«دانته»، پسری جوان، به آرامی وارد خانهای میشود. او تصور میکند در این خانه تنهاست، پس شروع به گشتن میکند. اما کمی بعد صداهایی را میشنود. دانته متوجه حضور افرادی در خانه میشود و میخواهد فرار کند، اما درِ خانه قفل است. به ناگاه او خود را در برابر یک زن و مرد میبیند.
امروزه بسیاری از مخاطبان سینما به دنبال خاموش کردن عطش هیجان خود به فیلمهای سینمایی هیجانانگیز، ترسناک و حتی جنایی روی میآورند، به همین دلیل است که بیشتر طرفداران این ژانر را جوانان پر شروشور تشکیل میدهند. در سوی دیگر هم کارگردانان تازهکار بسیاری بنا به طیف وسیع مخاطبی که این ژانرها در همهی سنین دارند سعی میکنند فیلمهای خود را در همین ژانرها بسازند. اما این کارگردانها نباید فراموش کنند به دست آوردن توجه مخاطب نباید به هر قیمتی باشد و داستان باید منطق روایی خود را حفظ کند. فیلم «روکامبولا» از این حیث کار خود را به خوبی انجام داده است.
فیلم «روکامبولا» روایت خود را به سه بخش تقسیم کرده و برای هر بخش نامی را برگزیده است. این نامها از کتاب «کمدی الهی» دانته برگرفته شده است. بهشت، برزخ، دوزخ نامهای سه بخش این فیلم هستند که توانستهاند بر اساس روایت آن نامهایی بیربط هم نباشند. اما اینکه تصور کنیم ما با این نامها قرار است روایتی خاص و معنادار را در برابر خود ببینیم، اشتباه است. این فیلم در نهایت یک داستان هیجانانگیز است که اتفاقات آن برای بینندهی حرفهای سینما چندان هم غیرقابلپیشبینی نیست. مخاطبی که فیلمهای بزرگ سینمایی این ژانر را دیده باشد، دیدن این فیلم تنها یک سرگرمی هشتاد دقیقهای است که میتواند برای تفریح آن را ببیند و توقعی بیش هم از آن نداشته باشد.
در این فیلم قرار است تمام اتفاقات داستان در یک خانهی بزرگ و با شخصیتهایی محدود رخ دهد. این اتفاق میتواند کار کارگردان را برای شناساندن شخصیتها و حتی خود خانه آسان کند. اما مشکل مهم این فیلم را باید در پرداخت سطحی شخصیتهایاش دانست. عمیقاً هیچکدام از این افراد پرداخت درستی نمیشوند و روایت سعی دارد بیشتر به اتفاقات و منطق روایی خود توجه کند. در این فیلم حتی خانه نیز به درستی نشان داده نشده است. در ابتدا به نظر نمیرسد این خانه آنقدرها هم بزرگ باشد. تا سکانسهای پایانی شاید بیننده باور نکند با چگونه خانهای روبهرو است، اما به ناگاه سکانسهای بیرونی نشان میدهد که این خانه و محیط اطراف آن چه پتانسیلی برای پرداخت بیشتر و تعقیبوگریزهای هیجانانگیزتر داشته است. در واقع هم خانه و هم شخصیتهای این فیلم میتوانستند پرداخت بهتری داشته باشند. حتی بازیگران فیلم نیز توانستهاند تا حدودی درک شخصیتها را بهتر کنند. اما کارگردان تازهکار این فیلم دقیقاً به خاطر نداشتن تجربه نتوانسته از این پتانسیلها استفادهی بهتری کند و داستان خود را با هیجان بیشتر و تعقیبوگریزهایی بهتر روایت کند. البته که ما فیلمهای بسیاری از کارگردانهای تازهکار را مرور کردهایم که روایتهایی ناب را در برابر ما قرار دادهاند، اما همیشه تجربه فقط از ساختن فیلم به دست نمیآید. اگر پیشینهی آن کارگردانان تازهکار حرفهای را نگاه کنیم قطعاً آنها را در مواجهه با دنیای سینما به طرق دیگری خواهیم دید، حال با ساختن فیلم کوتاه باشد، یا دستیاری کارگردانان باسابقه یا حتی تماشای بیشتر فیلمهای بهتر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.