پوستر فیلم عروسک عشق

عدم تعادل در سکانس‌های فیلم

عروسک عشق
Romance Doll
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«تتسو» به توصیه‌ی یکی از دوستان‌اش برای دریافت شغلی که نمی‌داند چیست، به یک کارخانه وارد می‌شود. «کین‌کین» طراح عروسک‌ها و ماکت‌هایی‌ست که در جای‌جای کارخانه دیده می‌شود. او با توضیحی درباره‌ی عروسک‌های مخصوص برای بزرگسالان از تتسو می‌خواهد در طراحی و ساخت این عروسک‌ها به او کمک کند. تتسو نیز که این کار درنظرش جالب است، می‌پذیرد و در ادامه او همان‌جا با همسر آینده‌اش،«سونوکو»، نیز آشنا می‌شود.
فیلم «عروسک عشق» درباره‌ی رابطه‌ی بین تتسو و سونوکو و چگونگی به وجود آمدن عشق آنها و حتی گذر آنها از فرازونشیب‌های زندگی است. سونوکو به عنوان مدل برای ساخت ماکت به این کارخانه وارد شده و در همان ابتدا با نگاه خود تتسو را عاشق می‌کند. در ادامه با ازدواج زندگی آنها وارد مرحله‌ی جدیدی می‌شود. اما این زندگی همواره تحت‌ تأثیر دروغی که تتسو در همان ابتدا به سونوکو می‌گوید، قرار دارد و همه چیز هم با این دروغ رو به خرابی می‌رود. سونوکو زمانی که وارد کارخانه می‌شود و به عنوان مدل اجازه می‌دهد از روی بدن او قالب‌گیری کنند، تصور می‌کرد این ماکت‌ها را برای کارهای درمانی استفاده می‌کنند. او هرگز تصور نمی‌کرد، بدن او قرار است اسباب لذت دیگران شود. همین دروغ ساده که در ابتدا توسط کین‌کین گفته می‌شود، باعث شده تتسو نتواند حتی نوع شغلی را که دارد به سونوکو بگوید. رفته‌رفته عذاب وجدان حاصل از نگفتن حرف راست باعث می‌شود، تتسو از سونوکو دور شود. فیلم در روایتی ساده به ارتباط میان این دو زوج پرداخته و از همان ابتدا این دو شخصیت را در سکانس‌هایی کوتاه به مخاطب‌اش می‌شناساند و نیازی به توضیحات زیاد نمی‌بیند. در واقع نیمه‌ی ابتدایی داستان بیشتر در کارخانه و تلاش کین‌کین و تتسو برای ساخت عروسک‌های بهتر و مناسب‌تر می‌گذرد و روابط این دو در کنار این اتفاقات نشان داده می‌شوند. در ادامه و در نیمه‌ی دوم اما روابط بین این دو شخصیت دچار مشکلات و نشیب‌هایی می‌شود که مسیر روایت را تغییر می‌دهد.
این فیلم اما ایراداتی را هم در خود دارد. یکی از مشکلات اساسی داستان این است که حتی با دوساعت زمانی که اتفاقات در آن رخ می‌دهد هم شخصیت‌های داستان به‌جز تتسو و سونوکو به خوبی پرداخته نمی‌شوند و سکانس‌های دیگر افراد با سرعت زیادی حرکت کرده و اجازه‌ی شناخته شدن این افراد را به بیننده نمی‌دهد. از این روست که حتی مرگ کین‌کین نیز چندان باعث تأسف در مخاطب نمی‌شود. مرگ این شخصیتِ مهمِ داستان که نقش بسزایی در روند آن دارد، درست نشان داده نمی‌شود و در نتیجه نمی‌توان با آن ارتباط برقرار کرد. سکانس مردن کین‌کین و سوگواری برای او در برابر سکانس‌های طولانیِ بیهوده‌ی دیگر داستان ناچیز و حتی نامفهوم است. اما از سکانس‌های طولای این فیلم گفتیم. این سکانس‌های بیهوده در نیمه‌ی اول و بیشتر برای نشان دادن اتفاقات درون کارخانه استفاده می‌شود که لزومی برای نشان دادن آنها وجود ندارد و تنها روند روایت را کند کرده‌اند. اینکه چگونه افراد کارخانه قرار است آن عروسک‌های جنسی را بسازند چه اهمیتی دارد، زمانی که شخصیت‌های داستان بدون پرداخت باقی مانده‌اند؟ همین عدم تعادل سکانس‌های طولانی بیهوده و سکانس‌های کوتاه مفید تمام فیلم را زیرسوال برده و حتی دیدن‌اش را خسته‌کننده و سخت کرده است.