«بارنی» پسر نوجوان گوشهگیر و تنهاییست که در مدرسه هیچ دوستی ندارد. او تنها کسیست که از برنامهی شگفتانگیز «بابلبات» استفاده نمیکند. این برنامه درواقع یک ربات پیشرفته است که به کودکان امکان میدهد، دوستی متناسب با خودشان را پیدا کنند. تا اینکه یک روز صبح بارنی در کنار خود یکی از این رباتها را میبیند، اما این ربات با تمام رباتهای دیگر متفاوت است.
فیلم «ئی.تی. موجود فرازمینی» (۱۹۸۲) داستان پسربچهای بود که با دیدن موجودی فضایی و نجات او از دست افراد سودجو توانست رابطهای عمیق میان خود و ئی.تی ایجاد کند. رابطهای که از ذات پاک انسانی و صداقت او سرچشمه میگرفت. داستان انیمیشن «ران اشتباه رفته» نیز شباهتهای بسیاری به این فیلم دارد و مدام بیننده را به یاد آن میاندازد. در این انیمیشن پسری که با مادربزرگ قدیمی و پیر و پدری که مدام سرش در ساخت اختراعات جدید است، زندگی میکند، با ورود شخصی جدید به خانواده در ابتدا احساس میکند، میتواند مانند مابقی دوستاناش زندگی نرمالی را داشته باشد، اما از آنجا که این ربات را پدر از میان رباتهای خراب و اسقاطی آورده است، هیچکدام از تواناییها و برنامههای دیگر رباتها را ندارد. درنتیجه بارنی خودش تلاش میکند، این ربات را به شکل رباتهای دیگر درآورد. برای این کار باید او را با خودش آشنا کند. رفتهرفته بارنی در مسیر تلاش برای شناساندن خود به این ربات میتواند احساساتاش را راحتتر بروز داده و تغییراتی اساسی کند.
انیمیشن «ران اشتباه رفته» با داستانی که از سادگی، پاکی و صداقتِ ذات انسانی حرف میزند بهراحتی میتواند بینندهاش را که نوجوانان و کودکان هستند، متوجه خود کند. بارنی شباهت بسیاری به کودکان امروزی دارد و دغدغهها و خواستههایاش بهشدت واقعی است، به همین دلیل هم است که بیننده به سرعت و در همان ابتدا میتواند با او رابطه برقرار کند. از سوی دیگر رابطهاش با همکلاسیهایاش در مدرسه نیز به خوبی نشان داده شده است و میتوان شرایط بارنی را در مدرسه و در خانه و سپس با مواجهه با ران درک کرد. مسیر تغییر، خندهها و بازیها حتی عصبانیت بارنی در کنار ران نیز کاملاً قابلباور و توجیحپذیر است. درواقع این انیمیشن با داستانی با منطق روایی و سادگی نمایش آن و البته پرداخت درست به شخصیتهای اصلی آن باعث شده است، بیننده بتواند با بارنی همذاتپنداری کرده و به راحتی با داستان پیش رود.
انیمیشن «ران اشتباه رفته» طنز روان و قابلدرکی را هم دارد. طنزی که هم بارنی و هم ران و هم دیگر افراد داستان همگی از آن برخوردارند. این طنز نه آنقدر اغراقآمیز است که شخصیتهای داستان را غیرواقعی کند و نه آنقدر در سکانسهای بسیاری استفاده شده که مسیر روایت و هدف آن را تغییر دهد. وجود تصاویر رنگارنگ و ساده نیز اثر داستان را بیشتر کرده است. ران رباتی با شمایلی ساده است و با تمام رباتهایی که تا کنون دیده و ساخته شده، متفاوت است. همین سادگی آن نیز ارتباط و پذیرشاش را برای مخاطب راحتتر کرده است. این ربات به جای داشتن دست و پاها و شمایلی انسانی از یک بیضی کوچک تشکیل شده که تنها با صورت خود با مخاطباناش ارتباط برقرار میکند. تغییر چهره ران و چشمان و دهان او باعث توجه بیشتر بیننده به کلام و حرفهای سادهای که میزند، میشود. حرفهایی که آنها هم از محبت و دوستی میگویند. در این میان شاید تنها ایراد داستان را در وجود شخصیتهای بزرگسالانهای دانست که چندان پرداخت درستی نشدهاند و مسیر روایت را کمی خستهکننده کردهاند.