پوستر فیلم حرمت‌شکنی

آیا این یک فیلم بود؟

حرمت‌شکنی
Sacrilege
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

ژانر دلهره در بسیاری از آثار خود سعی دارد مضمونی همچون تولد فرقه‌ها و قوانین مرگبار و دلهرآورشان را به یکی از جذاب‌ترین قاب‌ها تبدیل کند. باتوجه به خیل آثار در این حوزه آثار قابل اعتنا و خوبی که بتوانند مخاطب دنبال‌کننده‌ی این ژانر را وادار به تحسین کنند چندان یافت نمی‌شود. شاید یکی از این فیلم‌ها «روستا» بود که در سال ۲۰۰۴ درصد زیادی از مخاطبان ژانر دلهره را به‌سوی خود کشاند. فیلم «حرمت‌شکنی»‌ اما آن اثری نیست که حتی بتواند به خط متوسط هم نزدیک شود.
چند دختر که نمی‌دانیم چه بین آن‌ها گذشته و چه پیش‌داستانی دارند تصمیم می‌گیرند به عمارتی روستایی در بیرون از شهر بروند و آخر هفته را آنجا سپری کنند. کلیشه‌ی آنتن ندادن تلفن همراه در همان ابتدای ورود آنها به‌تصویر کشیده می‌شود. پسری که از آن روستا است آن‌ها را به مراسمی سنتی در روستا دعوت می‌کند و داستان از اینجا آغاز می‌شود. روایت پاره‌پاره و بی‌سرو‌ته فیلم چیزی نیست که بتواند روی حادثه‌ای خاص تمرکز داشته باشد. هیچ‌کدام از سکانس‌ها در این فیلم نه رطبی به ماجرای اصلی آن دارند و نه خودشان دچار افتتاحیه و اختتامیه‌ای هستند. در نتیجه فیلم نه برش‌هایی عاقلانه دارد و نه تدوین توانسته کمکی به بارور شدن روایت نداشته‌ی آن کند.
این فیلم باتوجه به عنوان خود باید نمایی از یک فرقه و باورمندان به آن را به مخاطب نشان دهد اما در قابی که مقابل ما قرار دارد هیچ نشان و اثری از این فرقه و اعضای آن وجود ندارد. اگر باور کارگردان این است که در آن مراسم احمقانه و نگاه‌های غلوشده‌ی کشیش و دیگر اعضا و اسکلت جمجمه‌ی یک گوزن روی چند شاخ‌و‌برگ خشک قرار است به این فرقه و مرموزی آن پی ببریم، باید بگویم که باوری غلط است. فیلم حتی روی کاراکترهای اصلی خود نیز تمرک ندارد. همه‌ی این چهار دختر حتی ماکت یک کاراکتر سینمایی هم نیستند. آنها در همه‌‌جای فیلم فقط تعدادی بازیگر هستند که با فرمان «اکشن» منشی صحنه و طبق دکوپاژ از این سوی قاب به آن سو می‌روند. استفاده‌ از موسیقی رمزآلود در همه‌ی سکانس‌ها نه می‌تواند بار تعلیقی را به فیلم اضافه کند و نه قادر است مخاطب را انگشت‌به‌دهان چشم‌انتظار اتفاقی غیرمترقبه نگاه دارد.
فیلم «حرمت‌شکنی» بیشتر حرمت ژانر دلهره را زیر سوال می‌برد و باز هم این پرسش را در ذهن ایجاد می‌کند که آیا واقعاً نیاز است این تعداد از آثار را هرساله در یک ژانر شاهد باشیم یا بهتر آن است که کمپانی‌های فیلم‌سازی بیشتر تمرکز خود را روی روایت‌هایی قرار دهند که بتوانند با خیل مخاطبان این‌ ژانر ارتباطی دوسویه را برقرار کنند؟