بیرمق، زشت و بیموضوع همانند این فیلم
یکی از آثار کالت در سینمای دلهره بیشک فرنچایز «حلقه» -نسخهی ژاپنی- بود. کاراکتر «ساداکو» که همان روح سرگردان در نوارهای ویدیویی نفرینشده بود با موهای مشکی بلند و چهرهای رنگپریده و در نهایت آن چاهی که او از آن بالا میآمد در حافظهی هر مخاطبی در ژانر دلهره ثبت شده است. تجربهی هالیوود در بازسازی آن و دیگر تلاشها برای دوباره پرداختن و ادامه دادن روایت باز هم قادر به بازسازی دنیای نسخهی ژاپنی نشدند. حال در ژاپن آقای «هیساشی کیمورا» سعی کرده روایتی جدید بر پایهی داستان حلقه تصویر کند. هدف او پرداختن به منشأ این نوار ویدیویی و روح سرگردان بوده است.
این فیلم از همان پلان اول خود هویداست. کارگردان سعی دارد با بهتصویر کشیدن یکی از بازیگران مشهور ژاپنی با نام «هیرویوکی ایکئوچی» در قابهای خود کمی به فیلم شخصیت دهد. اما مخاطب این کار را انتخاب غلط بازیگر مشهور میداند و نه حربهی کارگردان شکستخورده. این فیلم به هیچ ساختاری پایبند نیست. قرار هم نیست مخاطب در پردهی سوم غافلگیر شود. کارگردان همهی تلاش خود را کرده تا کاراکتر ساداکو را با جلوههای ویژهی کامپیوتری در نظر مخاطب گیراتر کند. اما جلوههای ویژهی تصویری او حاصل کار یک گروه مبتدی است که حتی آسانگیرترین مخاطبان ژانر دلهره هم با دیدن این کار آن را پس میزنند.
کارگردان سعی دارد (فقط در ذهن سعی دارد) علم را در برابر باورهای مردمی قرار دهد. اما حتی به این تقابل هم نزدیک میشود. او کاراکتر «آیاکا» را دختری با ضریب هوشی ۲۰۰ معرفی میکند. گویا کارگردان بهشدت علاقهمند به ایکیو سان بوده و سعی دارد کاراکتر اول خود را به او شبیه کند که در لحظات بحرانی با یک موتیف فیزیکی به راهحل برسد. تنها تفاوت در این است که ایکیو سان با چرخاندن انگشتان روی سر به راهحل میرسد و آیاکا با چرخاندن دست دور گوش به نتیجه میرسد. اما کارگردان فراموش کرده که درونمایهی اثرش چیست و از آیاکا جز یک لپتاپ نسل قدیمی چیزی در ذهن باقی نمیماند. این بدان دلیل است که در این اثر شخصیتپردازیای وجود ندارد. کاراکتر آیاکا کیست و چه میخواهد و اینکه اضطراب او در اثر چیست ابهاماتی هستند که کارگردان سعی دارد از طریق وراجی خواهر و مادر آیاکا پاسخاشان را به مخاطب بدهد.
این فیلم یکی از همان آثاری است که نشان میدهد سینمای ژاپن دروازه را برای ساخت هر اثری در باب هر موضوعی باز گذاشته و در این آب گلآلود به دنبال هیچ چیزی نیست. آنچه از این آب گلآلود بهدست خواهد آمد آثاری مشابه است که هر ساله به تعدادشان اضافه میشود. بههمین سبب است که سینمای جشنوارهای ژاپن در حلقهی میان کارگردانهایی محدود باقی میماند. آثار سینمای مستقل ژاپن در این هیاهوی تولید آثار بدون استانداردهای اولیهی سینمایی گم میشوند و مخاطب علاقهمند به سینمای ژاپن باید آنها را از زیر خروارها اثر ضعیف بیابد. سینمای ژاپن طی این سالها نشان داده که کمیت را به کیفیت ترجیح میدهد. چنین سیاستی باعث شده حتی افت کیفیت را در انیمههای سینمایی و آثار درام ژاپنی شاهد باشیم. سینمای ژاپن بیشک یکی از طلایهداران درام و دلهره است. مخاطب سینما همچنان چشمانتظار آثاریست که بتوانند تا سالها در ذهن سینمادوستان هک شوند. آنچه در این اثر و آثار مشابه شاهد هستیم جز اضمحلال ژانری نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.