موسیقی اختتامیه را نجات داد
در مرور بخش اول از قسمت پایانی فیلم رورونی کنشین بهطور کامل در باب شلوغکاریهای بیهدف کارگردان برای نشان دادن یک آشوب تمامعیار صحبت کردیم. حتی پای استودیوی جیبلی را هم بهمیان کشیدیم و به این نتیجه رسیدیم که بخش اول که «پایان» نام داشت بیشتر مورد پسند ذائقهی هالیوودی بود. اما کارگردان برای اختتامیهی خود «سرآغاز» را در نظر گرفته که باعث شده اثر تبدیل به یک درام عاشقانهی ژاپنی شود. اما چه میشود که اختتامیهی یک فرنچایز برخلاف قسمت قبلیاش دچار یک سکون زیبا از نوع ژاپنی میشود؟
موسیقی مهمترین عنصر این قسمت است که باعث شده فیلم در تمام لحظات خود مخاطب را به خلسهای میان ساموراییهای بهدنبال خون بکشاند. کارگردان سعی کرده در تدوین اثر از موسیقی سنتی ژاپنی استفاده کند. اما این موسیقی نه بر فیلم حاکم است و نه از آن جدایی دارد بلکه در تار و پور آن تنیده شده است. کارگردان در این قسمت تکلیف خود را میداند. او در حال روایت یک عاشقانهی خشن و در عین حال ساکن است. دختری از شهری دور برای انتقام از قاتل نامزد خود میآید و در این سو «باتوسا»ی جوان که در حال قتلعام اطرافیان شوگان است قرار دارد. در بخش اول سری پایانی فیلم که چند روز پیش مرور کردیم داستان عاشقانهی توموئه و باتوسای منشأ اتفاقات فیلم شده بود. حال در آخرین بخش که با تناقضی زیبا «سرآغاز» نام دارد، کل داستان به حادثهی عشق این دو اختصاص دارد. باتوسای و توموئه سر راه یکدیگر قرار میگیرند؛ یکی برای انتقام و دیگری برای رهایی از کشتن و رسیدن به صلح. گویا کارگردان در این بخش هر نشانی از یک اثر تینیجری بوده را فراموش کرده و خود را در معرض یک درام واقعی قرار داده است. درام لحظهلحظه در فیلم شکل میگیرد و همزمان موسیقی زمینه سکانسها را بارور میکند.
اما از این متعجبم که چرا پردهی سوم فیلم بهیکباره دچار سقوط میشود؟ کارگردان گویا با عجلهای وصفناشدنی فیلم را دچار یک فروپاشی میکند. هیچکدام از سکانسهای پردهی پایانی نشانی از درام قدرتمند دو پردهی قبل ندارد. اتفاقات یکی پس از دیگری رخ میدهند و تمپوی اثر بیهیچ پیشزمینهای بالا میرود. در پردهی سوم شاهد سقوط برجی زیبا هستیم که کارگردان سعی کرده بود آن را در دو پردهی قبل بالا بیاورد. اما همچون نرون در گوشهای ایستاد و در پردهی سوم همهچیز را با خاک یکسان کرد. در هر حال فرنچایز رورونی کنشین با اختتامیهای نسبتاً قابل قبول که بخش اعظمی از آن را مدیون موسیقی متن زیبای خود بود به پایان رسید. برای علاقهمندان به سینمای اکشن و بهخصوص دنبالکنندگان مانگاهای ژاپنی، این اثر تا حدودی جذاب بهنظر میرسد. شاید ژاپنیها بعد از اتمام این اثر به فکر سینمایی کردن یکی دیگر از هزاران مانگای پرطرفدار خود بیفتند.