برای پوچی همهی بیانیهها
«گای مدین» در سینمای کانادا و جهان چهرهی بسیار شناختهشدهای محسوب میشود. در کارنامهی او انواع و اقسام آثار هنری را میتوان یافت. آقای مدین در ترکیب دنیای ابزورد و سوررئال و ادای دین به سینمای صامت ید طولانی دارد و این را بهخوبی میتوان در بین سطور آثار تصویری او مشاهده کرد. اما طی یک دههی اخیر آقای مدین با دو برادر با نامهای «گیل» و «ایوان» جانسن در ساخت آثار بلند همکاری کرده است و حال نوبت به جدیدترین همکاری آنها در فیلم شایعات میرسد.
این فیلم یکی از سادهترین آثار سینمایی امسال است و بهنوعی همچون رودخانهای فرم روایی و بصری خود را بهسادگی در اختیار مخاطب قرار میدهد. سران گروه هفت در آلمان به انتهای نشست سالانهی خود رسیدهاند و قرار است پس از مهمانی کوچکی به میزبانی صدراعظم آلمان بیانیهی خود را برای قرائت آماده کنند. همهی داستان حول تلاش آنها برای نگارش این بیانیه میگذرد و بهیکباره این هفت نفر در دام ندانمهای خود و آخرالزمانی انتزاعی اسیر میشوند. این اسارت انتزاعی همهی آن چیزی است که گروه سهنفرهی کارگردانی قرار است مقابل چشم مخاطب قرار دهد.
گروه کارگردانی این اثر سعی دارند مخاطب را درگیر دنیای کمدی-ابزوردی کنند که هر چه کاراکترها در دل شب و درون جنگل پیش میروند بیشتر و بیشتر مالیخولیای اطراف خود را حس میکنند. برخی از آنها گویی از همان ابتدا از این دست بیانیههای نمایشی خسته شدهاند، برخی دیگر آن را بهنهایت جدی گرفتهاند و دستهی سوم آنهایی هستند که عملاً بود و نبود خودشان در چنین جایگاهی را در اولویت قرار نمیدهند. در این میان نباید فراموش کنیم که گروه کارگردانی بههیچعنوان روایت خود را مانیفستی ارائه نمیدهند و سعی دارند روی همان خط صاف و مستقیم دنیای کمدی-ابزوردشان پیش بروند. آنها حتی خصوصیاتی را که برای کاراکترهای خود بهعنوان سران گروه هفت پرداخت کردهاند به رهبران کنونی این کشورها نسبت نمیدهند و صرفاً سعی دارند قصهی کلان خود را در باب پوچی همهی مناسبات این جهان پیش ببرند. موتیف کلامی همهی کاراکترها نیز حول همین پوچی قرار دارد. بهطور مثال به رییسجمهور آمریکا که دائم از دغدغهی دیگر اعضاء در باب ساختار این بیانیه خسته شده و آن را تکهکاغذی بیارزش برای مشکلات دائمی جهان میپندارد توجه کنید. در خطی که کاراکترها میان جنگل میپیمایند و برخورد آنها با مردگان لجنزار و مغز بزرگی که در میان جنگل قرار دارد، گویی قرار است مخاطب را وارد فرامتنهایی از جنس دهکدهی جهانی، آخرالزمان بروکراتیکی و در نهایت خستگی از تمام بیانیهخوانیها کند. در اینجا نیز گروه کارگردانی به هیچ عنوان تلاش نمیکنند مانیفستی را به متن اثر الصاق کنند.
آنچه در بخش پایانی روایت شاهد هستیم گویی اینهمانی جلسهی نهایی سران کشورها با جلسهی سنای رم باستان است که نمایی پستمدرن را به اثر میبخشد. از سویی دیگر هویتمندی هوش مصنوعی نه از جنس آن چیزی است که اکنون شاهد رونق آن هستیم، بلکه بخشی از تعاریف قبل از همهگیر شدن انواعواقسام هوش مصنوعی است و سعی دارد مخاطب را درگیر کار سادهای کند که این رهبران در نشست سالانهی خود نیز از عهدهی آن بر نیامدند؛ بیانیهخوانی.
در این اثر تلاش شده تا مخاطب صرفاً در برابر یک قصهی ساده و در عین حال قابل فهم از منظر همهی جهان قرار بگیرد و خردهروایتهایی که نخستوزیر کانادا را در بطن همهی آنها قرار میدهد شوخی بامزهای بیش نیست و باز هم قرار نیست از طریق اینهمانی کاراکتر با دنیای واقعی دچار فرامتنهای بدون ربط شویم. گروه کارگردانی همهی تلاش خود را کرده تا مخاطب در برابر اثری ساده از دنیای کمدی-ابزورد و سوررئالیسمی راحتالحلقوم قرار گیرد و کلیت مناسبات جهانی را دچار پوچانگاری سینمایی کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.