پوستر فیلم اتاق ۲۰۳

دلهره‌های آپارتمانی

اتاق ۲۰۳
Room 203
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در میان خیل آثار ژانر دلهره پیدا می‌شوند فیلم‌هایی که در یک آپارتمان مرموز میان شهر می‌گذرند. مخاطبان ژانر دلهره با این آثار ارتباط نزدیک‌تری برقرار می‌کنند. اما برخلاف آثاری که بیرون از شهر رخ می‌دهند، این دسته از فیلم‌ها ریسک بالایی دارند. چون مخاطب برای درک بهتر فضای شهری نیاز دارد شهریت شهر و مردمان عادی را حس کند. اما به‌وقوع پیوستن چنین امری ارتباط مستقیمی با بودجه‌ی فیلم دارد. به‌همین سبب است که بیشتر این آثار راهی جز شکست پیش روی خود ندارند. فیلم جدید آقای «بن جَگِر» روایت دو دختر جوان است که به شهری بزرگ آمده‌اند تا آینده‌ی خود را آنجا جست‌و‌جو کنند.
«کیم» و «ایزی» دوستان دوران کودکی هم هستند. حال آن‌ها در شهری بزرگ قرار است با یکدیگر هم‌خانه شوند. این دو آپارتمانی را در یک ساختمان بزرگ اجاره کرده‌اند. اما از همان ابتدای ورود این آپارتمان با آن‌ها سر ناسازگاری دارد.
این فیلم نیز مانند بسیاری از کلیشه‌های دلهره با افتتاحیه‌ای آغاز می‌‌شود که در آن شاهد سوراخی ترسناک در این آپارتمان هستیم. کارگردان سعی دارد فیلم خود را به‌نوعی درگیر زندگی روتین کاراکترهای کیم و ایزی کند. مشکل اینجاست که کارگردان تکلیف خود را با فیلم و مخاطب روشن نمی‌کند. آیا کیم کاراکتر اول است یا ایزی؟ یا هر دو کاراکتر مکمل یکدیگر هستند؟ آقای بن جگر سعی دارد بدون پاسخ به این پرسش‌ها راهی در آن میان برای خود باز کند. او هم مانند کاراکتر کیم از شخصیت ایزی سوءاستفاده می‌کند تا نماهایی از این کاراکتر سرگردان را به خورد مخاطب دهد. کاراکتر ایزی در اصل تأثیرگذارترین بخش فیلم است. کارگردان جز چند خط دیالوگ وارد خلوت او نمی‌شود و روی دوربین خود را به‌سوی کیم می‌چرخاند. این انتخاب اشتباه فیلم را به‌سوی کلیشه‌هایی می‌برد که حتی در تصویر کردن آن‌ها نیز ناتوان است.
فیلم «اتاق ۲۰۳» حتی نزدیک به آثار متوسط دلهره‌های شهری نیست. تعلیق‌ها، نگاه‌های رمزآلود صاحبخانه و رمزگشایی‌ها توانایی ایجاد تعلیق و در ادامه‌ی آن جامپ‌اسکرها را ندارند. دوربین دائم در این ساختمان سرگردان است. مخاطب در صحنه‌ها و سکانس‌های بیرون از ساختمان هیچ درکی از شهر ندارد و تصنع فیلم در پرده‌ی دوم او را از کاراکترها و فضا جدا می‌کند. به‌نظر می‌رسد بن جگر کاراکتر مرکزی را اشتباه انتخاب کرده است. کاراکتر کیم آن‌قدری پرداخت نشده تا مخاطب او را به‌عنوان یک کاراکتر مستقل درک کند. همان‌طور که در بالا هم اشاره شد تنها کاراکتر پرداخت‌شده‌ی فیلم که حتی شخصیت کیم نیز تحت تأثیر اوست «ایزی» است. اما در قاب دوربین ایزی تبدیل به کالبدی برای تسخیر می‌شود. از سویی دیگر نمی‌توان این را از نظر پنهان داشت که کارگردان حتی در پلان ساختمان هم دچار مشکل است. مخاطب در طول فیلم هر چه سعی دارد با این مکان دهشتناک ارتباط برقرار کند، کارگردان راه‌حلی به او نمی‌دهد. دوربین فقط کاراکترها را پس از بسته‌شدن درب آسانسور تا داخل آپارتمان همراهی می‌کند. اما در کمال تعجب بیشتر رخدادهای مهم فیلم در فضای زیرزمین می‌گذرد و مخاطب با برش‌های نابجای فیلم از آپارتمان وارد زیرزمین می‌شود. در نهایت می‌توان گفت با اثری مواجه هستیم که نه روایت حتی متوسطی را به ما می‌دهد و نه قادر است نمایی کلی از فضا را در اختیارمان قرار دهد. فیلم «اتاق ۲۰۳» در نتیجه‌ی انتخاب‌های غلط کارگردان در این سراشیبی قرار می‌گیرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟