سکانس شرح ماجرا همچون تصویری روشن طی ۲۴ ساعت روبه‌روی ما قرار می‌گیرد.

لروتیچ در این فیلم غمگین است و این غم را به‌وضوح می‌توان در قاب‌های متمرکز ۵ در ۳ که برونو، مادر و دمیر را تصویر می‌کنند شاهد بود. اثر لروتیچ هم فرمالیسم تصویری‌ست و هم محتوایی دردناک در خود دارد. او بدون هیچ فیلتری اجازه می‌دهد دوربین نور خورشید را با همان شدت تصویر کند و در جایی دیگر از طریق خط سایه‌ها تقارن کادر را برقرار می‌کند. کارگردان کروات در قاب خود خلأ و فقدان را آن‌قدر ساده و روشن تصویر می‌کند که گویی در همه‌ی صحنه‌های فیلم دمیر هست و نیست. به‌طور مثال به مکالمه‌ی برونو و دکتر روانشناس در ابتدای فیلم توجه کنید؛ برونو در گوشه‌ی سمت راست قاب و دکتر در گوشه‌ی سمت راست و تخت خالی دمیر درست در مرکز قرار دارد. روایت لروتیچ همه‌اش فقدان است و او با درک درستی از فرم تصویری و روایی آن را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟