نام «آنیش چاگانتی» از سال ۲۰۱۸ و بعد از درام رازآلود «جستوجو» کمی پررنگتر شده است. او با شخصیتسازی زیبایی که در آن فیلم از پدر و ماجرای مفقود شدن دختر و پیدا کردن سرنخهایی برای یافتن او کرده بود، نشان داد که میتواند در سینمای رازآلود و مملو از تعلیق جایی برای خود باز کند. حال و در سال ۲۰۲۰، فیلم جدید او با نام «فرار کن» راه او را در این مسیر هموارتر کرده است.
فیلم روایتگر مادریست که با دلسوزی تمام از فرزندی که از بدو تولد دچار چهار بیماری مزمن است مراقبت میکند. سکانس افتتاحیه با حضور کادر پزشکی در کنار تخت «دایان» آغاز میشود. فید-اوت و نقش بستن جملاتی روی صفحه که چهار بیماری مزمن را تعریف میکنند. بعد از فید-اوت شدن دوبارهی این جملات، «کلوئی» را میبینیم که از تخت برمیخیزد و روی ویلچر مینشیند، گلویاش را در توالت خالی میکند، چند قرص میخورد. با دستگاه قند خون میزان قندش را میبیند و «دایان» برحسب میزان بالا یا پایین قند خون به او صبحانه میدهد. این برشهای منظم، چهار بیماری مزمن (که قبل از شروع فیلم توضیحات مربوط به آنها را مشاهده کردیم) را زیبا و بدون هیچ تصویر اضافهای نشان میدهند. با چند تکرار دیگر و تا قبل از دقیقهی پنج فیلم، مخاطب با برنامهی روزانهی این مادر و دختر آشنا میشود. یکی از نقاط قوت آنیش چاگانتی برای درگیر کردن مخاطب با اثر خود، توجه به جزئیات است. او در جایجای فیلم و در میزانسن خود از کوچکترین اشیاء نیز استفاده میکند تا مخاطب با کمترین دیالوگ و با دقت به تصاویر تکههای پازل را کنار یکدیگر قرار دهد. شاید یکی از زیباترین صحنههای فیلم مربوط به میانهی آن باشد که کلویی با شوق بهسمت در میرود تا در را روی پستچی باز کند، بلکه خبری از پذیرش در دانشگاه برای او داشته باشد. اما بهمحض باز کردن در، دایان قبل از او نامهها را دریافت کرده است. اما تک نگاه کلویی به درِ باز ماشین مادر همان تک سرنخ این صحنه است که با دو برش روی چهرهی کلویی و درِ ماشین، صحنه پایان مییابد.
کارگردان برای آنکه فیلم را متوجه ارتباط دو سویهی کلویی و دایان کند، آنها را دور از شهر قرار داده تا از این طریق ورود و خروج کاراکترهای فرعی را به فیلم محدود کند. شاید بگوییم کار سادهایست، اما به دفعات مختلف و در بسیاری از فیلمهای امسال شاهد آن بودهایم که کارگردان با شلوغ کردن بیمورد قابهای خود، در میانهی فیلم دیگر توان پرداخت به هیچ کاراکتری را ندارد و در نهایت همهی کاراکترها – چه اصلی و چه فرعی- ابتر باقی میمانند. اما کارگردان این اثر با دقت و وسواس شخصیتهای خود را به درون اجتماع و در تقابل با شخصیتهای دیگر میبرد. اگر چنین نبود، آن تعلیق دوستداشتنی بین سینما و داروخانه شکل نمیگرفت و بهنوعی ضربان قلب مخاطب بالا نمیرفت.
یکی از ارکان اصلی سینمای رازآلود همین توجه به جزئیات و میزانسن است. چیزی که در این ژانر بیش از هر چیزی اهمیت دارد، بازی و حرکات کاراکتر و زاویهی دوربین است. دوربین هیچگاه نباید همچون شخصیتی مزاحم در میانهی لوکیشن رها شده باشد. دوربین در فیلم «فرار کن» درست مانند کودک خردسالیست که همیشه سعی دارد در گوشهای از صحنه حضور داشته باشد و کاراکترها حتی حضورش را حس نکنند تا او به آرامی آنها را تعقیب کند و ماجرا را بیابد. فیلم «فرار کن» بهعنوان دومین اثر بلند و مهم «آنیش چاگانتی»، نوعی جلب اعتماد برای سینمای او نیز محسوب میشود. هر دو کاراکتر اصلی، «سارا پولسن» در نقش دایان و «کیرا آلن» در نقش کلویی، بازی زیبایی را با میمیک صورت خود انجام میدهند و گاه خودشان بدون هیچ دیالوگی و تنها با پرفورمنسی زیبا بخشی از میزانسن میشوند و مخاطب بهراحتی – بدون اینکه دیالوگ بخواهد او را به سوی دیگری ببرد- تمام جزئیات صحنه را با دنبال کردن حرکات آنها به ذهن میسپارد. فیلم «فرار کن» یکی از همان الگوهایی است که میتواند به علاقهمندان فیلمسازی در این ژانر کمک زیادی کند.