پوستر فیلم حال جاده‌ای

کمدی_ترسناک‌هایی که می‌توان برای یک‌بار مشاهده کرد

حال جاده‌ای
Road Head
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

شب‌هنگام است و زوجی درحال رانندگی در میان جاده‌ای هستند که به ناگاه مردی را وسط جاده می‌بینند. این مرد لباس عجیبی به تن کرده است، کلاهی فلزی به سر دارد و شمشیری بزرگ هم در دستان‌اش است. این زوج از دیدن این مرد عجیب تعجب می‌کنند و می‌ترسند. چند ثانیه بعد اما سر این زوج بر روی شیشه‌ی جلوی ماشین پرتاب می‌شود. فردای آن روز سه دوست در همان جاده دیده می‌شوند. در ادامه سرگذشت این سه دوست داستان فیلم را رقم خواهد زد.
«مانتی پایتان» یک گروه طنز سوررئال انگلیسی در دهه ۱۹۷۰ بود که با ساخت مجموعه تلویزیونی «سیرک پرنده‌ی مانتی پایتان» به شهرت رسید. این گروه با طنزهای خاص خود بعدها پا را از تلویزیون فراتر نهادند و به ساخت فیلم و آهنگ نیز روی آوردند. این گروه طنز با انتقادهای شدیدی که به مذهب و اخلاق و جوامع انسانی داشتند مخالفان بسیاری را هم متوجه خود کرده بودند. نوع طنز موجود در فیلم «حال جاده‌ای» نیز متأثر از طنز این گروه است و شباهت‌هایی هم به آن دارد. اما تفاوت عمده‌ی این دو طنز در آن است فیلم «حال جاده‌ای» یک کمدی ترسناک است که وجه ترسناک آن به فیلم «تپه‌ها چشم دارند» شباهت دارد. در فیلم «تپه‌ها چشم دارند» یک خانواده‌ی پرجمعیت، بیابان‌های کالیفرنیا را زیرپا می‌گذارند تا معدن نقره‌ای که برای‌شان به ارث رسیده است را بیابند. اما آنها ناخواسته وارد قلمرو غارنشین‌های وحشی و آدم‌خواری می‌شوند و باید برای نجات جان خود راه فراری بیابند.
در فیلم «حال جاده‌ای» یک زوج هم‌جنس‌گرا -برایان و الکس- به همراه یکی از دوستان‌شان -استفانی- که به تازگی از دوست‌پسر خود جدا شده راهی سفری می‌شوند تا دریاچه‌ای زیبا را در وسط بیابان بیایند. اما زمانی که به دریاچه می‌رسند متوجه می‌شوند دریاچه دیرزمانی‌ست خشک شده و حالا آنها در بیابانی بی‌آب و علف مانده‌اند. در همین حین مرد شمشیر به دست نیز خود را به آنها ظاهر می‌کند و حال آنها باید برای نجات جان خود از دست این مرد عجیب فرار کنند.
داستان فیلم «حال جاده‌ای» قرار است کمدی‌‌ای ترسناک باشد اما متأسفانه نه وجه ترسناک آن چنان دلهره‌آور و مهیج است که بتواند به‌واقع ترسی را بر بیننده ایجاد کند و نه سکانس‌های خنده‌دار آن چنان است که بتواند بیننده را در موقیعت‌های ممکن طنز خود به خنده بیندازد. تنها گاه‌به‌گاه با سکانس‌ها و البته بازی قابل‌قبول بازیگران‌اش می‌تواند موجب خنده‌ی بیننده شود. شخصیت استفانی با آن شهامتی که قرار است داشته باشد اگرچه تا اواسط داستان می‌تواند روند قابل‌قبول دختری شجاع را نشان دهد اما هر چه فیلم به پایان خود نزدیک‌تر می‌شود این شخصیت هم احمقانه‌تر جلوه می‌کند و رفتارهای غیرمنطقی‌‌اش نشان می‌دهد که شخصیت‌اش را می‌توان زیر سوال برد. توهم در دیدن دوست‌پسرش و مکالماتی که با او دارد اما یکی از اتفاقات جالبی‌ است که اگر به آن پرداخت بیشتری شده بود می‌توانست وجه طنز بهتری را هم وارد داستان کند. درواقع نه پرداخت این شخصیت که در کل پرداخت شخصیت‌های داستان کافی نیست و همگی رها شده در داستان دیده می‌شوند به‌ویژه که شخصیت آن مرد شمشیر به دست و در ادامه دوستان او نیز هیچ‌گونه پرداختی ندارند و بیننده هرگز دلیل کافی و واضحی را برای انجام کارهای آنها نمی‌بیند. هرچه فیلم در ابتدای خود به شخصیت‌ها و مکالمات آنها توجه کرده در نیمه‌ی دوم خود آنها را رها شده گذاشته و با عجله‌ داستان خود را هم تمام کرده است. پتانسیل موجود در طرح اصلی روایت نیز به همین دلیل حرام شده است.

دانلود از هستی دی ال